تبليغاتX

انجمن نجوم اندیشه ی برنا
انجمن نجوم اندیشه ی برنا
خوش اومدین
اصطلاحات نجومی
اصطلاحاتي كه بايد بدانيد مانند هر زمينه تخصصي ديگري، نجوم هم اصطلاحات مخصوص خودش را دارد. افراد تازه‌وارد به‌سرعت به‌عباراتي مانند «ثانيه قوس»، «قدر چهار» و «بُعد» برخورد مي‌كنند. اما نااميد نشويد، اين اصطلاح‌ها را به‌خوبي ياد مي‌گيريد. در اينجا مروري سريع بر مهمترين اصطلاحات نجومي و مفاهيم آنها كه شما به‌دانستن آنها نياز داريد، خواهيم داشت.

ادامه مطلب...


ارسال شده در: جمعه یکم تیر 1386 :: 16:8 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
رده‌هاي طيفي ستارگان
مهم‌ترين اطلاعاتی كه بايد در مورد يك ستاره بدانيم، چيست؟ شايد قدر ستاره در صدر فهرست دانسته‌ها قرار گيرد، اما درست در پشت آن رده طيفی ستاره قرار می ‌گيرد. بدون رده طيفی، ستاره چيزی جز يك چشمه نور نيست. با اضافه شدن حروف كوتاهی چون V”2“G يا IVshne”5“B ستاره، موردنظر به‌سرعت دارای شناسنامه‌ای خاص مي‌شود. افرادی كه قادر به‌درك معني اين كُدها هستند، مي‌توانند ماهيت ستاره موردنظر را كه شامل رنگ، اندازه و ميزان درخشندگي آن نسبت به‌خورشيد و ديگر انواع ستارگان، خصوصيات منحصربه‌فرد و گذشته و آينده آن را مشخص كنند

ادامه مطلب...


ارسال شده در: جمعه یکم تیر 1386 :: 16:1 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
رصد سحابي ها و كهكشان ها
 كلمة سحابي از « سحاب » به معناي ابر گرفته شده است . در دانش اختر شناسي ، سحابي ، ابري از گاز و غبار در فضاست . سحابيها را به دو گونة اصلي مي توان دسته بندي كرد : سحابي گسترده و سحابي سياره نما . اولي مكان تولد ستاره و دومي بازماندة ستاره اي است كه عمرش به پايان رسيده است ( بازمانده هاي ابرنواختري ياSuper Nova سحابي هايي اند كه از انفجار دهشتناك ستاره هاي پرجرم بر جاي مي مانند )

منبع:آقای آزادگان



ادامه مطلب...


ارسال شده در: دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 :: 16:11 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
صورتهاي فلكي فصل تابستان
آسمان شب هاي تابستان پر از زيباييها و شگفتيها ست، ستاره هاي درخشان ، خوشه هاي كروي ، تراكم راه كاهكشان و .... صاف بودن آسمان شبهاي تابستان هم ما را در ديدن اين زيباييها ياري مي دهد و كمتر پيش مي آيد كه هوا ابري باشد. ضمن اينكه دماي هوا هم در شب يا صبح زود بسيار مناسب و دلچسب است. پس فرصت را از دست ندهيم و به ديدن زيباييهاي آسمان شبهاي تابستان بپردازيم.
در تابستان، سه ستارة درخشان در بالاي سرجلب توجه مي كنند. از اتصال فرضي آن ها به يكديگر، مثلثي پديد مي آيد كه به « مثلث تابستاني »( Summer Triangle) مشهور است. سه ستارة راس مثلث هر كدام از يك صورت فلكي گرفته شده اند و عبارت اند از : نسر واقع - Vega ( از صورت فلكي شلياق ، Lyra)، نسر طاير - Altair ( از صورت فلكي عقاب، Aquila) و ردف - Deneb ( از صورت فلكي دجاجه، Cygnus).


(عکسهای استفاده شده در این مقاله مقیاسهای یکسانی ندارند.)
معمولاً براي نامگذاري ستاره هاي درخشان، از اسامي خاص استفاده مي كنند، اما براي تمام ستاره ها نمي توان همين روش را در پيش گرفت چرا كه جدول بندي يا به خاطر سپردنشان بسيار دشوار مي شود. روش متداول براي نامگذاري ستاره ها، استفاده ار الفباي يوناني است. در اين روش، معمولاً درخشانترين ستارة هر صورت فلكي را با حرف اول يوناني، آلفا(α) به همراه نام خود صورت فلكي به كار مي برند. مثلاً ستاره نسر واقع را كه درخشانترين ستارة صورت فلكي شلياق است، α - شلیاق (آلفا شلياق) مي نامند. به همين ترتيب براي ساير ستاره هاي درخشان آن صورت فلكي، از ديگر حروف يوناني، به ترتیب، استفاده مي كنند.
ستاره شناسان آماتورها، معمولاً تعداد زيادي از ستاره ها را با اين گونه نام ها مي شناسند و برايشان كاربرد زيادي دارد. اما اشكال اين روش نامگذاري، اين است كه فقط 26 ستاره از هر صورت فلكي را در بر مي گيرد. نامگذاري جامعتري كه اختر شناسي به نام فلامستيد(Flamsteed numbers) آن را بنياد بنا نهاد، بر مبناي اعداد است.
مهمترين صورتهاي فلكي تابستاني عبارت اند از : جاثی ( الجاثي علي ركبته، مرد به زانو نشسته ) قوس ، عقرب ، دجاجه ، شلياق ( چنگ رومي ، ليرا )و عقاب.
صورت فلكي قوس ( كمان ) : اين صورت فلكي در شبهاي تابستان برفراز افق جنوبي آسمان ديده مي شود و چون مركز كهكشان ما در امتداد اين صورت فلكي قرار دارد، پر است از خوشه هاي ستاره اي و سحابيهاي گوناگون. يكي از اين اجرام، خوشة كروي M22 است كه يكي از زيباترين خوشه هاي كروي آسمان است.



