تبليغاتX

انجمن نجوم اندیشه ی برنا
انجمن نجوم اندیشه ی برنا
خوش اومدین
هوش فرا زميني
براي دسترسي به اين مطلب مي تونيد اونو به صورت فايل word دانلود كنيد این فایل رو دوست عزیزمون حامد شاکری برامون داده

http://rapidshare.de/files/48589460/12.doc.html



ارسال شده در: سه شنبه پنجم آبان 1388 :: 15:45 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
گاه نامه
توجه :گاه نامه منتشر شد

توضيحات در ادامه مطلب



ادامه مطلب...


ارسال شده در: جمعه یکم آبان 1388 :: 13:23 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
وبلاگ اعضا
وبلاگ رييس جديد آقاي وحيد فرج اسلام

www.vahidnojom.blogfa.com



ارسال شده در: چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 :: 18:36 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
سلام مهر 88
با سلام خدمت بازديد كننده گان عزيز من وحيد فرج اسلام رييس جديد انجمن نجوم انديشه برنا هستم اميدوارم با نظرات مهم و زيباي خود ما را در امر توسعه و پيشرفت نجوم ياري دهيد

ارسال شده در: چهارشنبه هشتم مهر 1388 :: 19:43 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
کهکشان آندرومدا
کهکشان آندرومدا(m31)
سحابی آندرومدا(امراﺓالمسلسله) m31, Andromeda Galaxy

 

 کهکشان معروف M31 یا NGC 224 که در صورت فلکی آندرومدا قراردارد. این کهکشان به همراه کهکشان راه شیری دو کهشان مارپیچی بزرگ و اصلی خوشه محلی کهکشانها هستند. این کهکشان نزدیک‌ترین و بزرگترین کهکشان مارپیچی به زمین است. و در فاصله 52/2 میلیون سال نوری قرار دارد...........



ادامه مطلب...


ارسال شده در: جمعه ششم دی 1387 :: 17:48 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
جست وجوی حیات در سیاره مرگ
گروه مقالات: هوا و فضا

تعداد نمایش: 663
جست وجوی حیات در سیاره مرگ

آشنایی با کاوشگر فونیکس و ماموریت آن

 

سال جاری فضاپیمایی را از کیپ کاناورال فلوریدا به مقصد مریخ پرتاب کرد. در صورتی که همه چیز مطابق پیش بینی ها باشد، این فضاپیما ۹ ماه دیگر به مریخ می رسد. این فضاپیما که فونیکس (phoenix به معنای ققنوس) نام دارد، به جست وجو در زیر سطح مریخ می پردازد تا نشانه هایی از وجود حیات احتمالی را در گذشته یا زمان حال مریخ بیابد. ناسا در نظر دارد این کاوشگر را ماه مه سال ۲۰۰۸ در مکان مسطحی که شبیه به شمال آلاسکای زمین است فرود آورد.



ادامه مطلب...


ارسال شده در: دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 :: 20:11 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
جدید ترین اطلاعات دریافتی از فينيكس نشان می دهد که خاک مریخ توانایی پشتیبانی از حیات را دارد

فينيكس با تجزیه خاک سطح مریخ یا سنگپوش مریخ ، نشان داد که مواد معدنی به وفور در خاک مریخ یافت می شوند و خاصیت اسیدی آن هم به اندازه ای نیست که مانع شکل گیری حیات در آن شود . این نتایج شگفت انگیز حاصل تحلیل های اولیه از یک بیلچه از عمق 2 سانتی متری خاک مریخ است که توسط ابزار MECA (Microscopy, Electrochemistry and Conductivity Analyzer )، انجام شده است .

MECA یکی از ابزار های مهم نصب شده بر روی فينیکس است که به "wet lab" نیز معروف است . این ابزار اولین آزمایشگاه رطوبتی است که در خارج از زمین کار می کند .

نتایج بدست آمده از تحلیل های این آزمایشگاه ، به همراه یخ آب موجود در کنار فينیکس دانشمندان این پروژه را به حدی شگفت زده کرده است که از آن به عنوان پیروزی در یک بخت آزمایی بزرگ یاد می کنند .

نتایج بدست آمده دانشمندان را امیدوار کرده تا بتوانند به معمای امکان وجود حیات در مریخ پاسخ دهند . Michael Hecht  یکی از سرپرستان این پروژه می گوید :"اطلاعات بدست آمده از آنالیز های MECA ، ما را در دریایی از داده های شیمیایی مربوط به مریخ غرق کرده است ".

سدیم ، پتاسیم ، کلر و منیزیم از عناصر هستند که وجودشان در خاک مریخ ثابت شده است . وجود این عناصر به تنهایی چیز مهمی نیست اما اینکه همه ی این مواد معدنی به صورت حل شده در آب ، در مریخ وجود دارند ، به این معنی است که شرایط  برای شکل گیری حیات در مریخ مناسب است . در واقع شباهت های بسیاری میان حجم مواد معدنی ، درجه PH خاک و نمک میان خاک مریخ و آنچه اینجا در زمین یافت می شود ، وجود دارد .

Sam Kounaves از پژوهشگران این پروژه می گوید :" نمونه مریخ بسیار شبیه به نمونه خاک در قسمت خشک دره های جنوبگان زمین است ، مخصوصا خاصیت قلیایی و درجه PH خاک . در این قسمت به خصوص(جنوبگان) ، یک اینچ زیر سطح ، pH خاک بین هشت و نه است . و البته ترکیبی از نمک های سدیم ، پتاسیم ، کلر و منیزیم وجود دارد ".

اگر پرسش "آیا در مریخ حیات وجود دارد" را به اینگونه تغییر دهیم که "آیا مریخ می تواند میزبان حیات باشد" ، باید پاسخ داد که بله می تواند . هرچند که نیترات در خاک مریخ پیدا شده اما خاصیت قلیایی آن شبیه به زمین است . در Ph میان هشت و نه ، می توانیم باغ وحشی از باکتری ها و سبزیجات داشته باشیم . مارچوبه و شلغم از گیاهانی هستند که می توانند در چنین خاکی با این درجه قلیلیی رشد کنند .

اکنون محققان بر این باورند که مریخ یک دنیای بیگانه نیست ، بلکه از بسیاری جهات ، از جمله خاصیت مواد معدنی ، بسیار شبیه به زمین است .

البته فينیکس هنوز اورگان های زیستی و مواد آلی در مریخ کشف نکرده است و این بدین معنی است که اگرچه خاک مریخ می تواند میزبان حیات باشد اما فعلا بر روی آن حیات وجود ندارد . البته بعید نیست که فينیکس با کندن سطح و رسیدن به عمق بیشتر ، پاسخ های واضح تری به سوالات پژوهشگران بدهد و اکتشافات باور نکردنی بوقوع بپیوندد .


منبع:ارس اسکای

نویسنده:پویان حنیفی



ارسال شده در: شنبه هشتم تیر 1387 :: 23:51 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
اصطلاحات نجومی
اصطلاحاتي كه بايد بدانيد مانند هر زمينه تخصصي ديگري، نجوم هم اصطلاحات مخصوص خودش را دارد. افراد تازه‌وارد به‌سرعت به‌عباراتي مانند «ثانيه قوس»، «قدر چهار» و «بُعد» برخورد مي‌كنند. اما نااميد نشويد، اين اصطلاح‌ها را به‌خوبي ياد مي‌گيريد. در اينجا مروري سريع بر مهمترين اصطلاحات نجومي و مفاهيم آنها كه شما به‌دانستن آنها نياز داريد، خواهيم داشت.

ادامه مطلب...


ارسال شده در: جمعه یکم تیر 1386 :: 16:8 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
ابر مرموز ایران
رصدگران ایرانی در شامگاه جمعه ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ در حالیکه تازه از رصد هلال بحرانی ماه جمادی الثانی فراغت یافته بودند شاهد رویدادی کم نظیر در آسمان بودند که از کرانه‌هاي خليج فارس تا شمال تهران رصد شد
پوريا ناظمي و بابک امين‌تفرشي


ادامه مطلب...


ارسال شده در: جمعه یکم تیر 1386 :: 16:5 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
رده‌هاي طيفي ستارگان
مهم‌ترين اطلاعاتی كه بايد در مورد يك ستاره بدانيم، چيست؟ شايد قدر ستاره در صدر فهرست دانسته‌ها قرار گيرد، اما درست در پشت آن رده طيفی ستاره قرار می ‌گيرد. بدون رده طيفی، ستاره چيزی جز يك چشمه نور نيست. با اضافه شدن حروف كوتاهی چون V”2“G يا IVshne”5“B ستاره، موردنظر به‌سرعت دارای شناسنامه‌ای خاص مي‌شود. افرادی كه قادر به‌درك معني اين كُدها هستند، مي‌توانند ماهيت ستاره موردنظر را كه شامل رنگ، اندازه و ميزان درخشندگي آن نسبت به‌خورشيد و ديگر انواع ستارگان، خصوصيات منحصربه‌فرد و گذشته و آينده آن را مشخص كنند

ادامه مطلب...


ارسال شده در: جمعه یکم تیر 1386 :: 16:1 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
بهترین اختفاهای سال 1386
پنهان شدن یک جسم سماوی در پشت جسم سماوی بزرگ‌تر و نزدیک‌تر را در اصطلاح <اختفا> می‌نامیم. در این مقاله با فهرستی از بهترین اختفاهای سال 1386 و شرایط رصدشان در برخی از مهمترین شهرهای ایران آشنا می‌شوید

ادامه مطلب...


ارسال شده در: شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 :: 15:40 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
عکس
سلام بعد یه مدت طولانی دوباره مدارس شروع شد با همه ی ...

حالا ول کنین و با این جور کارا کاری نداشته باشین

امروز یه عکس با حال و گنده از ماه می زارم که تا مدتی کف کنین

ماه



ارسال شده در: یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 :: 18:49 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
آیا روی سطح مریخ غار وجود دارد؟
بررسی‌های جدید دانشمندان نشان می‌دهد که به احتمال زیاد غارهایی روی سطح مریخ وجود دارد. دانشمندان برای پیدا کردن این غارها از روش‌های پیدا کردن غار در زمین استفاده کردند

ادامه مطلب...


ارسال شده در: یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 :: 18:45 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
رصد سحابي ها و كهكشان ها
 كلمة سحابي از « سحاب » به معناي ابر گرفته شده است . در دانش اختر شناسي ، سحابي ، ابري از گاز و غبار در فضاست . سحابيها را به دو گونة اصلي مي توان دسته بندي كرد : سحابي گسترده و سحابي سياره نما . اولي مكان تولد ستاره و دومي بازماندة ستاره اي است كه عمرش به پايان رسيده است ( بازمانده هاي ابرنواختري ياSuper Nova سحابي هايي اند كه از انفجار دهشتناك ستاره هاي پرجرم بر جاي مي مانند )

منبع:آقای آزادگان



ادامه مطلب...


ارسال شده در: دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 :: 16:11 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
آسمان برای همهِ ما
در سال 1386، روز نجوم در ایران جمعه 31 فروردین و هفتهِ نجوم از 25 تا 31 فروردین است. این مقاله پیشنهادهایی است برای برگزاری هرچه جذاب‌تر و زیباتر روز نجوم سال آینده.
محمد مهدی مطیعی و محمد هاشمی‌نیا


ادامه مطلب...


ارسال شده در: دوشنبه ششم فروردین 1386 :: 13:0 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
عید
عید بر همه شما دوستان مبارک و فرخنده باد

خوب هالتون احوالتون همشون انشا ا... خوب باشن و در ضمن عیدی های خوبی هم بگیرین.

تازه داش یادم میرفت اسامی برگزیده گان سومین المپیاد نجوم رو هم دادن که از میان ۳ نفر شرکت کننده از مدرسه ما فقط نام من (سید هاتف طباطبایی) هست .امیدوارم سال بعد اسم شما رو هم تو اون لیست رصد کنیم.



ارسال شده در: جمعه سوم فروردین 1386 :: 16:55 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
جلسه

با سلام

همان طور كه مستحضر هستيد جلسه انجمن نجوم آماتوري در ماه اسفند برگزار شد كه طي آن با راي گيري از اعضا آقايان پويان حنيفي به عنوان دبير و ايمان طالبيان به عنوان منشي از انتخابات قبول شدند.

به اين دو نفر تبريك مي گوييم و برايشان آرزوي موفقيتمي كنيم.

 



ارسال شده در: جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 :: 15:26 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
باز هم عکس
و اما یکی از عکس های خودم این عکسو روز ۱۸ بهمن در بیشترین کشیدگی شرقی عطارد انداختم

ببينيد

خواهش ميكنم نظر بديد.



ارسال شده در: شنبه نوزدهم اسفند 1385 :: 16:30 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
و اما باز هم عکس های با حال

این عکس رو امیر حسین ابولفتح انداخته

ببینید



ارسال شده در: شنبه نوزدهم اسفند 1385 :: 16:25 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
در جستجوی حيات در مريخ
دانشمندان مشغول ساخت ابزاری هستند که قادر به تشخیص حيات مولکولی در مریخ و حتی پی‌گیری منشا آن است. آذین زنگویی این وسیله با نام «یوری»(Urey)، کاوشگر اکسید و مواد آلی مریخ نامیده و قبلا در بیابان آتاکاما در شیلی آزمایش شده است. آژانس فضایی اروپا قصد دارد که از این کاوشگر در برنامه سال ۲۰۱۳ خود(ExoMars) به مریخ استفاده کند. این برنامه برای برداشتن نمونه‌هایی از خاک مریخ، آسیاب کردن آن‌ها به ذرات نرم و سپس تجزیه آن‌ها برای یافتن نشانه‌ای از حیات طراحی شده است. هر نمونه شامل موادی است که از زیر سطح مریخ برداشته شده است. دکتر «ج. بادا»(J. Bada) از دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید:"احتمال یافتن زندگی مولکولی با استفاده از یوری چندین میلیون برابر از ابزارهای قبلی بیشتر است".قسمتی از این وسیله برای بررسی سرعت شرایطی که باعث از بین رفتن حیات مولکولی شده‌اند، طراحی شده است.دکتر «پ. ارنفرند»(P. Ehrenfreund)ازدانشگاه لیدن هلند می‌گوید:"هدف اصلی ExoMars جستجوی حیات است و از آنجایی که یوری قدرت تشخیص بالایی برای مواد آلی دارد در ExoMars مورد استفاده قرار خواهد گرفت".یوری قادر به تشخیص چندین مولکول آلی از جمله اسیدهای آمینه با مقادیر بسیار جزیی در حد ppt است. حیات بر روی زمین از ارتباط حلقه‌های اسیدهای آمینه تشکیل شده است، هرچند که اسیدهای آمینه می‌توانند توسط موجود زنده یا غیر زنده به‌ وجود بیایند. بر این اساس مریخ می‌تواند دارای اسیدهای آمینه باشد ولی دارای حیات نباشد. برای تشخیص این وضعیت و شواهد موجود برای حیات گذشته و حال در مریخ، دانشمندان یوری را بر مبنای این که اکثر اسیدهای آمینه می‌توانند به دو شکل وجود داشته باشند، طراحی کرده‌اند و آن‌ها را «دست چپ» و «دست راست» می‌نامند. اسیدهای آمینه با منشا غیر آلی شامل ۵۰% دست چپ و ۵۰% دست راست هستند. به غیر از برخی موارد استثنا، از کوچکترین فرم حیات بر روی زمین مانند میکروب‌ها گرفته تا بزرگترین آن‌ها مانند گیاهان و جانوران دارای اسیدهای آمینه دست چپ هستند. در هر شکلی از حیات ماورای زمین با استفاده از قسمت اصلی اسیدهای آمینه که دارای تصویر معکوس است، یکنواختی قابل مقایسه‌ای بین دست چپ و دست راست انتظار می‌رود. اگر تصویر معکوس استفاده نشود، بیو شیمی را پیچیده می‌کند. «ا. فارینگتن»(A. Farrington) رئیس پروژه یوری از ناسا می‌گوید:"ابزار یوری قادر به تشخیص اسید‌های آمینه دست چپ و دست راست خواهد بود".اگر یوری مخلوطی برابر از مولکول‌های تصویر معکوس را هم پیدا کرده بود، نشان می‌داد که حیات هرگز به شکلی که ما با آن آشنا هستیم در مریخ وجود نداشته است. اگر تمامی اسیدهای آمینه از نوع راست یا تمامی آن‌ها از نوع چپ بودند، هم اکنون حیات در مریخ وجود داشت. البته راست بودن تمامی آن‌ها نشانی بر این بود که منشا حیات در مریخ با منشا حیات در زمین متفاوت است. درصدی برابر و یکسان از اسیدهای آمینه راست و چپ نشان بر این بود که حیات در مریخ وجود داشته و در زمان حال از بین رفته است، زیرا اسیدهای آمینه در صورت عدم وجود حیات به تدریج به سمت برابر بودن پیش می‌روند.ماموریت وایکینگ ناسا در ۱۹۷۶ نشان داد که تحت شرایط اکسیداسیون بالا در سطح مریخ، جستجوی حیات مشکل است. یوری مجهز به وسیله‌ای بنام عامل اکسیداسیون است که این شرایط را بررسی می‌کند. دکتر «ر. کوئین»(R. Quinn) از بخش ستی ناسا می‌گوید:"این وسیله دارای گیرنده‌های بسیار کوچکی است که با مواد شیمیایی مختلفی پوشیده شده‌اند. با اندازه‌گیری عکس‌العمل این گیرنده‌ها نسبت به مواد موجود در خاک و جو مریخ، اگر آثاری از حیات گذشته باقی مانده باشد، ما قادر به تشخیص آن‌ها خواهیم بود".دکتر«ا. ذنت»(A.Zent) از ناسا می‌افزاید:"برای شانس بیشتر در یافتن حیات باید دانش بیشتری در مورد اکسیداسیون سطح سیاره داشته باشیم". دکتر «ف. گرانتانر»(F. Grunthaner) می‌گوید:"بخشی از ابزار یوری وظیفه تشخیص ترکیب مواد آلی را در هر نمونه پودر شده دارد که این مواد به وسیله ExoMars حمل شده‌اند. مراحل آزمایش مانند تهیه اسپرسو است که با افزودن آب به نمونه شروع می‌شود. برخی از ترکیبات آلی با اضافه کردن آب و افزایش دما شروع به حل شدن می‌کنند. تمامی این مراحل تحت فشار صورت می‌گیرند. سپس با تبخیر آب در کوره، نمونه‌ها‌یی غلیظ به دست می‌آیند". بعد از آن یک کاوشگر به دنبال پرتو فلئورسان که نشانی بر وجود اسیدهای آمینه است می‌گردد.قسمتی از یوری برای جداسازی مواد آلی با ترکیب متفاوت از جمله اسیدهای آمینه با تصویر معکوس طراحی شده است. این تکنولوژی قبلا برای تشخیص DNA و میکروب‌های خطرناک مورد استفاده قرار گرفته است. منبع: http://www.spaceflightnow.com

ارسال شده در: شنبه نوزدهم اسفند 1385 :: 16:19 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
عکس ماه محرم

من در اين فكر بودم كه اگه من نبودم شما ها چجوري اين همه عكس ميتونستيد ببينيد.

ماه



ارسال شده در: جمعه یازدهم اسفند 1385 :: 16:35 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
افق‌های نو در کنار مشتری
فضاپیمای افق‌های نو که راهی پلوتون است، توانست با موفقیت از نیروی گرانش مشتری استفاده کند و با سرعت بیشتری به راه خود ادامه دهد. این فضاپیما هم اکنون مشغول عکس‌ برداری از مشتری و قمرهای گالیله‌ای آن است و تصاویر زيبايی را از لکه سرخ کوچک مشتری، يو، اروپا و گانیمد فرستاده است.
مسعود رفیعی راوندی

بزرگ‌ترین قمر منظومه شمسی، گانیمد

تصویر موزاییکی از لکه سرخ کوچک مشتری - تصویر نهایی حاصل ترکیب 3 تصویر از فاصله 5/3 میلیون کیلومتری است. اندازه‌ی اين لکه 5/2 برابر اندازه قطر زمین است.

  
«آلیس بومن» (Alice Bowman) مدیر پروژه «افق‌های نو» می‌گوید:"همان طور که انتظار داشتیم مرحله استفاده از گرانش مشتری با موفقیت انجام یافت. ما هم اکنون در راه رسیدن به پلوتون هستیم". افق‌های نو پس از طی مسافتی در حدود ۸۰۰ میلیون کیلومتر به نزدیکی مشتری رسید و پس از استفاده از نیروی گرانش آن، سرعت خود را به ۸۳۶۰۰ کیلومتر در ساعت رساند و از لحاظ سرعت مقام اول را در میان تمامی فضاپیماها کسب کرد.

این فضاپیما هم مثل هفت فضاپیمای قبلی که مشتری را ملاقات کردند و اطلاعات ارزشمندی را برای ما به دست آوردند، مشغول تصویربرداری از آن است. قرار است که در این هفته نیمی از ۷۰۰ برنامه‌ی تحقیقاتی که از پیش تعیین شده‌اند انجام شود. افق‌های نو در طی ۶ ماه ابزارهای خود را با دقت بالایی آزمایش خواهد کرد و تصاویر بی نظیری را از مشتری و قمرهایش برای ما خواهد فرستاد.

بررسی جو و میدان مغناطیسی مشتری، نقشه برداری از حلقه باریک مشتری، عکس برداری دقیق موزاییکی از سطح یو، اروپا، گانیمد و کالیستو و بررسی آتشفشان‌های فعال سطح قمر یو از جمله کارهایی است که افق‌های نو در طی مدت گذر از کنار این مجموعه انجام خواهد داد. این فضاپیما در سال ۲۰۱۵ به مقصد خود، پلوتون خواهد رسید و دید ما را نسبت به دنیای دور افتاده‌ی منظومه شمسی تغییر خواهد داد.