خوشة كروي M22 در شمال شرقي ستاره لاندا (λ )– قوس قرار دارد . اين خوشه را مي توان حتي با دوربين هاي كم توان ( مثلاً 50 ×10 ) به صورت گلوله اي كروي و به نسبت درخشان مشاهده كرد.
شايد لازم باشد دربارة نام گذاري اجرام غير ستاره اي هم توضيحي بدهيم. شارل مسيه(Charles Messier)، اختر شناس فرانسوي، شروع به فهرست برداري از اجرامي كرد كه ظاهري ابر مانند داشتند و به صورت غير نقطه اي ديده مي شدند. نام اين اجرام با حرف M (به مناسبت ابتداي نام مسيه) و يك شماره تعيين مي شود . اين نام گذاري بيش از صد جرم شامل خوشه هاي كروي و باز، كهكشان و سحابي را در برمي گيرد. اغلب آماتورهاي نجوم با تعداد زيادي از اين اجرام آشنايي دارند. برخي از اجرام هم نام هاي متداول ديگري علاوه بر نام مسيه شان دارند. مثلاً خوشة M45 را بيشتر با نام « خوشة پروين » مي شناسند. به شکل کلی، اجرام غيرستاره اي، نام ها يا شماره های مختلفی دارند كه مربوط به فهرست هاي مختلف است. مانند کهکشان NGC2536 یا سحابی IC349.
جسم زيباي ديگري كه در صورت فلكي قوس وجود دارد، سحابي M8 معروف به سحابي مرداب است. اگر هوا به اندازة كافي تاريك و صاف باشد، مي توانيد اين سحابي را حتي با چشم غير مسلح مانند تكه ابري كوچك و كم نور مشاهده كنيد . اين گونه سحابيها ، مكان شكل گيري و ستاره هاي تازه اند. پس ميليون ها سال، تراكم گازها و غبارهاي موجود در اين سحابي، نخستين جرقه هاي تولد ستاره هاي نوزاد را ايجاد خواهد كرد. سحابي مرداب بيش از 500 سال نوري از ما فاصله دارد. نزديك به سحابي مرداب، جسم ديگري وجود دارد به نام M20 كه به دليل شكل ظاهري اش به سحابي سه تكه مشهور است. اين سحابي كوچكتر و كم نورتر از M8 است و فاصله اش از ما به 1500 سال نوري مي رسد
. صورت فلكي شلياق ( چنگ رومي ، ليرا ) : شلیاق صورت فلكي كوچك و زيبايست، آنچه ارزش زيادي به اين صورت فلكي كوچك داده است، وجود ستارة بسيار درخشان نسر واقع(Vega)، در آن است كه درخشان ترين راس مثلث تابستاني است. ستارة نسر واقع ( به معناي كركس نشسته ) از قدر صفر و پنجمين ستارة درخشان آسمان است. نام ديگر آن بنابر روش نامگذاري گفته شده، آلفا (α) – شلياق است. اين ستاره يكي از همسايه هاي خورشيد محسوب مي شود زيرا فقط 27 سال نوري از آن فاصله دارد.



ستاره بتا (β) – شلياق نیز ستارة بسيار جالب توجهي است. آنچه با نام β– شلياق مي شناسيم، در حقيقت شامل دو ستاره است كه به دليل فاصلة كم از يكديگر، چشم ما قادر به تفكيك آنها نيست. يكي از اين ستاره ها و دو برابر و ديگري 12 برابر خورشيد جرم دارند و البته آنكه جرم بيشتري دارد كوچكتر و كم نورتر است! چون ستارة كوچكتر جرم بيشتري دار ، مواد و گازهاي ستارة بزرگتر را به سوي خود جذب مي كند و به دليل وجود همين مواد كدر در اطرافش، درخشندگي اش كاهش يافته است. با گردش ستارة بزرگتر به دور همدم كوچكترش، نور آن از ديد ما كم و زياد مي شود زيرا گاهي در پشت ستارة تاريكتر پنهان مي شود و گاهي در مقابل آن قرار مي گيرد. آنچه ما در آسمان مي بينيم، تغييرات درخشندگي اين ستاره است كه در طول چند شب حتي با چشم غير مسلح قابل مشاهده است. چنين ستاره هايي را « ستارة متغير » مي نامند و اين گونة خاص از متغيرها ، به متغيرهاي گرفتی معروف اند. شما هم سعي كنيد تغييرات درخشندگي β – شلياق را در شب هاي مختلف در آسمان مشاهده كنيد. براي آنكه اين تغييرات را بهتر تشخيص دهيد، درخشندگي اين ستاره را با ستاره هاي اطراف، از جمله γ (گاما) – شلياق مقايسه كنيد. درخشندگي β – شلياق از قدر 3/3 تا 1/4 تغيير مي كند و در زمان بيشترين درخشندگي به نورانيت گاما – شلياق ( كه قدرش 2/3 است ) نزديك مي شود.
ستارة اپسيلون (ε) – شلياق نزديك به نسر واقع قرار دارد و يافتنش دشوار نيست. اگر با دقت به آن نگاه كنيد ( اين كار با چشم غير مسلح بسيار دشوار است، مگر آنكه آسمان كاملاً تاريك باشد و چشمان شما تيزبين ! ) آن را بصورت دو ستاره خواهيد ديد. اينها اپسيلون 1 و اپسيلون 2 هستند. اين گونه اجرام را ستاره هاي دوتايي مي نامند. اما اپسيلون – شلياق ويژگي هاي جالب توجه ديگري هم دارد. اگر اين جفت ستاره را با تلسكوپ 3 اينچي يا بزرگتر نگاه كنيد، خواهيد ديد كه هر يك از اين مؤلفه ها ( اپسيلون 1 و اپسيلون 2 )، خودشان دوتايي اند! در حقيقت مجموعة اپسيلون – شلياق شامل چهار ستاره است كه دوتا – دوتا كنار هم قرار گرفته اند.
در صورت فلكي شلياق سحابي مشهوري وجود دارد كه از نوع سحابيهاي سياره نماست (Planetary Nebula) . از آنجايي كه اين گونه سحابيها اغلب دايره اي هستند ، با ابزارهاي كم توان همانند سياره به نظر مي رسند . هنگامي كه ستاره اي به اندازة خورشيد ، سوخت هسته اي اش را به پايان برساند و مرگش فرارسد ، لايه هاي بيروني اش را با فشار ازخود دور مي كند و باقيماندة ستاره به تدريج كوچك و كوچكتر مي شود . گازهاي پوستة بيروني ستاره ، كم كم منبسط مي شوند و به صورت سحابيهاي سياره نما ديده مي شوند.
سحابي موجود در صورت فلكي شلياق به « سحابي حلقوي شلياق » مشهور است و براي آماتورهاي نجوم جسم شناحته شده اي است. نام اين سحابي در فهرست مسيه ( كه پيش از اين در مورد آن سخن گفتيم ) M57 است. سحابي حلقوي درست در ميان دو ستارة بتا و گاما – شلياق قرار گرفته است و اين امر، يافتنش را ساده تر مي كند. با تلسكوپ هاي كوچك به صورت دايره اي بسيار كوچك و توپر ديده مي شود، اما اگر تلسكوپ 4 اينچي يا بزرگتر باشد، در بزرگنمايي زياد، مي توان آن را به صورت حلقه اي كوچك و مه آلود ( مانند دود حلقه شدة سيگار ) مشاهده كرد.
درست در مركز سحابي، ستارة عامل آن وجود دارد كه تمام گازهاي سحابي از آن خارج شده اند. چون اين ستاره بسيار فشرده و كوچك شده است، ديدنش با تلسكوپ هاي كوچك ناممكن است. اين ستاره را مي توانيد در عكس هايي كه با تلسكوپ هاي بزرگ از سحابي گرفته اند مشاهده كنيد. قطر حقيقي اين سحابي حدود 2/1 سال نوري و فاصله اش از ما بيش از 1500 سال نوري است.
صورت فلكي عقرب ( كژدم ) : اين صورت فلكي در شبهاي تابستان برفراز افق جنوبي آسمان ديده مي شود. معمولاً نام هاي صورتهاي فلكي ارتباط چنداني با شكل ظاهري آنها ندارند، اما دربارة صورت فلكي عقرب خلاف اين است.