اولین عکس افق‌های نو از قمر یخی اروپا - این تصویر را دوربین LORRI از فاصله 1/3 میلیون کیلومتری گرفته است. دقت این عکس 15 کیلومتر در هر پیکسل است.

 

یو - بخشی از مواد به بیرون پرتاب شده يکی از آتشفشان‌های سطح قمر به خوبی دیده می‌شود.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آتشفشان‌های یو - فضاپيما توانست اين تصوير را حدود پنج ساعت پس از گذشتن از نزديک‌ترين فاصله از مشتری(۵/۲ ميليون کيلومتر)تهيه کند.ارتفاع مواد پرتابی بخش بالایی تصویر(آتشفشان تیوَشتَر)در حدود ۲۹۰ کیلومتر و قسمت سمت چپ کره(آتشفشان پرومِتوس) ۶۰ کیلومتر تخمین زده می‌شود.همچنین آتشفشان ماسوبی در ناحیه شب قمر به خوبی مشخص است.
 
 
 
 
 
 
 

برای دريافت تصاوير با کيفيت بالا و نيز آگاهی از اخبار به روز افق‌های نو می‌توانيد به اين آدرس‌ها مراجعه کنيد:

 

http://pluto.jhuapl.edu

www.nasa.gov/newhorizons

 منبع:سایت نجوم

 

 
 
 


ارسال شده در: جمعه یازدهم اسفند 1385 :: 16:2 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
المپیاد
آخرش المپیاد رو دادیم خوب یا بد کار ندارم.

ولی انصافا آسون بود و خلاصه کسانی که ترسیده بودن که امتحان بدن از دستشون پرید.

یه گلایه هم از اعضای خودمون دارم: چرا تو المپیاد فقط ۳ نفر از اندیشه برنا بود؟

من (سید هاتف طباطبایی) و پویان حنیفی و آرش بنی کریمی .

واقعا که...



ارسال شده در: شنبه پنجم اسفند 1385 :: 15:59 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
داس تیز آسمان
 
روش هاي رؤيت هلال ماه نو







امروزه علاوه بر رصدهاي معمول آماتورها ، نوعي رصد وجود دارد كه به عنوان يك مسابقة رسمي جهاني بين آماتورهاي سراسر عالم از آن ياد مي شود و درست همچون مسابقات ورزشي ، ركورد شكني در آن وجود دارد و علاوه بر اين – براي مسلمانان نيز دربردارنده يك مسالة شرعي است و آن شروع و پايان ماه هاي قمري و ارتباط آن با اعمال ديني است .
بي گمان متوجه اين رصد شده ايد . رصد هلال هاي ماه نو و رؤيت آن .
امروزه از ديدگاه تئوري و نيز عملي ، مباحث و فعاليت هاي بسيار دقيقي در اين مورد وجود دارد كه ما در اينجا تنها به مرور بخشي از اين مسائل مي پردازيم . به عبارتي تنها در آن حد كه شما را در اين راه قرار دهيم . انشاء ا ... در آينده به شكلي مناسب و دقيق به اين موضوع خواهيم پرداخت .
اما رصد هلال هاي ماه نو چه ويژگي هايي دارند كه با رصد آن ها مانند يك مسابقه برخورد مي شود و ركورد مي گيرند ؟
شايد مهم ترين ويژگي اين نوع رصد كه آن را ويژه و جذاب مي سازد دشواري آن است، به عبارتي ديگر هنگامي كه ماه در حالت ابتدايي ( يا به اصطلاح ماه نو ) است ، كمي فاصله زاويه اي ماه و خورشيد ، روشنايي آسمان و نيز باريكي هلال ماه كه گاهي مثل يك تار مو ديده مي شود ، همه از عواملي هستند كه رصد ماه را مشكل و گاهي حتي ناممكن مي سازد . موارد فوق مشكلات و دردسرهايي هستند كه يك رصد كننده هلال هاي ماه نو پيش رو دارد . اما از ويژگي هاي يك رصد كننده و اخترشناس آماتور و صبور ، حوصله و دقت فراوان اوست بنابراين شما نيز با در نظر گرفتن شرايط پنج گانه زير و روش هاي هشت گانه ثبت رصد هلال هاي ماه نو كه در ادامه اين بحث مي آيد و نيز با مطالعات و رصدهاي جدي تر و كاملتر مي توانيد به اين مسابقة جهاني وارد شويد و ضمن اينكه مهارت هاي رصدي – نجومي خود را مي آزماييد ، ساير رقباي جهاني را نيز به مبارزه فرامي خوانيد







اين نوع رصد شايد به نظر كار چندان سختي نباشد اما عواملي دركارند كه اين كار را بسيار دشوار مي كنند .
اين عوامل مثبت يا منفي عبارت اند از :
1- مدت زمان گذشت از مقارنه(ماه نو) : هرچه زمان بيشتري از مقارنه( ماه نو يا New Moon) بگذرد ، جدايي ماه از خورشيد بيشتر مي شود و كار رصد هلال ماه آسانترخواهد شد .
2- زمان غروب خورشيد : پس از عبور ماه از مقارنه ، خورشيد هرچه ديرتر غروب كند بهتر است ، زيرا مدت زمان گذشت از مقارنه افزايش مي يابد ( به عبارت ديگر هرچه بيشتر به سمت مناطق غربي كره زمين برويم وضعيت رصدي هم بهتر مي شود ) .
3- زمان غروب ماه : پس از غروب خورشيد ، هرچه ماه ديرتر غروب كند احتمال مشاهده اش بيشتر است ( چرا كه هم زمان بيشتري براي جست وجو خواهيم داشت و هم آسمان تاريكتر مي شود ) . اين كميت به ميل ماه و عرض جغرافيايي ناظر وابسته است .
4- موقعيت ماه در مدارش به دور زمين : اگر هنگام مقارنه ، ماه در حضيض مداري خود باشد موقعيت رصدي بهتر است ، زيرا سرعت حركت ماه بيشتر مي شود و در مدت زمان كمتر ، فاصله بيشتري از خورشيد مي گيرد و فاصله زاويه اي ( نخستين عامل ) بيشتر مي شود .
5- سرعت تاريك شدن آسمان : هرچه خورشيد سريع تر به ارتفاع ˚6 – (6 درجه زير افق ) برسد ، آسمان سريعتر تاريك مي شود و وضعيت رصدي بهتر مي شود(زماني كه ميل خورشيد بيشتر است).
6- مكان و شرايط : نواحي كوهستاني براي اين رصدها بسيار عالي است ، زيرا غبار هوا كمتر است و خط ديد از بخش هاي رقيق تر جو عبور مي كند و اين ، مناسب ترين وضعيت است . اگر در شهرها به رصد مي پردازيد ، سعي كنيد بيشتر به سمت غرب برويد ( تا نور مسافت كمتري را از ميان غبارهاي شهري گذر كند ) .
اكنون با در نظر گرفتن اين عوامل ، به روش رصد هلال نور مي پردازيم :
براي رصد هلال ماه نو سمت غرب آسمان و خصوصاً اطراف خورشيد را با دقت نگاه كنيد . داشتن يك دوربين دوچشمي سبك ( كه لرزش ها را كم بكند ) و با بزرگنمايي نه چندان زياد ضروري است . استفاده از تلسكوپ را هم فعلاً فراموش كنيد . مراقب ابرهاي نازك رشته اي باشيد شايد به سادگي شمار را فريب بدهند .
صبر كنيد ارتفاع خورشيد كم شود و آسمان اندكي تيره شود . مناسب ترين حالت اين است كه قبل از زمان رصد ، موقعيت هلال ماه نو را با استفاده از نرم افزارهاي كامپيوتري معلوم كنيد و در موقع رصد ، تنها بخش كوچكي از آسمان را كاوش كنيد .
صبر و حوصله و دقت زياد به خرج دهيد و وقتي هلال ماه نو را ديديد ( و پس از فروكش كردن احساسات و هيجانات ناشي از اين رصد خارق العاده ) به سرعت دست به كار ثبت رصد شويد ، فرصت چنداني نداريد .
ثبت رصد هلال هاي نو :
براي ثبت رصد هلال هاي نو موارد زير را حتماً بايد در نظر داشته باشيد :
1- زمان مشاهدة هلال
2- زمان محو شدن هلال يا غروب ماه
3- اندازه گيري سمت و ارتفاع ماه
4- روشني هلال ( دسته بندي روشني از « بسيار كم نور » تا « بسيار روشن » ) .
5- رنگ هلال ( سفيد ، سفيد متمايل به زرد و زرد از رنگ هاي ممكن است ) .
6- پيوستگي ( اگر هلال ماه بريده ، بريده باشد از نظر رصدي مهم است ) .
7- اندازة كمان : اندازة كمان اندازه گيري مي شود و معمولاً كمتر از 180 درجه است .
براي بدست آوردن اندازة كمان ، از تقسيم عمق كاسه بر قطر كاسه ، و محاسبة رابطه اندازة كمان هلال را به دست آوريد.






هلال قطر كاسه / عمق كاسه =a


اندازه كمان = 4 Arctan(2a)



8 – زاويه هلال با افق ( شكل 4 )



ارسال شده در: شنبه پنجم اسفند 1385 :: 15:52 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
آقایون سلام

حالا هی بگین هاتف بده آخه ببینین از کجا همچی عکسی میتونین پیدا بکنین.

عکس ماه در امارات



ارسال شده در: جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 :: 18:4 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
راهنماي رصد خسوف اسفند ۱۳۸۵

نخستين ماه‌گرفتگي هزارهِ سوم ميلادي را در ميان انبوهي از مردم از دارآبادِ تهران به‌نظاره نشستيم. ماه‌گرفتگي كلي روزهاي پاياني امسال نيز بار ديگر هيجان و خاطرات خسوف ۲۰ د
ي سال ۷۹ را زنده خواهد كرد.
اما قديمي‌ترين خسوف ثبت‌شده در تاريخ مربوط به‌سال ۷۲۱ پيش از ميلاد است كه بطلميوس آن را در كتاب مَجِسطي خود به‌طور كامل شرح داده است. رصدگران بابل و يونانيان باستان از روي رصد دقيق ماه‌گرفتگي‌ها متوجه شدند كه لبهِ سايه همواره شكلي شبيه به‌دايره دارد و سپس استدلال كردند كه زمين شكلي شبيه به‌كُره دارد و گِرد است. در سال ۴۹۹ پس از ميلاد، يك رياضيدان هندي براي نخستين‌بار به‌طور دقيق و درست، محاسبات مربوط به‌دو پديدهِ خسوف و كسوف را ارائه داد و... اين داستان همچنان ادامه دارد و هنوز هم منجمان به‌هنگام خسوف و كسوف در پيِ سنجش فاصله‌ها و يافتن مواردِ تازه در دنياي نجوم و آزمون دوبارهِ يافته‌هاي قديمي‌تر هستند. علاوه‌بر همهِ اين موارد امروزه ميليون‌ها نفر در سراسر دنيا به‌هنگام رُخدادِاين دو پديدهِ بسيار زيبا چشم به‌آسمان مي‌دوزند تا تجربهِ پيشينيان را بارِ ديگر تكرار كنند. مي‌دانيد هرگاه زمين، ماه و خورشيدِ درخشان در يك راستا قرار بگيرند بسته به‌اين كه ماه در ميان زمين و خورشيد (كسوف) يا زمين ميان ماه و خورشيد (خسوف) باشد ما شاهد پديده‌هاي متفاوتي خواهيم بود.
اگر زمان و تاريخ رُخداد يك ماه‌گرفتگي را بدانيد با استفاده از دوره‌هاي گرفت، مي‌توانيد زمان گرفت‌هاي بعدي ماه را حساب كنيد، درست مانند دوره‌هاي ساروسي در خورشيدگرفتگي.
در ماه‌گرفتگي امسال كه در واپَسين روزهاي سال ۸۵ اتفاق مي‌افتد، ماه در زيرِ پاي شيرِ نشستهِ آسمان، صورت فلكي اسد قرار دارد و قلب‌الاسد، نيز با درخشش زيباي خود به‌نظارهِ اين خسوف نشسته است. نخستين گام ماه به‌درون مخروط نيم‌سايه زمين دقايقي پيش از بامداد سيزدهم اسفند آغاز مي‌شود و نخستين نشانه‌هاي تيره‌شدن ماه، حدود نيم ساعت پس از ورود به‌نيم‌سايه بر چهرهِ ماه نمايان خواهد شد.