اگر با دقت به طرح ظاهري اين صورت فلكي نگاه كنيد خواهيد ديد كه شباهت زيادي به عقرب دار ، به ويژه انحناي دم آن. عقرب از صورت هاي فلكي منطقة البروج است، يعني از آن صورت هايي ست كه خورشيد، ماه و سياره ها از آن عبور مي كنند. اين گونه صورت هاي فلكي را « برج » مي نامند. در فن احكام نجوم اعتقاد بر اين است كه قرار گرفتن ماه در برج عقرب چندان خوشايند نيست و در اين روزها بايد از انجام بسياري كارها پرهيز كرد. اصطلاح « قمر در عقرب » كه امروزة نشانه آشفته حالي و خرابي اوضاع است، از همين امر گرفته شده است .
در صورت فلكي عقرب آنچه بيش از هر چيز به چشم مي خورد، درخشندگي ستاره اي است سرخ رنگ كه نام « قلب العقرب » را بر آن گذاشته اند. اين ستاره ، كه نام ديگرش آلفا – عقرب است، از درخشانترين ستاره هاي آسمان است و رنگ سرخش آن را از ساير ستاره ها متمايز مي كند و زيبايي خاصي به آن مي بخشد. قدر اين ستاره 0.9 و فاصله اش از ما بيش از 500 سال نوري است . قلب العقرب از آن گونه ستاره هايي است كه به ابر غول مشهورند و قطرش به 700 برابر قطر خورشيد مي رسد! رنگ سرخ اين ستاره نشان دهندة دماي سطحي كم آن است كه حدود 3000 درجه كلوين است ( دماي سطح خورشيد حدود 6000 درجه كلوين است ).
در انحناي دم عقرب، تعداد زيادي ستارة دوتايي وجود دارد كه بهتر است با دوربين دو چشمي يا تك چشمي نگاهي به آن ها بيندازيد. ستارة زتا ( ξ ) – عقرب، كه كمي پايين تر از دم عقرب قرار دارد دوتايي ديگري است كه حتي با چشم غير مسلح مي توان دو عضو آن را ديد. يكي از ستاره هاي آن آبي و ديگري نارنجي است.
در صورت فلكي عقرب دو خوشة باز بسيار درخشان وجود دارد كه هر دو را مي توان در شب هاي كاملاً تاريك و صاف با چشم غير مسلح مشاهده كرد. اين دو خوشه درست بالاي دم عقرب قرار گرفته اند. آنكه پايينتر است، M7 و ديگري M6 ناميده شده اند. خوشة M7 را كه درخشانتر است، ساده تر مي توانيد پيدا كنيد. در اين خوشه 80 ستاره درخشانتر از قدر 10 وجود دارد. خوشة M6 را با چشم غير مسلح فقط به صورت لكه اي مه آلود و بدون ستاره مي توان ديد، اما با استفاده از دوربين مي توانيد ستاره هاي آن را آشكارا ببينيد. اگر دوربين در اختيار داريد، سعي كنيد ناحيه اطراف دم عقرب و فاصله بين آن تا صورت فلكي قوس را با دقت نگاه كنيد. در اين بخش اجزام بسيار زيبايي براي ديدن وجود دارند زيرا بخش پرتراكم راه كاهكشان ( كهكشان ما ) از آن جا مي گذرد.
يكي ديگر از اجرام جالب توجه در صورت فلكي عقرب، خوشة كروي M4 است كه از نزديكترين خوشه هاي كروي نسبت به ما محسوب مي شود. يافتن اين خوشه چندان دشوار نيست، زيرا بسيار نزديك به ستارة درخشان قلب العقرب قرار دارد. اگر دوربين داريد ناحية غرب قلب العقرب را بگرديد و اگر دوربين نداري ، سعي كنيد در شبي كاملاً صاف و تاريك آن را با چشم غير مسلح پيدا كنيد.
صورت فلكي دجاجه ( ماكيان و يا قو ) : شكل ظاهري اين صورت فلكي همانند صليب است كه تداعي كنندة پرواز پرنده اي با بال هاي افراشته و گردن دراز است. در انتهاي دم اين پرنده، درخشانترين ستارة صورت فلكي قرار دارد. انتهای دم این پرنده، درخشانترین ستاره صورت فلکی قرار دارد كه نامش « ردف » يا « ذنب الدجاجه » است و يكي از راسهاي مثلث بزرگ تابستاني را تشكيل مي دهد. ذنب الدجاجه به معناي دم ماكيان است كه به مكان آن در صورت فلكي اشاره دارد.



ردف يكي از درخشانترين ستاره هاي كهكشان است و درخشندگي اش حدود 000/80 برابر خورشيد است؛ اگر اين ستاره در فاصلة نزديكي قرار مي گرفت، شب هاي ما را همچون روز روشن مي كرد، اما اكنون در فاصلة 1800 سال نوري از ما به صورت ستاره اي از قدر اول ديده مي شود.
بتا (B) – دجاجه ستارة بسيار زيبايي است. نام ديگر اين ستاره، منقارالدجاجه است كه مكان آن را در صورت فلكي مشخص مي كند (واقع در نوك پرنده يا انتهاي صليب ). زيبايي اين ستاره با چشم غير مسلح مشخص نيست، اما اگر با تلسكوپي كوچك به آن نگاه كنيد در مي يابيد كه اين ستاره از دو عضو تشكيل شده است كه يكي به رنگ طلاي و ديگري آبي است. اغلب آماتورهاي نجوم علاقة زيادي به ديدن اين ستارة دوتايي دارند. قدر هاي دو عضو اين ستاره، 3 و 5 است.
از آنجايي كه صورت فلكي دجاجه در مسير راه كاهكشان قرار گرفته است ، اجرام زيبايي را مي توان در آن با دوربين مشاهده كرد. از جمله، خوشه هاي باز، سحابيهاي درخشان و سحابيهاي تاريك. يكي از خوشه هاي باز موجود در دجاجه، خوشة M39 است كه با چشم غير مسلح به صورت تودة مه آلود كوچكي ديده مي شود و با دوربين مي توان جلوة بهتري از آن را مشاهده كرد.
صورت فلكي جاثي ( الجاثي علي ركبته ، مرد به زانو نشسته ) : جاثي ستاره هاي چندان در خشاني ندارد اما پرنورترين خوشة كروي آسمان نيمكرة شمالي در آن قرار دارد. خوشة كروي M13 از ما حدود 2100 سال نوري فاصله دارد و مي توان آن را با چشم غير مسلح به صورت توده اي ابر مانند مشاهده كرد. يافتن آن چندان دشوار نيست، زيرا اين خوشه در خط واصل دو ستارة اتا و زتا – جائي قرار گرفته است.



آن دسته از صورت هاي فلكي كه تا كنون نام برديم، يا مربوط به منطقه البروج بودند يا در بالاي سر قرار داشتند. بجاست كمي هم به سراغ صورتهاي فلكي دور قطبي برويم كه در سمت شمال آسمان ديده مي شوند.
يكي از اين صورتهاي فلكي، دب اصغر (خرس كوچك) است كه آشناترين ستارة آسمان را در خود دارد، ستارة قطبي يا ستارة شمال يا جدي. اين ستارة قدر دوم به اين علت يگانه است كه در امتداد محور دوران زمين قرار گرفته است و اين طور به نظر مي رسد كه كه در طول شبانه روز، تمام كرة آسمان و ستاره هاي موجود در آن به دور ستارة قطبي مي گردند. بنابراين، اين ستاره در آسمان جايگاه ثابتي دارد و از همين رو مي توان از آن به عنوان راهنمايي مناسب براي يافتن جهت شمال استفاده كرد.



نام ديگر ستاره قطبي، آلفا (a) – دب اصغر است كه پرنورترين ستارة اين صورت فلكي است. اگر با تلسكوپي كوچك به اين ستاره نگاه كنيد، مي تواند همدم كم نورتر آن را كه از قدر نهم است، در فاصلة كمي از آن تشخيص دهيد.
يكي ديگر از صورت هاي فلكي دورقطبي، « ذات الكرسي » (صاحب و خداوند تخت ) است كه شكلي فراموش نشدني دارد. بسته به اينكه در چه جهتي قرار گرفته باشد ، مي توانيد آن را به صورت حروف M يا W مشاهده كنيد و در ميان ساير ستاره ها تشخيص دهيد.



در ناحية اين صورت فلكي، مي توانيد با دوربين تعداد زيادي ستارة كم نور را مشاهده كنيدكه جذابيت زيادي دارند. در ضمن، چندين خوشة باز هم در ذات الكرسي وجود دارد كه معروفترين هايشان خوشه هاي M25 ، M103 هستند.
قيفاووس هم يكي ديگر از صورت هاي فلكي دور قطبي است. شكل ظاهري آن شبيه به خانه ايست كه شمالي ترين ستاره اش در راس شيرواني آن قرار دارد. اگر چه ستاره هاي اين صورت فلكي چندان در خشان نيستند، اما همين ظاهر مشخصي كه دارد، يافتن آن را در آسمان ساده مي كند.



يكي از اجرام خاص در اين صورت فلكي ستاره اي است متغير كه سه گروه دسته اي از ستاره هاي متغير است. اين ستاره، دلتا (-)- قيفاووس است كه قدرش از 5/3 تا 4/4 تغيير مي كند و حتي مي توان اين اختلاف درخشندگي را ( كه در عرض 5 روز رخ مي دهد ) با چشم غير مسلح تشخيص داد. دلتا – قيفووس برخلاف ستارة بتا – شلياق كه پيش از اين گفتيم، عضوي از مجموعه اي دوتايي نيست تا بر اثر گرفتگي يا كسوف، درخشندگي اش تغيير كند، بلكه درخشندگي خود ستاره كم و زياد مي شود. اين گروه از ستاره هاي متغير را ( به افتخار همين دلتا – قيفاووس ) « متغير هاي قيفاووسي » مي نامند.
ستارة جذاب ديگري كه در اين صورت فلكي وجود دارد، مو ( -) – قيفاووس است كه نام « ياقوت » را براي آن برگزيده اند. اين ستاره، رنگي سرخ دارد و در حقيقت سرخ ترين ستارة قابل مشاهده با چشم غير مسلح است. آنچه عجيب است، تغيير رنگ اين ستاره به هنگام تغيير درخشندگي آن است. درخشندگي مو – قيفاووس به طور نامنظم از 7/3 تا 5 تغيير مي كند. در حالت بيشترين درخشندگي كاملاً سرخ است، اما همين كه نورش كاهش مي يابد ، رنگش هم عوض مي شود