چرا ماه در هنگام گرفت در تمام­‌سايه زمين ناپديد نمي‌شود بلكه به‌رنگ سرخ تيره‌اي كماكان، با كمي دقت، پيداست؟ علت، وجودِ جوّ زمين است. گرچه زمين نور خورشيد را سد مي‌كند و سايهِ آن در فضا و در مسير گردش ماه سبب خسوف مي‌شود اما نور خورشيد در اين هنگام در جوّ زمين پخش مي‌شود و بخشي از نور در سايه زمين منتشر مي‌شود. طول‌موج‌هاي بلند نورمرئي، يعني سرخ، بهتر از جوّ عبور مي‌كنند و طول‌موج‌هاي كوتاه بيشتر در جوّ پخش مي‌شوند. در نتيجه نور سرخ ضعيف رسيده از جوّ زمين تمام­‌سايه را كمي روشن مي‌كند و ماه در اوج خسوف با بازتاب اين نور با تَه‌رنگ سرخ ضعيفي پيداست. اما ميزان روشنايي و سرخي ماه در هر خسوف كلي تغيير مي‌كند كه سنجش آن موضوعي جذاب براي منجمان آماتور و دانشمندان است. تاريكيِ ماهِ گرفته در نگاه اول به‌مسير ماه در تمام­‌سايهِ زمين و اين كه چقدر از وسط سايه عبور كند يا لبه‌ها نزديك باشد و اين كه ماه نزديك به اوج يا حضيض (دورترين و نزديك‌ترين فاصله از زمين) باشد وابسته است. اما جوّ زمين نيز نقش‌‌بزرگي‌دارد. ميزان پوشش ابر در لبه‌هاي قرص زمين (نسبت به‌ماه) در ميزان پراكندگي و جذب نور خورشيد تعيين‌كننده است. از سوي ديگر پراكندگي ذرات غبار در جوّ زمين نيز بسيار اثرگذار است. هرچه بيشتر باشند نور بيشتري جذب مي‌شود و تمام­‌سايه تاريك‌تر مي‌شود و خسوف هم همين‌طور. مثال بارز چنين خسوف تيره‌اي در آذر ۱۳۷۱ رخ داد و از سراسر ايران نيز ديده شد. فوران آتشفشان پيناتوبو در آسياي شرقي چنان جوّ زمين را غبارآلود كرده بود كه يكي از تيره‌ترين خسوف‌ها رخ داد.

 منبع:سایت نجوم


ارسال شده در: جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 :: 18:1 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
صورتهاي فلكي فصل تابستان
آسمان شب هاي تابستان پر از زيباييها و شگفتيها ست، ستاره هاي درخشان ، خوشه هاي كروي ، تراكم راه كاهكشان و .... صاف بودن آسمان شبهاي تابستان هم ما را در ديدن اين زيباييها ياري مي دهد و كمتر پيش مي آيد كه هوا ابري باشد. ضمن اينكه دماي هوا هم در شب يا صبح زود بسيار مناسب و دلچسب است. پس فرصت را از دست ندهيم و به ديدن زيباييهاي آسمان شبهاي تابستان بپردازيم.
در تابستان، سه ستارة درخشان در بالاي سرجلب توجه مي كنند. از اتصال فرضي آن ها به يكديگر، مثلثي پديد مي آيد كه به « مثلث تابستاني »( Summer Triangle) مشهور است. سه ستارة راس مثلث هر كدام از يك صورت فلكي گرفته شده اند و عبارت اند از : نسر واقع - Vega ( از صورت فلكي شلياق ، Lyra)، نسر طاير - Altair ( از صورت فلكي عقاب، Aquila) و ردف - Deneb ( از صورت فلكي دجاجه، Cygnus).


(عکسهای استفاده شده در این مقاله مقیاسهای یکسانی ندارند.)
معمولاً براي نامگذاري ستاره هاي درخشان، از اسامي خاص استفاده مي كنند، اما براي تمام ستاره ها نمي توان همين روش را در پيش گرفت چرا كه جدول بندي يا به خاطر سپردنشان بسيار دشوار مي شود. روش متداول براي نامگذاري ستاره ها، استفاده ار الفباي يوناني است. در اين روش، معمولاً درخشانترين ستارة هر صورت فلكي را با حرف اول يوناني، آلفا(α) به همراه نام خود صورت فلكي به كار مي برند. مثلاً ستاره نسر واقع را كه درخشانترين ستارة صورت فلكي شلياق است، α - شلیاق (آلفا شلياق) مي نامند. به همين ترتيب براي ساير ستاره هاي درخشان آن صورت فلكي، از ديگر حروف يوناني، به ترتیب، استفاده مي كنند.
ستاره شناسان آماتورها، معمولاً تعداد زيادي از ستاره ها را با اين گونه نام ها مي شناسند و برايشان كاربرد زيادي دارد. اما اشكال اين روش نامگذاري، اين است كه فقط 26 ستاره از هر صورت فلكي را در بر مي گيرد. نامگذاري جامعتري كه اختر شناسي به نام فلامستيد(Flamsteed numbers) آن را بنياد بنا نهاد، بر مبناي اعداد است.
مهمترين صورتهاي فلكي تابستاني عبارت اند از : جاثی ( الجاثي علي ركبته، مرد به زانو نشسته ) قوس ، عقرب ، دجاجه ، شلياق ( چنگ رومي ، ليرا )و عقاب.
صورت فلكي قوس ( كمان ) : اين صورت فلكي در شبهاي تابستان برفراز افق جنوبي آسمان ديده مي شود و چون مركز كهكشان ما در امتداد اين صورت فلكي قرار دارد، پر است از خوشه هاي ستاره اي و سحابيهاي گوناگون. يكي از اين اجرام، خوشة كروي M22 است كه يكي از زيباترين خوشه هاي كروي آسمان است.



خوشة كروي M22 در شمال شرقي ستاره لاندا (λ )– قوس قرار دارد . اين خوشه را مي توان حتي با دوربين هاي كم توان ( مثلاً 50 ×10 ) به صورت گلوله اي كروي و به نسبت درخشان مشاهده كرد.
شايد لازم باشد دربارة نام گذاري اجرام غير ستاره اي هم توضيحي بدهيم. شارل مسيه(Charles Messier)، اختر شناس فرانسوي، شروع به فهرست برداري از اجرامي كرد كه ظاهري ابر مانند داشتند و به صورت غير نقطه اي ديده مي شدند. نام اين اجرام با حرف M (به مناسبت ابتداي نام مسيه) و يك شماره تعيين مي شود . اين نام گذاري بيش از صد جرم شامل خوشه هاي كروي و باز، كهكشان و سحابي را در برمي گيرد. اغلب آماتورهاي نجوم با تعداد زيادي از اين اجرام آشنايي دارند. برخي از اجرام هم نام هاي متداول ديگري علاوه بر نام مسيه شان دارند. مثلاً خوشة M45 را بيشتر با نام « خوشة پروين » مي شناسند. به شکل کلی، اجرام غيرستاره اي، نام ها يا شماره های مختلفی دارند كه مربوط به فهرست هاي مختلف است. مانند کهکشان NGC2536 یا سحابی IC349.
جسم زيباي ديگري كه در صورت فلكي قوس وجود دارد، سحابي M8 معروف به سحابي مرداب است. اگر هوا به اندازة كافي تاريك و صاف باشد، مي توانيد اين سحابي را حتي با چشم غير مسلح مانند تكه ابري كوچك و كم نور مشاهده كنيد . اين گونه سحابيها ، مكان شكل گيري و ستاره هاي تازه اند. پس ميليون ها سال، تراكم گازها و غبارهاي موجود در اين سحابي، نخستين جرقه هاي تولد ستاره هاي نوزاد را ايجاد خواهد كرد. سحابي مرداب بيش از 500 سال نوري از ما فاصله دارد. نزديك به سحابي مرداب، جسم ديگري وجود دارد به نام M20 كه به دليل شكل ظاهري اش به سحابي سه تكه مشهور است. اين سحابي كوچكتر و كم نورتر از M8 است و فاصله اش از ما به 1500 سال نوري مي رسد
. صورت فلكي شلياق ( چنگ رومي ، ليرا ) : شلیاق صورت فلكي كوچك و زيبايست، آنچه ارزش زيادي به اين صورت فلكي كوچك داده است، وجود ستارة بسيار درخشان نسر واقع(Vega)، در آن است كه درخشان ترين راس مثلث تابستاني است. ستارة نسر واقع ( به معناي كركس نشسته ) از قدر صفر و پنجمين ستارة درخشان آسمان است. نام ديگر آن بنابر روش نامگذاري گفته شده، آلفا (α) – شلياق است. اين ستاره يكي از همسايه هاي خورشيد محسوب مي شود زيرا فقط 27 سال نوري از آن فاصله دارد.