منبع:آقای آزادگان



ارسال شده در: جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 :: 17:53 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
كليد آسماني
يافتن صورتهاي فلكي با استفاده از دب اكبر
يافتن صورت هاي فلكي و آشنا بودن با مكان و شكل كلي آنها از ابتدايي ترين و در عين حال مهمترين كارهايي است كه هر منجم آماتور بايد انجام بدهد. اما براي همين كار ساده و ابتدايي نيز داشتن كليد راهنما بسيار كارگشا است.
شايد از مهمترين كليدهاي راهنماي شما در يافتن صور فلكي آسمان، صورت فلكي دب اكبر باشد. استفاده و كمك از اين صورت فلكي به سادگي مي توانيد 8 صورت فلكي دیگر را بيابيد و البته در آينده با استفاده از همين 8 صورت فلكي، صورتهاي ديگر را خواهيد يافت. ابتدا با خود دب اكبر شروع كنيد. يافتن 7 ستاره اين صورت فلكي معروف به آبگردان كار مشكلي نيست و بايد بتوانيد تنها با نگاه كردن به سمت منطقه شمالي آسمان اين هفت ستاره را بيابيد. جالب است بدانيد كه هر هفت ستاره اين آبگردان نام خاصی دارند به این ترتیب:
α - دُبه، β - مراق، γ - فخذ ،δ - مغرز، ε - جون، ζ - عناق، η - قائد.
Image and video hosting by TinyPic
نخست ستاره قطبي و صورت فلكي دب اصغر
براي يافتن اين ستاره كافي است ستاره β ( مراق) را به α ( دبه ) وصل كنيد و به اندازه پنج برابر اين فاصله، ادامه دهيد، به ستاره قطبي مي رسيد. ستاره قطبي درخشان ترين ستاره از صورت فلكي دب اصغر است. شكل كلي صورت فلكي دب اصغر - اندازه زيادي همچون صورت فلكي دب اكبر است، كمي كوچكتر و با ستارگاني كم نور تر.
Image and video hosting by TinyPic
دیگر صورت فلكي كه يافتن آن با کمک دب اكبر، آسان است، صورت فلكي عواست. پرنورترين ستاره اين صورت فلكي، سماك رامح، ستاره اي از قدر 06/0- و به رنگ زرد طلايي است كه در فهرست هاي ستاره اي از نظر درخشندگي ظاهري، چهارمين ستاره آسمان است . براي يافتن اين ستاره كافي است دسته آبگردان دب اكبر را با همان انحناي دسته ادامه داده، اولين ستاره پرنوري كه بر سرراهمان قرار مي گيرد سماك رامح است، خود صورت عوا هم هر چند كه صورت فلكي بزرگیست، اما يافتنش اندکي مشكل است كه البته با استفاده از نقشه هاي ستاره اي و کمی دقت ، حتما آن را خواهيد يافت.
Image and video hosting by TinyPic
انحنايي را كه از دسته آبگردان شروع كرده بوديد و به سماك رامح رسيده بود را همچنان ادامه دهيد. به ستاره ای سفيد و درخشان مي رسيد از قدر صفر. اين ستاره از ديدگاه درخشندگي ظاهري پانزدهمين ستاره سراسر آسمان است و نامش سماك اعزل ، پرنورترين ستاره از صورت فلكي سنبله است. سنبله صورت فلكي پهناوریست كه براي يافتنش به کمی دقت نياز مندید. سنبله از صور فلكي دايره البروجي است.
Image and video hosting by TinyPic
صورت فلكي ذات الكرسي با ستارگان درخشان و شكل مشخصش، شايد نياز چنداني به راهنما نداشته باشد. اما به هر حال براي آنانكه مطمئن ترين راه ها را راههاي راهنما دار مي دانند، همچنان دب اكبر راهنماي خوبي است. از زتاي دب اكبر ( يعني عناق ) خطي به ستاره قطبي وصل كنيد و آن را ادامه دهيد. به اندازه تقريبي خط "ستاره قطبي – عناق" از ستاره قطبي گذر كنيد به صورت فلكي ذات الكرسي كه به شكل M يا W در آسمان ديده مي شود خواهيد رسيد.

Image and video hosting by TinyPic
قيفاووس ، صورتي فلكي است كه گاه يافتن آن حتي براي آنهاكه سابقه بيشتري در نجوم دارند نيز مشكل است، كم نوري نسبي ستارگان آن، گستردگي و نيز قرار گرفتن در مسير راه شيري همه از عواملي است كه يافتن آن را سخت مي كند. براي يافتن اين صورت فلكي دو ستاره α و β دب اكبر را به هم وصل كنيد و آن قدر ادامه دهيد تا به ستاره قطبي برسيد. حال اين خط را به همان اندازه α دب اكبر-ستاره قطبي ادامه دهيد، به ستاره معروف دلتا-قيفاووس مي رسيد. معروفيت اين ستاره در تغيير نورانيت آن است بنابراين تعجب نكنيد اگر گاهي اين ستاره را درخشان مي بينيد و گاهي خيلي كم نور.
Image and video hosting by TinyPic

اكنون به سراغ آن دسته از صوَر فلكي برويم كه كمي دورتر هستند و شايد در شب هاي فصل تابستان نتوانيد آنها را ببينيد. ستاره دلتا دب اكبر(مغرز) را به آلفا دب اكبر(دبه) وصل كنيد و حدود 4 برابر آن ادامه دهيد. ستاره اي بسيار پرنور به نام عيوق(آلفاي ارابه ران) را مي بينيد. اين ستاره با قدر 05/0+ ششمين ستاره پرنور آسمان است. صورت فلكي ارابه ران هر چند صورت بزرگيست اماشكل پنج ضلعي آن به خوبي در آسمان پيداست و مشكل چنداني براي يافتن آن نداريد.
Image and video hosting by TinyPic

صورت دو پيكر يا دوقلوي آسماني هم صورت فلكیي است كه براي يافتن آن مي توانيد از دب اكبر استفاده کنید. کافیست دلتای دب اکبر(معرز) و بتاي دب اكبر ( مراق) را به يكديگر وصل كنيدو حدود سه برابر آن را ادامه دهيد به اين ترتيب ستاره درخشان بتا از صورت فلكي دو پيكر ( جوزا ) را مي بينيد. با استفاده از ستارگان درخشان دو پيكر و مراجعه به نقشه ستاره اي می توانید كل اين صورت فلكي را بیابید.
Image and video hosting by TinyPic

و بالاخره شير آسماني، صورت ديگري است كه يافتن آن از طريق دب اكبر آسانست. اگر ستارگان دلتا و گاماي دب اكبر را به هم وصل كنيد و از سوي گاما به اندازه تقريبي 8 برابر ادامه دهيد به ستاره به نسبت سرخرنگي به نام قلب الاسد مي رسيد. آلفاي اسد ( شير ) با قدر 35/1+ از ستارگان پرنور آسمان است. بر فراز اين ستاره، پنج ستاره كم نور تر با آرايشي به شكل يك علامت سئوال ديده مي شود كه در اصل سر شير را تشكيل مي دهد و كمي دورتر و در سوي چپ اين علامت سئوال، مثلثي قائم الزاويه كه انتهاي تنه شير را مي سازد ديده مي شود.
Image and video hosting by TinyPic

اكنون با استفاده از صورت فلكي دب اكبر 8 صورت فلكي ديگر را يافته ايد كه البته با هر يك از اين صوَر، تعدادي صورت ديگر را خواهيد يافت. به اين ترتيب، مجموعه اي از صوَر فلكي را مي توانيد بيابيد و اندك اندك در شناخت آنها مهارت هاي لازم را بيابيد.
برای مطالعه انگلیسی این مطالب و یافتن مراجع انگلیسی، اینجا را ببینید

منبع:آقای آزادگان



ارسال شده در: جمعه سیزدهم بهمن 1385 :: 17:23 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
نجوم را اين گونه آغاز كنيم …
اخترشناسان آماتور
انجام دادن برخي كارها يا شغلها حتما نياز به تحصيل در همان زمينه تا سطوح بالا را دارد. به طور مثال جراحي قلب كاري نيست كه بتوان تجربي و با تمرين فراوان آموخت! اما در برخي ديگر از امور بسيار پيشرفته و مهم مي توان بدون تحصيل در آن رشته، به شکل تجربي و با تمرين زياد مهارت كسب كرد و به نتايج ارزشمندی رسيد. شايد بهترين مثال در اين مورد، ستاره شناسی باشد . در واقع دو نوع ستاره شناس وجود دارد، يكي آنكه در اين رشته تحصيل مي كند و مثلا مدرك دكتراي اختر فيزيك يا كيهانشناسي مي گيرد، و ديگری كسي كه از روي عشق و علاقه ، كتابهاي نجومي ساده را مي خواند و با برنامه ريزي دقيق و به كارگيري روشهاي اصولی به تحقيق در اين زمينه مي پردازد تا هم از آنچه انجام مي دهد لذت ببرد و هم نتايج سودمند كارهايش را به ديگران عرضه كند.اخترشناسان نوع نخست را حرفه اي مي نامند زيرا حرفه يا شغل آنها اين است كه به كارهاي نجومي بپردازند، اخترشناسان نوع دوم را آماتور مي نامند كه به معناي علاقه مند است .
اما تفاوت كار اخترشناسان حرفه أي و آماتور در چيست؟ و كداميك سهم بيشتري در پيشرفت علم نجوم دارند؟ كارهايي كه اخترشناسان حرفه اي انجام مي دهند معمولا عبارت است از : تدريس اخترشناسي ، تحليل داده هاي به دست آمده از رصدها ، نظريه پردازي و ارائه نمونه ها و روش هاي جديد و …
آنها معمولا فرصت كافي براي كاوش دقيق تمام آسمان را ندارند و تلسكوپهاي بسيار بزرگ را هم نمي توان براي كارهايي مثل يافتن دنباله دارها و نواخترهاي جدید مشغول كرد. پس در اين ميان بسياري از كارها را بايد به آماتورهاي نجوم سپرد. برخي گمان مي كنند كه كلمه آماتور نشان دهنده كم تجربگي و مبتدي بودن شخص است، اما اين برداشت كاملا اشتباه است. آماتورهايي هستند كه دهها سال تجربه رصد و كشف اجرام جدید را دارند و هيچ اخترشناس حرفه اي به انداه آنها با آسمان آشنا نيست.
در طول تاريخ شايد سهم آماتورهاي نجوم در كشف اجرام تازه در آسمان بسيار بيشتر از اخترشناسان حرفه أي بوده است. بد نيست به عنوان مثال، يكي از اخترشناسان آماتور با تجربه را به شما معرفي كنم: ژان لويي پون فرانسوي، باربر رصدخانه مارسي بود. هر شب پس از كارهاي طاقت فرساي صبح، به رصد آسمان مشغول مي شد و مهارت زيادي در شناخت اجرام آسماني و شيوه هاي رصد كسب كرد، به طوري كه در 39 سالگي موفق به كشف يك دنباله دار شد. يافتن دنباله دارها ادامه يافت و به سي عدد رسيد. همين كشفها و كسب مهارتها، به تدريج سمت منجم سلطنتي فرانسه را برايش به ارمغان آورد.

براي شروع كار چه بايد كرد ؟
اگر به آسمان شب و راز و رمزهاي نهفته در آن علاقه داريد و تصميم گرفته ايد در راه شناخت و كاوش دقيق آن قدم برداريد، بهتر است نخست اطلاعات خود را در اين زمينه افزايش دهيد. براي شروع كار، چند كتاب مفيد را به شما معرفي مي كنيم . با مطالعه آنها اطلاعات پايه را در اين علم به دست خواهيد آورد :
نجوم دینامیکی : نوشته رابرت تی. دیکسون، ترجمه احمد خواجه نصیر طوسی از انتشارات مرکز نشر دانشگاهی. برخلاف نام و ظاهر ترسناک، کتابی بسیار مفید و پایه ای برای یاد گیری نجوم است.
نجوم و اختر فیزیک مقدماتی : نوشته زیلیک و اسمیت، ترجمه دکتر جمشید قنبری و دکتر تقی عدالتی از انتشارات آستان قدس رضوی. مجموعه ای دو جلدی و بسیار مفید برای یادگیری اختر فیزیک پایه.
صورتهای فلکی : نوشته دکتر گری ملکر، دکتر مارک چارترند و ویل تریون، ترجمه مهندس احمد دالکی از انتشارات گیتاشناسی. کتابی با قطع جیبی و بسیار مفید برای آشنایی با اصول گشت و گذار در آسمان و صورتهای فلکی.
همچنین کتابهای بسیار دیگری که تعدادی از آنها بسیار کمیابند، از جمله، ستاره شناسی؛ اصول و عمل، نجوم به زبان ساده، نجوم کروی، ستاره شناسی دریایی و ....
با مطالعه اين كتابها ، اطلاعات پايه را براي انجام كارهاي نجومي به دست خواهيد آورد ، اما هيچ گاه از مطالعه دست برنداريد . هر گاه كتابهاي جديدي در اين زمينه ديديد، بخوانيد و اگر تناقضي بين كتابها مشاهده كرديد به ساير كتابها رجوع كنيد و يا از فردي آگاه يا مرجعي مطمئن بپرسيد تا نكته نادرستي در ذهنتان باقي نماند. اكنون هنگام آن است كه به سراغ كارهاي عملي برويم . شايد مهمترين بخش ازكارهاي عملي آماتورهاي نجوم ، رصد دقيق آسمان باشد ، كه منشا هر گونه فعاليت نجومي است .