ستاره بتا (β) – شلياق نیز ستارة بسيار جالب توجهي است. آنچه با نام β– شلياق مي شناسيم، در حقيقت شامل دو ستاره است كه به دليل فاصلة كم از يكديگر، چشم ما قادر به تفكيك آنها نيست. يكي از اين ستاره ها و دو برابر و ديگري 12 برابر خورشيد جرم دارند و البته آنكه جرم بيشتري دارد كوچكتر و كم نورتر است! چون ستارة كوچكتر جرم بيشتري دار ، مواد و گازهاي ستارة بزرگتر را به سوي خود جذب مي كند و به دليل وجود همين مواد كدر در اطرافش، درخشندگي اش كاهش يافته است. با گردش ستارة بزرگتر به دور همدم كوچكترش، نور آن از ديد ما كم و زياد مي شود زيرا گاهي در پشت ستارة تاريكتر پنهان مي شود و گاهي در مقابل آن قرار مي گيرد. آنچه ما در آسمان مي بينيم، تغييرات درخشندگي اين ستاره است كه در طول چند شب حتي با چشم غير مسلح قابل مشاهده است. چنين ستاره هايي را « ستارة متغير » مي نامند و اين گونة خاص از متغيرها ، به متغيرهاي گرفتی معروف اند. شما هم سعي كنيد تغييرات درخشندگي β – شلياق را در شب هاي مختلف در آسمان مشاهده كنيد. براي آنكه اين تغييرات را بهتر تشخيص دهيد، درخشندگي اين ستاره را با ستاره هاي اطراف، از جمله γ (گاما) – شلياق مقايسه كنيد. درخشندگي β – شلياق از قدر 3/3 تا 1/4 تغيير مي كند و در زمان بيشترين درخشندگي به نورانيت گاما – شلياق ( كه قدرش 2/3 است ) نزديك مي شود.
ستارة اپسيلون (ε) – شلياق نزديك به نسر واقع قرار دارد و يافتنش دشوار نيست. اگر با دقت به آن نگاه كنيد ( اين كار با چشم غير مسلح بسيار دشوار است، مگر آنكه آسمان كاملاً تاريك باشد و چشمان شما تيزبين ! ) آن را بصورت دو ستاره خواهيد ديد. اينها اپسيلون 1 و اپسيلون 2 هستند. اين گونه اجرام را ستاره هاي دوتايي مي نامند. اما اپسيلون – شلياق ويژگي هاي جالب توجه ديگري هم دارد. اگر اين جفت ستاره را با تلسكوپ 3 اينچي يا بزرگتر نگاه كنيد، خواهيد ديد كه هر يك از اين مؤلفه ها ( اپسيلون 1 و اپسيلون 2 )، خودشان دوتايي اند! در حقيقت مجموعة اپسيلون – شلياق شامل چهار ستاره است كه دوتا – دوتا كنار هم قرار گرفته اند.
در صورت فلكي شلياق سحابي مشهوري وجود دارد كه از نوع سحابيهاي سياره نماست (Planetary Nebula) . از آنجايي كه اين گونه سحابيها اغلب دايره اي هستند ، با ابزارهاي كم توان همانند سياره به نظر مي رسند . هنگامي كه ستاره اي به اندازة خورشيد ، سوخت هسته اي اش را به پايان برساند و مرگش فرارسد ، لايه هاي بيروني اش را با فشار ازخود دور مي كند و باقيماندة ستاره به تدريج كوچك و كوچكتر مي شود . گازهاي پوستة بيروني ستاره ، كم كم منبسط مي شوند و به صورت سحابيهاي سياره نما ديده مي شوند.
سحابي موجود در صورت فلكي شلياق به « سحابي حلقوي شلياق » مشهور است و براي آماتورهاي نجوم جسم شناحته شده اي است. نام اين سحابي در فهرست مسيه ( كه پيش از اين در مورد آن سخن گفتيم ) M57 است. سحابي حلقوي درست در ميان دو ستارة بتا و گاما – شلياق قرار گرفته است و اين امر، يافتنش را ساده تر مي كند. با تلسكوپ هاي كوچك به صورت دايره اي بسيار كوچك و توپر ديده مي شود، اما اگر تلسكوپ 4 اينچي يا بزرگتر باشد، در بزرگنمايي زياد، مي توان آن را به صورت حلقه اي كوچك و مه آلود ( مانند دود حلقه شدة سيگار ) مشاهده كرد.
درست در مركز سحابي، ستارة عامل آن وجود دارد كه تمام گازهاي سحابي از آن خارج شده اند. چون اين ستاره بسيار فشرده و كوچك شده است، ديدنش با تلسكوپ هاي كوچك ناممكن است. اين ستاره را مي توانيد در عكس هايي كه با تلسكوپ هاي بزرگ از سحابي گرفته اند مشاهده كنيد. قطر حقيقي اين سحابي حدود 2/1 سال نوري و فاصله اش از ما بيش از 1500 سال نوري است.
صورت فلكي عقرب ( كژدم ) : اين صورت فلكي در شبهاي تابستان برفراز افق جنوبي آسمان ديده مي شود. معمولاً نام هاي صورتهاي فلكي ارتباط چنداني با شكل ظاهري آنها ندارند، اما دربارة صورت فلكي عقرب خلاف اين است.



اگر با دقت به طرح ظاهري اين صورت فلكي نگاه كنيد خواهيد ديد كه شباهت زيادي به عقرب دار ، به ويژه انحناي دم آن. عقرب از صورت هاي فلكي منطقة البروج است، يعني از آن صورت هايي ست كه خورشيد، ماه و سياره ها از آن عبور مي كنند. اين گونه صورت هاي فلكي را « برج » مي نامند. در فن احكام نجوم اعتقاد بر اين است كه قرار گرفتن ماه در برج عقرب چندان خوشايند نيست و در اين روزها بايد از انجام بسياري كارها پرهيز كرد. اصطلاح « قمر در عقرب » كه امروزة نشانه آشفته حالي و خرابي اوضاع است، از همين امر گرفته شده است .
در صورت فلكي عقرب آنچه بيش از هر چيز به چشم مي خورد، درخشندگي ستاره اي است سرخ رنگ كه نام « قلب العقرب » را بر آن گذاشته اند. اين ستاره ، كه نام ديگرش آلفا – عقرب است، از درخشانترين ستاره هاي آسمان است و رنگ سرخش آن را از ساير ستاره ها متمايز مي كند و زيبايي خاصي به آن مي بخشد. قدر اين ستاره 0.9 و فاصله اش از ما بيش از 500 سال نوري است . قلب العقرب از آن گونه ستاره هايي است كه به ابر غول مشهورند و قطرش به 700 برابر قطر خورشيد مي رسد! رنگ سرخ اين ستاره نشان دهندة دماي سطحي كم آن است كه حدود 3000 درجه كلوين است ( دماي سطح خورشيد حدود 6000 درجه كلوين است ).
در انحناي دم عقرب، تعداد زيادي ستارة دوتايي وجود دارد كه بهتر است با دوربين دو چشمي يا تك چشمي نگاهي به آن ها بيندازيد. ستارة زتا ( ξ ) – عقرب، كه كمي پايين تر از دم عقرب قرار دارد دوتايي ديگري است كه حتي با چشم غير مسلح مي توان دو عضو آن را ديد. يكي از ستاره هاي آن آبي و ديگري نارنجي است.
در صورت فلكي عقرب دو خوشة باز بسيار درخشان وجود دارد كه هر دو را مي توان در شب هاي كاملاً تاريك و صاف با چشم غير مسلح مشاهده كرد. اين دو خوشه درست بالاي دم عقرب قرار گرفته اند. آنكه پايينتر است، M7 و ديگري M6 ناميده شده اند. خوشة M7 را كه درخشانتر است، ساده تر مي توانيد پيدا كنيد. در اين خوشه 80 ستاره درخشانتر از قدر 10 وجود دارد. خوشة M6 را با چشم غير مسلح فقط به صورت لكه اي مه آلود و بدون ستاره مي توان ديد، اما با استفاده از دوربين مي توانيد ستاره هاي آن را آشكارا ببينيد. اگر دوربين در اختيار داريد، سعي كنيد ناحيه اطراف دم عقرب و فاصله بين آن تا صورت فلكي قوس را با دقت نگاه كنيد. در اين بخش اجزام بسيار زيبايي براي ديدن وجود دارند زيرا بخش پرتراكم راه كاهكشان ( كهكشان ما ) از آن جا مي گذرد.
يكي ديگر از اجرام جالب توجه در صورت فلكي عقرب، خوشة كروي M4 است كه از نزديكترين خوشه هاي كروي نسبت به ما محسوب مي شود. يافتن اين خوشه چندان دشوار نيست، زيرا بسيار نزديك به ستارة درخشان قلب العقرب قرار دارد. اگر دوربين داريد ناحية غرب قلب العقرب را بگرديد و اگر دوربين نداري ، سعي كنيد در شبي كاملاً صاف و تاريك آن را با چشم غير مسلح پيدا كنيد.
صورت فلكي دجاجه ( ماكيان و يا قو ) : شكل ظاهري اين صورت فلكي همانند صليب است كه تداعي كنندة پرواز پرنده اي با بال هاي افراشته و گردن دراز است. در انتهاي دم اين پرنده، درخشانترين ستارة صورت فلكي قرار دارد. انتهای دم این پرنده، درخشانترین ستاره صورت فلکی قرار دارد كه نامش « ردف » يا « ذنب الدجاجه » است و يكي از راسهاي مثلث بزرگ تابستاني را تشكيل مي دهد. ذنب الدجاجه به معناي دم ماكيان است كه به مكان آن در صورت فلكي اشاره دارد.



ردف يكي از درخشانترين ستاره هاي كهكشان است و درخشندگي اش حدود 000/80 برابر خورشيد است؛ اگر اين ستاره در فاصلة نزديكي قرار مي گرفت، شب هاي ما را همچون روز روشن مي كرد، اما اكنون در فاصلة 1800 سال نوري از ما به صورت ستاره اي از قدر اول ديده مي شود.
بتا (B) – دجاجه ستارة بسيار زيبايي است. نام ديگر اين ستاره، منقارالدجاجه است كه مكان آن را در صورت فلكي مشخص مي كند (واقع در نوك پرنده يا انتهاي صليب ). زيبايي اين ستاره با چشم غير مسلح مشخص نيست، اما اگر با تلسكوپي كوچك به آن نگاه كنيد در مي يابيد كه اين ستاره از دو عضو تشكيل شده است كه يكي به رنگ طلاي و ديگري آبي است. اغلب آماتورهاي نجوم علاقة زيادي به ديدن اين ستارة دوتايي دارند. قدر هاي دو عضو اين ستاره، 3 و 5 است.
از آنجايي كه صورت فلكي دجاجه در مسير راه كاهكشان قرار گرفته است ، اجرام زيبايي را مي توان در آن با دوربين مشاهده كرد. از جمله، خوشه هاي باز، سحابيهاي درخشان و سحابيهاي تاريك. يكي از خوشه هاي باز موجود در دجاجه، خوشة M39 است كه با چشم غير مسلح به صورت تودة مه آلود كوچكي ديده مي شود و با دوربين مي توان جلوة بهتري از آن را مشاهده كرد.
صورت فلكي جاثي ( الجاثي علي ركبته ، مرد به زانو نشسته ) : جاثي ستاره هاي چندان در خشاني ندارد اما پرنورترين خوشة كروي آسمان نيمكرة شمالي در آن قرار دارد. خوشة كروي M13 از ما حدود 2100 سال نوري فاصله دارد و مي توان آن را با چشم غير مسلح به صورت توده اي ابر مانند مشاهده كرد. يافتن آن چندان دشوار نيست، زيرا اين خوشه در خط واصل دو ستارة اتا و زتا – جائي قرار گرفته است.