رصد چيست و چه چيزهايي را بايد رصد كرد ؟
رصد كردن يعني مشاهده دقيق با هدفي ازپيش تعيين شده ، رصد آسمان شب، كاري است لذت بخش كه اگ چند شب به آن بپردازيد ، به لذت آن پي خواهيد برد . يكي از ساده ترين موضوعهاي رصدي، تشخيص صورتهاي فلكي است كه گام نخست در رصد آسمان محسوب مي شود. مقاله كليد آسماني شما را با صورتهاي فلكي آشنا مي كند. دانستن اسمها و شكل صورتهاي فلكي براي رصد هر جرمي در آسمان ضروري است. چون هر صورت فلكي از تعدادي ستاره تشكيل شده است، ناگزيريم نام ستاره ها را هم بدانيم. البته به خاطر سپردن نام( و يا شماره )تمام ستاره ها كاري ناممكن است اما بدون شك شناختن درخشانترين و مهمترين ستاره ها كار دشواري نيست و براي رصد كنندگان لازم است.
آنچه ستاره ها را از همديگر متمايز مي كند ـ درخشندگي و رنگ آنهاست. پس بايد علاوه بر نام، اين ويژگيهاي ستاره ها را هم بدانيد و البته دانستن كمي تاريخچه بر لذت دانستن خواهد افزود. با چشم غير مسلح، در هوايي صاف و تاريك مي توان ستاره هايي تا قدر ششم را مشاهده كرد. درخشانترين ستاره هاي فصل تابستان عبارتند از : سماك رامح، نسر واقع، نسر طاير، قلب العقرب و سماك اعزل. پس از درخشانترين ستاره ها، نوبت به ستاره هاي خاص ديگري مي رسد كه بايد با آنها آشنا شويد، از جمله : ستاره هاي متغير و ستاره هاي دوتايي. متغيرها گونه هايي خاص از ستاره ها هستند كه درخشندگي آنها به طور منظم يا نامنظم تغيير مي كند. برخي از متغيرها را دربيشترين درخشندگي مي توان حتي با چشم غير مسلح مشاهده كرد .
همه ستاره ها در آسمات تنها نيستند. نيمي از ستاره ها ( و شايد اغلبشان ) در مجموعه هاي دوتايي و چندتايي جاي گرفته اند. بسياري از ستاره هاي دوتايي را نمي توان به صورت دو ستاره تفكيك كرد و آنها را فقط به صورت يك ستاره مي بينيم. گاهي اوقات هم دو ستاره به طور اتفاقي در كنار يكديگر ديده مي شوند و عملا هيچ ارتباطي با هم ندارند. درواقعي ممكن است دهها يا صدها سال نوري از هم فاصله داشته باشند، اما از ديدگاه ما، در يك راستا قرار گرفته باشند ودر آسمان بسيار نزديك به هم ديده شوند .
بجز ستاره ها، اجرام ديگري هم در آسمان وجود دارد، از مجله : سياره (Planet) ، كهكشان (Galax) ، سحابي (Nebula) و خوشه هاي ستاره أي(Star Cluster). تشخيص سياره ها از ستاره ها شايد دشوار به نظر برسد، زيرا سياره ها با چشم غير مسلح همانند ستاره به نظر مي رسند. اما اگر دقت كنيم، مي توانيم تفاوتهايي بين ستاره و سياره پيدا كنيم. نخست اينكه ستاره ها نسبت به یکدیگر حركت ندارند و اگر يك دسته ستاره را در نظر بيريد و گردششان را در آسمان دنبال كنيد ، خواهيد ديد كه همه با هم حركت مي كنند و تركيبشان در ساعتها و روزهاي مختلف سال ثابت مي ماند. اگر غير از اين بود، شكل ظاهري صورتهاي فلكي روز به روز تغيير مي كرد( البته اين تغيير شكل صورت مي گيرد، ولي در طول هزاران سال ).
اما سياره ها اين نظم را رعايت نمي كنند و در ميان صورتهاي فلكي جابجا مي شوند. به همين دليل است كه در نقشه هاي آسمان هيچگاه اثري از سياره ها نيست. پس هر وقت در آسمان در ميان صورتهاي فلكي ستاره ناآشنايي را ديديد كه در نقشه ها وجود ندارد، مطمئن باشيد كه سياره أي را ديده ايد. در ضمن، سياره ها بر خلاف ستاره ها چشمك نمي زنند و نورشان ثابت است(به غیر از شرایطی خاص).
اجرام ديگري كه براي رصد مناسب اند، به اجرام غير ستاره أي معروف اند. يك نوع از اين اجرام، كهكشانهاهستند. كه مجموعه اي است از دهها يا صدها هزار ستاره و مقدار زيادي گاز و غبار. كهكشان ها به دليل فاصله بسيار زيادي كه از ما دارند، بسيار كم نور ديده مي شوند. فقط يكي - دو كهكشان را مي توان با چشم غير مسلح در شبهاي كاملا صاف و تاريك مشاهده كرد. در صورت فلكي امرا المسلسله ( زن به زنجير بسته ) كه از صورتهاي فلكي پاييزي است، يكي از درخشانترين و بزرگترين كهكشانهاي نزديك به ما است كه با نام همين صورت فلكي شناخته مي شود . كهكشان امراه المسلسله كه با چشم غير مسلح مي توان در خارج از شهر كه دور از آلودگي هوا و نور است ، به صورت لكه اي مه آلود مشاهده نمود.
يكي ديگر از اجرام غير ستاره اي ، سحابي است كه نامش از واژه اي عربي به معناي ابر گرفته شده است. سحابيها توده هاي بزرگ گازي هستند كه يا بازمانده ستاره هاي مرده اند و يا محل تولد ستاره هاي تازه اند.
سحابيها در آسمان به صورت ابر ديده مي شوند. يكي از درخشانترين سحابيهاي آسمان تابستان، در صورت فلكي قوس جا دارد و نامش سحابي مرداب است. در زمستان هم نمونه زيبايي از سحابيها را مي توان در صورت فلكي جبار مشاهده كرد.
خوشه هاي ستاره اي بر دو نوع اند : باز و كروي. خوشه هاي باز مجموعه هايي از دهها يا صدها ستاره اند. گاهي اوقات ستاره ها آن قدر به هم نزديكند كه نمي توان آنها را به صورت جداگانه ديد. بهترين نمونه از خوشه هاي باز، خوشه مشهور پروين است كه در آن 6 تا 7 ستاره را مي توان با چشم غير مسلح تشخيص داد. در صورت فلكي عقرب هم دو خوشه باز وجود دارد كه مي توان آنها را در تابستان مشاهده كرد و اگر هوا خوب باشد حتي باچشم غير مسلح ديده مي شوند. خوشه هاي كروي معمولا ستاره هاي بيشتري دارند، اما متراكم ترند. آنها از پيرترين اجرام كهكشان محسوب مي شوند. خوشه هاي كروي در آسمان به صورت كره اي كوچك و مه آلود ديده مي شوند. فصل تابستان بهترين موقعيت براي ديدن اين گونه اجرام است زيرا چند تا از درخشانترين خوشه هاي كروي در آسمان تابستان ديده مي شوند . در صورتهاي فلكي قوس، جاثي، عقرب و تازيها خوشه هاي كروي درخشاني وجود دارد.
آنچه تاكنون گفتيم، اجرامي بودند كه هميشه در آسمان وجود دارند که در ساعت و تاريخ مناسب مي توان آنها را ديد.اما اجرامي هم وجود دارند كه در مدت كوتاهي به طور موقت ميهمان آسمان شبهاي ما مي شوند و بدون شك نبايد فرصت را براي ديدنشان از دست داد.
يك دسته از اينگونه اجرام، دنباله دارها هستند كه گاهي آنها را به اشتباه ستاره دنباله دار مي نامند در صورتي آنها ستاره نيستند و درون منظومه شمسي جاي دارند. برخي از دنباله دارها تناوبي هستند، يعني با فاصله هاي زماني مشخصي پديدار مي شوند، مانند دنباله دار مشهور هالي. اين مدت زمان تناوب ممكن است از دو-سه سال تا هزاران سال متغير باشد.
برخي از دنباله دارها به طور اتفاقي در آسمان ظاهر مي شوند و پديارشدنشان قابل پيش بيني نيست و ممكن است ديگر هيچ گاه باز نگردند. دنباله دارهاي بسيار درخشان حتي با چشم غير مسلح هم ديده مي شوند. ظاهرشان مانند گلوله أي نوراني است كه دمي جارو مانند و منحني در پشتشان قرار گرفته است. اين اجرام هنگامي كه در فاصله بسيار زياد از خورشيد قرار دارند به شكل کره ای یخی هستند و دنباله ندارند. با نزدیک شدن به خورشيد، يخهاي سطحي شان بخار مي شوند و همچون دنباله اي در پشتشان مي درخشد.
شهابها هم جزو اجرام گذري آسمانند. هنگامي كه ذرات ريز موجود در فضا( به اندازه دانه هاي شن )با جو زمين برخورد مي كنند، به دليل سرعت زياد، اصطكاك توليد مي شود و ذرات در جو مي سوزند. از سوختن ذرات ردي نوراني در آسمان ديده مي شود كه به آن شهاب مي گويند. زمان پديدار شدن شهابهاي پراكنده قابل پيش بيني نيست، اما زمانهاي خاصي وجود دارد كه در مدت كوتاهي تعداد زيادي شهاب در آسمان ديده مي شوند. اين پديده را بارش شهابي مي نامند. هنگامي كه دنباله داري مدار زمين را قطع مي كند، ذرات بازمانده از آن، همچنان در مدار دنباله دار باقي مي ماند. با عبور زمين از آن نقطه، تعداد زيادي ذره در مدت كوتاهي با جو زمين برخورد مي كنند و آنچه ما در آسمان مي بينيم، نمايش بارش شهابي است كه ممكن است در يك ساعت تا صد شهاب در آسمان ديده شود. زمان وقوع بارشهاي شهابي بر خلاف شهابهاي پراكنده قابل پيش بيني است و هر سال در زمان معيني كه اوج بارش نام دارد تكرار مي شود.
تمام اجرامي را كه تاكنون نام برديم( بجز كهكشانها ) متعلق به مجموعه أي عظيم به نام راه كاهكشان( راه شیری ) بودند. اين نام كهكشان ماست كه برخي عنوان راه شيري را بر گرفته از اسطوره هاي غربي براي آن برگزيده اند. در اسطوره هاي ايران باستان، اينگونه تصور مي شد كه با كشيدناري حامل كاه از يك سو به سوي ديگر آسمان، مقداري از اين كاه بر گنبد آسمان ریخته واين همان نور ابر مانندي است كه در شبهاي تابستان در پهناي آسمان مي بينيم. بدين علت نام آن را راه كاه كهشان گذاشتند كه كوتاه شده اش همان كهكشان است . كهكشان ما شكلي مارپيچي دارد و از پهلو همانند عدس ديده مي شود : باريك و برآمدگي مركزي . ما چون در داخل كهكشان جا داريم، نمي توانيم آن را به طور كامل ببينم، اما بخشي از آن شبها به صورت نواري مه آلوده ديده مي شود كه بيشترين تراكمش در صورتهاي فلكي قوس و دجاجه است.

چه دوربيني براي شروع كار لازم است ؟
بر خلاف تصور، داشتن تلسكوپ در آغاز كار نه تنها ضروري نيست، بلكه مضر هم هست. كار كردن با تلسكوپ دشوار است زيرا ناحيه بسيار كوچكي از آسمان را نشان مي دهد و تشخيص آنچه مي بينيم ساده نيست. ضمن اينكه تلسكوپها بسيار گران اند و معمولا آماتورهاي نجوم در آغاز كار توان خرد تلسكوپ را ندارند. بنابراين تا وقتي كه آسمان را بخوبي نشناخته ايد و جزييات صورتهاي فلكي را به خوبي نمي دانيد ، به فكر استفاده از تلسكوپ نيفتيد.
در آغاز كار بهتر است از دوربينهاي دو چشمي يا تك چشمي استفاده كنيد، اين گونه دوربينها چند حسن دارند، از جمله اينكه بسيار ارزانترند و ميدان ديد وسيعي دارند، يعني بخش بزرگتري از آسمان را نشان مي دهندو در نتيجه يافتن اجرام با آنها بسيار ساده تر است. البته اين در صورتي است كه بتوانيد آن را به نوعي مستقر كنيد.
اغلب دوربيهاي دو چشمي محل خاصي براي نصب روي سه پايه ندارند و بايد خودتان روشي براي اينكار پيدا كنيد. اما دوربينهاي تك چشمي جايي براي نصب روي سه پايه هاي عكاسي دارند. اين امر ، كار رصد را بسيار ساده تر مي كند. شايد بتوان گفت رصد با دوربين دو چشمي يا تك چشمي بدون سه پايه كاري ناممكن است زيرا لرزشهاي دست اجتناب ناپذير است.
مشخصات دوربينهاي دو چشمي و تك چشمي به صورت دو عدد روي بدنه شان ثبت ميشود.. عدد نخست نشان دهنده بزرگنمايي دوربين است و عدد دوم قطر عدسي شيئي(عدسی که در انتهای لوله جای دارد و به سوی آسمان است) آن را بر حسب ميلي متر مشخص ميكند. به عنوان مثال، در دوربين 20X50 بزرگنمايي دوربین بيست برابر و قطر عدسي 50 میلیمتر است. دوربینهایی که بزرگنمایی كمتر از 7 دارند، عملا براي كار رصد مناسب نيستند. دوربينهاي 7X35 ، 7X42 و 7X50 ساده ترين و ابتدايي ترين دوربينهاي قابل استفاده براي رصد هستند. دوربينهاي10X50 و20X60 بزرگنمايي خوبي دارند و براي كارهاي نجومي بسيار مناسب اند به شرطی كه بتوان آنها را روي سه پايه سوار كرد. دوربينهاي20X80 و بزرگتر از آن، دست كمي از تلسكوپهاي كوچك ندارند و قيمتشان گران است.


ارسال شده در: شنبه دوم دی 1385 :: 14:52 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام خوش اومدین!این وبلاگ توسط اعضای اصلی انجمن اندیشه ی برنای ارومیه هدایت میشود!خوشحال میشیم اگه ما رو با نظراتتون راهنمایی کنین!

CURRENT MOON