آن دسته از صورت هاي فلكي كه تا كنون نام برديم، يا مربوط به منطقه البروج بودند يا در بالاي سر قرار داشتند. بجاست كمي هم به سراغ صورتهاي فلكي دور قطبي برويم كه در سمت شمال آسمان ديده مي شوند.
يكي از اين صورتهاي فلكي، دب اصغر (خرس كوچك) است كه آشناترين ستارة آسمان را در خود دارد، ستارة قطبي يا ستارة شمال يا جدي. اين ستارة قدر دوم به اين علت يگانه است كه در امتداد محور دوران زمين قرار گرفته است و اين طور به نظر مي رسد كه كه در طول شبانه روز، تمام كرة آسمان و ستاره هاي موجود در آن به دور ستارة قطبي مي گردند. بنابراين، اين ستاره در آسمان جايگاه ثابتي دارد و از همين رو مي توان از آن به عنوان راهنمايي مناسب براي يافتن جهت شمال استفاده كرد.



نام ديگر ستاره قطبي، آلفا (a) – دب اصغر است كه پرنورترين ستارة اين صورت فلكي است. اگر با تلسكوپي كوچك به اين ستاره نگاه كنيد، مي تواند همدم كم نورتر آن را كه از قدر نهم است، در فاصلة كمي از آن تشخيص دهيد.
يكي ديگر از صورت هاي فلكي دورقطبي، « ذات الكرسي » (صاحب و خداوند تخت ) است كه شكلي فراموش نشدني دارد. بسته به اينكه در چه جهتي قرار گرفته باشد ، مي توانيد آن را به صورت حروف M يا W مشاهده كنيد و در ميان ساير ستاره ها تشخيص دهيد.



در ناحية اين صورت فلكي، مي توانيد با دوربين تعداد زيادي ستارة كم نور را مشاهده كنيدكه جذابيت زيادي دارند. در ضمن، چندين خوشة باز هم در ذات الكرسي وجود دارد كه معروفترين هايشان خوشه هاي M25 ، M103 هستند.
قيفاووس هم يكي ديگر از صورت هاي فلكي دور قطبي است. شكل ظاهري آن شبيه به خانه ايست كه شمالي ترين ستاره اش در راس شيرواني آن قرار دارد. اگر چه ستاره هاي اين صورت فلكي چندان در خشان نيستند، اما همين ظاهر مشخصي كه دارد، يافتن آن را در آسمان ساده مي كند.



يكي از اجرام خاص در اين صورت فلكي ستاره اي است متغير كه سه گروه دسته اي از ستاره هاي متغير است. اين ستاره، دلتا (-)- قيفاووس است كه قدرش از 5/3 تا 4/4 تغيير مي كند و حتي مي توان اين اختلاف درخشندگي را ( كه در عرض 5 روز رخ مي دهد ) با چشم غير مسلح تشخيص داد. دلتا – قيفووس برخلاف ستارة بتا – شلياق كه پيش از اين گفتيم، عضوي از مجموعه اي دوتايي نيست تا بر اثر گرفتگي يا كسوف، درخشندگي اش تغيير كند، بلكه درخشندگي خود ستاره كم و زياد مي شود. اين گروه از ستاره هاي متغير را ( به افتخار همين دلتا – قيفاووس ) « متغير هاي قيفاووسي » مي نامند.
ستارة جذاب ديگري كه در اين صورت فلكي وجود دارد، مو ( -) – قيفاووس است كه نام « ياقوت » را براي آن برگزيده اند. اين ستاره، رنگي سرخ دارد و در حقيقت سرخ ترين ستارة قابل مشاهده با چشم غير مسلح است. آنچه عجيب است، تغيير رنگ اين ستاره به هنگام تغيير درخشندگي آن است. درخشندگي مو – قيفاووس به طور نامنظم از 7/3 تا 5 تغيير مي كند. در حالت بيشترين درخشندگي كاملاً سرخ است، اما همين كه نورش كاهش مي يابد ، رنگش هم عوض مي شود

منبع:آقای آزادگان



ارسال شده در: جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 :: 17:53 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
خبری از انجمن
به نام خدا

بالاخره کلاسهای المپیاد نجوم برگزار شد

معلم این کلاس ها آقای آزادگان هستند

و اما کلاسها روزهای زوج هفته به کمک آقایان مهمانروش(مدیر) و ملک کندی(معاون وحامی اصلی انجمن) با تعداد ۱۳ نفر برگزار می شود من به همه میگم هر کی نیومد سرش کلاه رفت

در ضمن فرارسیدن دهه فجر را تبریک و عاشورا را تسلیت میگوییم



ارسال شده در: جمعه سیزدهم بهمن 1385 :: 17:28 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
كليد آسماني
يافتن صورتهاي فلكي با استفاده از دب اكبر
يافتن صورت هاي فلكي و آشنا بودن با مكان و شكل كلي آنها از ابتدايي ترين و در عين حال مهمترين كارهايي است كه هر منجم آماتور بايد انجام بدهد. اما براي همين كار ساده و ابتدايي نيز داشتن كليد راهنما بسيار كارگشا است.
شايد از مهمترين كليدهاي راهنماي شما در يافتن صور فلكي آسمان، صورت فلكي دب اكبر باشد. استفاده و كمك از اين صورت فلكي به سادگي مي توانيد 8 صورت فلكي دیگر را بيابيد و البته در آينده با استفاده از همين 8 صورت فلكي، صورتهاي ديگر را خواهيد يافت. ابتدا با خود دب اكبر شروع كنيد. يافتن 7 ستاره اين صورت فلكي معروف به آبگردان كار مشكلي نيست و بايد بتوانيد تنها با نگاه كردن به سمت منطقه شمالي آسمان اين هفت ستاره را بيابيد. جالب است بدانيد كه هر هفت ستاره اين آبگردان نام خاصی دارند به این ترتیب:
α - دُبه، β - مراق، γ - فخذ ،δ - مغرز، ε - جون، ζ - عناق، η - قائد.
Image and video hosting by TinyPic
نخست ستاره قطبي و صورت فلكي دب اصغر
براي يافتن اين ستاره كافي است ستاره β ( مراق) را به α ( دبه ) وصل كنيد و به اندازه پنج برابر اين فاصله، ادامه دهيد، به ستاره قطبي مي رسيد. ستاره قطبي درخشان ترين ستاره از صورت فلكي دب اصغر است. شكل كلي صورت فلكي دب اصغر - اندازه زيادي همچون صورت فلكي دب اكبر است، كمي كوچكتر و با ستارگاني كم نور تر.
Image and video hosting by TinyPic
دیگر صورت فلكي كه يافتن آن با کمک دب اكبر، آسان است، صورت فلكي عواست. پرنورترين ستاره اين صورت فلكي، سماك رامح، ستاره اي از قدر 06/0- و به رنگ زرد طلايي است كه در فهرست هاي ستاره اي از نظر درخشندگي ظاهري، چهارمين ستاره آسمان است . براي يافتن اين ستاره كافي است دسته آبگردان دب اكبر را با همان انحناي دسته ادامه داده، اولين ستاره پرنوري كه بر سرراهمان قرار مي گيرد سماك رامح است، خود صورت عوا هم هر چند كه صورت فلكي بزرگیست، اما يافتنش اندکي مشكل است كه البته با استفاده از نقشه هاي ستاره اي و کمی دقت ، حتما آن را خواهيد يافت.
Image and video hosting by TinyPic
انحنايي را كه از دسته آبگردان شروع كرده بوديد و به سماك رامح رسيده بود را همچنان ادامه دهيد. به ستاره ای سفيد و درخشان مي رسيد از قدر صفر. اين ستاره از ديدگاه درخشندگي ظاهري پانزدهمين ستاره سراسر آسمان است و نامش سماك اعزل ، پرنورترين ستاره از صورت فلكي سنبله است. سنبله صورت فلكي پهناوریست كه براي يافتنش به کمی دقت نياز مندید. سنبله از صور فلكي دايره البروجي است.
Image and video hosting by TinyPic
صورت فلكي ذات الكرسي با ستارگان درخشان و شكل مشخصش، شايد نياز چنداني به راهنما نداشته باشد. اما به هر حال براي آنانكه مطمئن ترين راه ها را راههاي راهنما دار مي دانند، همچنان دب اكبر راهنماي خوبي است. از زتاي دب اكبر ( يعني عناق ) خطي به ستاره قطبي وصل كنيد و آن را ادامه دهيد. به اندازه تقريبي خط "ستاره قطبي – عناق" از ستاره قطبي گذر كنيد به صورت فلكي ذات الكرسي كه به شكل M يا W در آسمان ديده مي شود خواهيد رسيد.

Image and video hosting by TinyPic
قيفاووس ، صورتي فلكي است كه گاه يافتن آن حتي براي آنهاكه سابقه بيشتري در نجوم دارند نيز مشكل است، كم نوري نسبي ستارگان آن، گستردگي و نيز قرار گرفتن در مسير راه شيري همه از عواملي است كه يافتن آن را سخت مي كند. براي يافتن اين صورت فلكي دو ستاره α و β دب اكبر را به هم وصل كنيد و آن قدر ادامه دهيد تا به ستاره قطبي برسيد. حال اين خط را به همان اندازه α دب اكبر-ستاره قطبي ادامه دهيد، به ستاره معروف دلتا-قيفاووس مي رسيد. معروفيت اين ستاره در تغيير نورانيت آن است بنابراين تعجب نكنيد اگر گاهي اين ستاره را درخشان مي بينيد و گاهي خيلي كم نور.
Image and video hosting by TinyPic

اكنون به سراغ آن دسته از صوَر فلكي برويم كه كمي دورتر هستند و شايد در شب هاي فصل تابستان نتوانيد آنها را ببينيد. ستاره دلتا دب اكبر(مغرز) را به آلفا دب اكبر(دبه) وصل كنيد و حدود 4 برابر آن ادامه دهيد. ستاره اي بسيار پرنور به نام عيوق(آلفاي ارابه ران) را مي بينيد. اين ستاره با قدر 05/0+ ششمين ستاره پرنور آسمان است. صورت فلكي ارابه ران هر چند صورت بزرگيست اماشكل پنج ضلعي آن به خوبي در آسمان پيداست و مشكل چنداني براي يافتن آن نداريد.
Image and video hosting by TinyPic

صورت دو پيكر يا دوقلوي آسماني هم صورت فلكیي است كه براي يافتن آن مي توانيد از دب اكبر استفاده کنید. کافیست دلتای دب اکبر(معرز) و بتاي دب اكبر ( مراق) را به يكديگر وصل كنيدو حدود سه برابر آن را ادامه دهيد به اين ترتيب ستاره درخشان بتا از صورت فلكي دو پيكر ( جوزا ) را مي بينيد. با استفاده از ستارگان درخشان دو پيكر و مراجعه به نقشه ستاره اي می توانید كل اين صورت فلكي را بیابید.
Image and video hosting by TinyPic

و بالاخره شير آسماني، صورت ديگري است كه يافتن آن از طريق دب اكبر آسانست. اگر ستارگان دلتا و گاماي دب اكبر را به هم وصل كنيد و از سوي گاما به اندازه تقريبي 8 برابر ادامه دهيد به ستاره به نسبت سرخرنگي به نام قلب الاسد مي رسيد. آلفاي اسد ( شير ) با قدر 35/1+ از ستارگان پرنور آسمان است. بر فراز اين ستاره، پنج ستاره كم نور تر با آرايشي به شكل يك علامت سئوال ديده مي شود كه در اصل سر شير را تشكيل مي دهد و كمي دورتر و در سوي چپ اين علامت سئوال، مثلثي قائم الزاويه كه انتهاي تنه شير را مي سازد ديده مي شود.
Image and video hosting by TinyPic

اكنون با استفاده از صورت فلكي دب اكبر 8 صورت فلكي ديگر را يافته ايد كه البته با هر يك از اين صوَر، تعدادي صورت ديگر را خواهيد يافت. به اين ترتيب، مجموعه اي از صوَر فلكي را مي توانيد بيابيد و اندك اندك در شناخت آنها مهارت هاي لازم را بيابيد.
برای مطالعه انگلیسی این مطالب و یافتن مراجع انگلیسی، اینجا را ببینید

منبع:آقای آزادگان



ارسال شده در: جمعه سیزدهم بهمن 1385 :: 17:23 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
سخنی با شما
با سلام

انجمن نجوم آماتوری مدرسه غیر انتفاعی اندیشه برنا اتمتم امتحانات نیمسال اول را به شما دوستان تبریک میگوید

در ضمن آقای سینا که متاسفانه نمیشناسمت بیا رودررو تو مذرسه باهام حرف بزن ببینم چی میگی؟



ارسال شده در: یکشنبه یکم بهمن 1385 :: 15:39 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
آشنایی با مقدمات نجوم
آغاز راه ...
در ابتداي راه لازم است كه با يك سري از مفاهيم و واژه هاي اختصاصي اختر شناسي كه حالت پايه اي دارند آشنا باشيد . در اين بخش به اختصار اين واژه ها را عنوان كرده و با ذكر مثالهايي كوتاه به روشن كردن معني و مفهوم آنها مي پردازم.
از قدر(Magnitude) شروع مي كنيم : قدر واژه اي است براي بيان ميزان درخشندگي و روشنايي يك ستاره يا هر جرم آسماني ديگر .
از ديگر مفاهيم بنيادي در اختر شناسي فاصله، يا اندازه زاويه اي است . اين مفهوم به اين علت مهم است كه شما براي بيان مکان اجرام آسماني و نيز درج فاصله يك ستاره تا ستاره ديگر، نمي توانيد فاصله حقيقي اين دو ستاره را عنوان كنيد، بلكه از مفهوم فاصله زاويه اي استفاده مي كنيد. اما چرا زاويه؟ اگر به آسمان نگاه دقيقي بياندازيد، آن را مانند يك كره بر فراز سرتان مي بينيد و اين همان كره سماوي(CelestialSphere ) فرضي است كه از دوران باستان تا كنون با آن سر و كار داريم . كره سماوي ( آسمان ) كره اي است فرضي كه ما در مركز آن قرار داريم و تمام اجرام آسماني بر سطح آن چسبيده اند .
حال براي آنكه فاصله اجرام آسماني كه براي ما خيلي دوردست هستند را نسبت به يكديگر بيان كنيم از زاويه ها استفاده می كنيم . مثلاً مي خواهيم فاصله بين ستاره X با ستاره y زا بدانيم. در كتاب ها مي نويسند ستاره X در 2 درجه اي ستاره y قرار دارد. اين به آن معني است كه اگر از X خطي به سوي چشممان بكشيم و از y نيز به همين ترتيب، آنگاه زاويه بين اين دو خط 2 درجه است . از همين زاويه ها براي بيان اندازه اجرام آسماني هم استفاده مي شود . مثلاً مي گوييم قطر ماه كامل ( بدر ) 5/0 درجه است يعني دو خطي كه از دو لبه ماه بدر(full moon) به سوي چشممان مي كشيم با همديگر زاويه نيم درجه اي مي سازند .
حال كه بحث كره آسماني را پيش كشيديم خوب است با چند مفهوم ديگر مرتبط با كره آسمان آشنا شويد. اينها عبارتند از سر سو ( سمت الراس-Zenith )، استواي سماوي(Celestial Equator)، دايره البروج(Ecliptic) و افق(Horizon) .
هنگامي كه شما در رصدگاهتان مي ايستيد، فرض بر اين است كه در مركز كره آسمان هستيد ( طبق تعريف كره آسمان ) يك دور كامل به دور خود بچرخيد، اگر در مكاني هستيد كه ساختمان هاي بلند يا كوهستان اطراف شما را نگرفته است. ( مثلاً دريا يا كوير ) مكاني را مي بينيد كه انگار آسمان به زمين چسبيده است اين مكان را دايره افق مي گوييم. دايره افق نمايانگر حد قابل ديد شماست. به عبارتي شما تنها مناطق بالاي افق را مي توانيد ببينيد. اكنون كه دايره افق را مي شناسيد لازم است با نقطه مهم ديگري از كره آسمان آشنا شويد. اين نقطه سرسو ( سمت الراس ) است. سر سو نقطه اي است درست بر بالاي سر شما به عبارتي فاصله زاويه اي سر سو تا افق 90 درجه است.
تا اينجا و اطلاعاتي كه كسب كرده ايد مي توانيد يكي از دستگاههاي مختصات آسمان را كه كاربرد زيادي دارد، بشناسيد اين دستگاه به نام "دستگاه مختصات افقي"(Horizon Coordinates System) معروف است. در اين دستگاه مختصات، دو مختصه سمت(Azimuth) و ارتفاع(Altitude) نقش دارند.
ارتفاع ستاره X يعني فاصله زاويه اي ستاره X از افق، به عبارتي اگر دايره اي رسم كنيم چنان كه از سر سو و ستاره X گذر كند و بعد افق را قطع كند، زاويه بين افق و ستاره ( روي اين دايره فرضي ) را ارتفاع اين ستاره مي ناميم .
زاويه سمت نيز زاويه اي است بر افق كه شروع آن ( صفر ) و نقطه شمال (N) است و پايان آن نقطه برخورد دایره عبوری از ستاره و سرسو با افق. البته جهت اندازه گیری اين زاويه از سوي شمال به شرق است نه به سوي غرب .
به اين ترتيب با داشتن دو مختصه سمت و ارتفاع قادر به مشخص كردن مكان يك ستاره يا جسم ديگر خواهيد بود .
اما همانطور كه خودتان هم مي توانيد متوجه بشويد اين دو مختصه براي اجرام آسماني ثابت نيست، چرا كه هم مكان جرم آسمانی در طي ساعات روز تغيير مي كند، ( حركت روزانه يا طلوع – غروب اجرام آسماني كه در اثر چرخش زمين به گرد محور خود ايجاد مي شود ) و هم اينكه اگر شما مكانتان را بر زمين تغيير دهيد ( چون دايره افق براي شما عوض مي شود ) مكان ظاهري اجرام آسماني هم براي شما تغيير مي كند بنابراين سمت و ارتفاع اجرام آسماني دايم در تغيير است .
براي آنكه بتوانيم به دستگاه مختصاتي ثابت دست بيابيم از دستگاه ديگري به نام دستگاه قطبي ( استوايي ) استفاده مي كنيم كه در آینده با آن آشنا مي شويد .
دايره البروج – استواي آسماني – و قطبين آسماني
كره زمين در مركز کره نا متناهي آسمان قرار دارد و به اين ترتيب اگر استواي زمين و دو سوي محور گردش زمين را ادامه دهيم و آن را بر گرد کره آسمان تصور كنيم به مفهوم استواي آسمان مي رسيم به عبارتي استواي آسمان همان استواي زمين است كه بر كره آسمان نقش بسته است . از برخورد محور زمين با کره آسمان قطبين شمال جنوب آسماني پديد مي آيد .
اما مفهوم ديگري داريم با عنوان دايره البروج. دايره البروج مسير حركت ظاهري سالانه خورشید بر گرد زمين است. البته مي دانيد كه در اصل زمين به گرد خورشيد مي چرخد اما آنچه را كه ما مي بينيم حركت خورشيد ( ظاهري ) بر گرد زمين است .
و اما شما در آسمان تعداد زيادي ستاره و جرم آسماني ديگر داريد كه تمام بحث كره آسمان و سيستم هاي مختصات و مفاهيمي از اين قبيل براي شناسايي آنها ابداع شده اند كه 88 صورت فلكي ثبت شده راه حل شناسايي آنهاست.
و بالاخره بحث فواصل حقيقي اجرام آسماني را مطرح مي كنيم كه براي تعيين فواصل معيارهايي وجود دارد . يكي از اين معيارها واحد نجومي و ديگري سال نوري است .
واحد نجومي(Astronomical Unit) طبق تعريف , فاصله متوسط زمين تا خورشيد است . اين فاصله بر اساس اندازه گيري هاي علمي,000/000/150 كيلومتر است (يكصدوپنجاه ميليون كيلومتر). واحد نجومي بيشتر براي اندازه گيري فواصل درون منظومه خورشيدي استفاده مي شود.
اما ستارگان و ساير اجرام آسماني ,فاصله اي به مراتب بيشتر دارند . بنابراين ايجاد معيارهاي جديدتر و بزرگتر ضروري است . بنابراين دانشمندان مفهوم سال نوري(Light-Year) را ابداع كرده اند .
مي دانيد كه نور بيشترين سرعت را در كل كيهان دارد . فاصله اي را كه نور در مدت يكسال و در مسير مستقيم طي مي كند سال نوري مي گويند . اين معيار طبق محاسبه عبارت است از9460800000000(نه تیلیارد و چهارصد و شصت میلیارد و هشت صد میلیون)كيلومتر. از اين فاصله و معيار براي بيان فاصله اجرامي چون سحابي ها، ستارگان ، خوشه هاي ستاره اي و كهكشان ها استفاده مي شود .

منبع:آقای آزادگان



ارسال شده در: یکشنبه یکم بهمن 1385 :: 15:36 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
هاتف
با سلام خدمت دوستان

این اولین بار است که با شما ذارم صحبت میکنم

اولا بعضی ها میخوان وبلاگو هک کنن که من هم در جواب می گم عمرا(همون عمرن).

در ضمن شرمنده آقا مسعود من وقت ندارم وبلاگو بزک کنم



ارسال شده در: شنبه دوم دی 1385 :: 15:17 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
ناسا تصميم به تعمير و نوسازی هابل گرفت
مدير آژانس فضايی آمريکا می گويد ناسا از تصميم قبلی خود مبنی بر عدم تعمير هابل منصرف شده و قصد دارد يکی از ماموريت های آتی شاتل را به نوسازی اين تلسکوپ پيشرفته فضايی اختصاص دهد.
تلکسوپ هابل که در مدار زمين می گردد با تصاوير خارق العاده از کيهان، هم منجمان و هم عموم مردم را شگفت زده کرده است اما به تدريج فرسوده شده و در صورتی که تعمير نشود ظرف چند سال از کار خواهد افتاد.
دکتر مايکل گريفين، مدير ناسا، به کارمندان اين سازمان گفت که اصلاحات تازه در سيستم پرتاب شاتل بدان معنی است که اکنون اعزام فضانوردان برای تعمير هابل ايمن خواهد بود.
ماموريت تعمير و نوسازی هابل با کمک شاتل فضايی ديسکاوری احتمالا در سال 2008 انجام خواهد شد.
دکتر گريفين در مرکز فضايی گدارد در ايالت مريلند که برنامه هابل از آنجا اداره می شود به گروهی از مخاطبان گفت: "ما يک ماموريت تعمير - برای نوسازی هابل - به ماموريت های شاتل اضافه می کنيم تا قبل از بازنشسته شدن شاتل ها انجام شود."
اگر هابل تعمير نشود بعيد است بيش از سه يا چهار سال دوام آورد.
باتری ها و ژيروسکوپ هابل، که از آن برای نشانه رفتن تلسکوپ به سوی يک هدف خاص استفاده می شود، فرسوده شده اند اما در ماموريت تازه جايگزين خواهند شد.
خدمه شاتل همچنين دو ابزار تازه را روی تلسکوپ نصب خواهند کرد: دوربين زاويه باز 3 (WFC3) و طيف سنج منشا کيهانی (COS). اين ابزارهای تازه توانايی هابل برای کاوش اجرام محو و دوردست که يادگار مراحل اوليه کيهان هستند را به طور قابل توجهی افزايش خواهد داد.
اين ماموريت بايد عمر مفيد هابل را حداقل تا سال 2013 تمديد کند و آن زمانی است که ناسا بايد به پرتاب جانشين هابل نزديک شده باشد: تلسکوپ فضايی جيمز وب.
تصميم دکتر گريفين در واقع تصميم سلف او، شان اوکيف، که ماموريت های شاتل برای تعمير و نوسازی هابل را لغو کرده بود وارونه می سازد. آن برنامه بعد از فاجعه انهدام شاتل کلمبيا در فوريه 2003 لغو شد.
منجمان در سراسر جهان با شادی از تصميم تازه ناسا استقبال کرده اند.
اين رصدخانه چند ميليارد دلاری خدمات قابل توجهی به درک ما از منشا و تکامل جهان داشته است.
عميق ترين عکس ها از کيهان با همين تلسکوپ گرفته شده و به کشف اجرام بسيار جالب - که بعدا توسط ساير رصدخانه به دقت بررسی شد - منجر شده است.

مطالعات آن درباره انبساط جهان در سال های نخست ماموريت، باعث بهبود چشمگير تخمين ها در مورد قدمت کيهان شد. تصاوير آن همچنين به طور قطعی وجود سياهچاله ها را ثابت کرده و نظريه های مربوط به نحوه تشکيل سيارات را تصديق کرده است.
دانشمندان انتظار دارند که هابل پس از مرمت و نصب تجهيزات تازه همچنان در انجام کشفيات تازه پيشقدم خواهد بود.
به گفته آنها تحقيق درباره سيارات در اطراف ساير ستارگان (غير از خورشيد)، عميق تر شدن در گذشته راه شيری و فراتر از هر چيز دست يافتن به درکی بس عميق تر از تکامل کيهان از فعاليت ها و دستاوردهای آتی هابل خواهد بود.
باربارا ميکولسکی، نماينده مريلند در مجلس سنا، که برای انجام يک ماموريت تازه برای تعمير هابل تلاش و فعاليت می کرد اين تصميم را حادثه ای "خارق العاده" توصيف کرد.
وی که در جلسه روز سه شنبه در مرکز گدارد حضور يافته بود گفت: "اين روزی بزرگ برای دانش، روی بزرگ برای اکتشافات علمی و روزی بزرگ برای الهام بخشيدن است؛ زيرا هابل برای بسياری از مردم سرمنشاء الهام بوده است."


ارسال شده در: شنبه دوم دی 1385 :: 14:54 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
نجوم را اين گونه آغاز كنيم …
اخترشناسان آماتور
انجام دادن برخي كارها يا شغلها حتما نياز به تحصيل در همان زمينه تا سطوح بالا را دارد. به طور مثال جراحي قلب كاري نيست كه بتوان تجربي و با تمرين فراوان آموخت! اما در برخي ديگر از امور بسيار پيشرفته و مهم مي توان بدون تحصيل در آن رشته، به شکل تجربي و با تمرين زياد مهارت كسب كرد و به نتايج ارزشمندی رسيد. شايد بهترين مثال در اين مورد، ستاره شناسی باشد . در واقع دو نوع ستاره شناس وجود دارد، يكي آنكه در اين رشته تحصيل مي كند و مثلا مدرك دكتراي اختر فيزيك يا كيهانشناسي مي گيرد، و ديگری كسي كه از روي عشق و علاقه ، كتابهاي نجومي ساده را مي خواند و با برنامه ريزي دقيق و به كارگيري روشهاي اصولی به تحقيق در اين زمينه مي پردازد تا هم از آنچه انجام مي دهد لذت ببرد و هم نتايج سودمند كارهايش را به ديگران عرضه كند.اخترشناسان نوع نخست را حرفه اي مي نامند زيرا حرفه يا شغل آنها اين است كه به كارهاي نجومي بپردازند، اخترشناسان نوع دوم را آماتور مي نامند كه به معناي علاقه مند است .
اما تفاوت كار اخترشناسان حرفه أي و آماتور در چيست؟ و كداميك سهم بيشتري در پيشرفت علم نجوم دارند؟ كارهايي كه اخترشناسان حرفه اي انجام مي دهند معمولا عبارت است از : تدريس اخترشناسي ، تحليل داده هاي به دست آمده از رصدها ، نظريه پردازي و ارائه نمونه ها و روش هاي جديد و …
آنها معمولا فرصت كافي براي كاوش دقيق تمام آسمان را ندارند و تلسكوپهاي بسيار بزرگ را هم نمي توان براي كارهايي مثل يافتن دنباله دارها و نواخترهاي جدید مشغول كرد. پس در اين ميان بسياري از كارها را بايد به آماتورهاي نجوم سپرد. برخي گمان مي كنند كه كلمه آماتور نشان دهنده كم تجربگي و مبتدي بودن شخص است، اما اين برداشت كاملا اشتباه است. آماتورهايي هستند كه دهها سال تجربه رصد و كشف اجرام جدید را دارند و هيچ اخترشناس حرفه اي به انداه آنها با آسمان آشنا نيست.
در طول تاريخ شايد سهم آماتورهاي نجوم در كشف اجرام تازه در آسمان بسيار بيشتر از اخترشناسان حرفه أي بوده است. بد نيست به عنوان مثال، يكي از اخترشناسان آماتور با تجربه را به شما معرفي كنم: ژان لويي پون فرانسوي، باربر رصدخانه مارسي بود. هر شب پس از كارهاي طاقت فرساي صبح، به رصد آسمان مشغول مي شد و مهارت زيادي در شناخت اجرام آسماني و شيوه هاي رصد كسب كرد، به طوري كه در 39 سالگي موفق به كشف يك دنباله دار شد. يافتن دنباله دارها ادامه يافت و به سي عدد رسيد. همين كشفها و كسب مهارتها، به تدريج سمت منجم سلطنتي فرانسه را برايش به ارمغان آورد.

براي شروع كار چه بايد كرد ؟
اگر به آسمان شب و راز و رمزهاي نهفته در آن علاقه داريد و تصميم گرفته ايد در راه شناخت و كاوش دقيق آن قدم برداريد، بهتر است نخست اطلاعات خود را در اين زمينه افزايش دهيد. براي شروع كار، چند كتاب مفيد را به شما معرفي مي كنيم . با مطالعه آنها اطلاعات پايه را در اين علم به دست خواهيد آورد :
نجوم دینامیکی : نوشته رابرت تی. دیکسون، ترجمه احمد خواجه نصیر طوسی از انتشارات مرکز نشر دانشگاهی. برخلاف نام و ظاهر ترسناک، کتابی بسیار مفید و پایه ای برای یاد گیری نجوم است.
نجوم و اختر فیزیک مقدماتی : نوشته زیلیک و اسمیت، ترجمه دکتر جمشید قنبری و دکتر تقی عدالتی از انتشارات آستان قدس رضوی. مجموعه ای دو جلدی و بسیار مفید برای یادگیری اختر فیزیک پایه.
صورتهای فلکی : نوشته دکتر گری ملکر، دکتر مارک چارترند و ویل تریون، ترجمه مهندس احمد دالکی از انتشارات گیتاشناسی. کتابی با قطع جیبی و بسیار مفید برای آشنایی با اصول گشت و گذار در آسمان و صورتهای فلکی.
همچنین کتابهای بسیار دیگری که تعدادی از آنها بسیار کمیابند، از جمله، ستاره شناسی؛ اصول و عمل، نجوم به زبان ساده، نجوم کروی، ستاره شناسی دریایی و ....
با مطالعه اين كتابها ، اطلاعات پايه را براي انجام كارهاي نجومي به دست خواهيد آورد ، اما هيچ گاه از مطالعه دست برنداريد . هر گاه كتابهاي جديدي در اين زمينه ديديد، بخوانيد و اگر تناقضي بين كتابها مشاهده كرديد به ساير كتابها رجوع كنيد و يا از فردي آگاه يا مرجعي مطمئن بپرسيد تا نكته نادرستي در ذهنتان باقي نماند. اكنون هنگام آن است كه به سراغ كارهاي عملي برويم . شايد مهمترين بخش ازكارهاي عملي آماتورهاي نجوم ، رصد دقيق آسمان باشد ، كه منشا هر گونه فعاليت نجومي است .

رصد چيست و چه چيزهايي را بايد رصد كرد ؟
رصد كردن يعني مشاهده دقيق با هدفي ازپيش تعيين شده ، رصد آسمان شب، كاري است لذت بخش كه اگ چند شب به آن بپردازيد ، به لذت آن پي خواهيد برد . يكي از ساده ترين موضوعهاي رصدي، تشخيص صورتهاي فلكي است كه گام نخست در رصد آسمان محسوب مي شود. مقاله كليد آسماني شما را با صورتهاي فلكي آشنا مي كند. دانستن اسمها و شكل صورتهاي فلكي براي رصد هر جرمي در آسمان ضروري است. چون هر صورت فلكي از تعدادي ستاره تشكيل شده است، ناگزيريم نام ستاره ها را هم بدانيم. البته به خاطر سپردن نام( و يا شماره )تمام ستاره ها كاري ناممكن است اما بدون شك شناختن درخشانترين و مهمترين ستاره ها كار دشواري نيست و براي رصد كنندگان لازم است.
آنچه ستاره ها را از همديگر متمايز مي كند ـ درخشندگي و رنگ آنهاست. پس بايد علاوه بر نام، اين ويژگيهاي ستاره ها را هم بدانيد و البته دانستن كمي تاريخچه بر لذت دانستن خواهد افزود. با چشم غير مسلح، در هوايي صاف و تاريك مي توان ستاره هايي تا قدر ششم را مشاهده كرد. درخشانترين ستاره هاي فصل تابستان عبارتند از : سماك رامح، نسر واقع، نسر طاير، قلب العقرب و سماك اعزل. پس از درخشانترين ستاره ها، نوبت به ستاره هاي خاص ديگري مي رسد كه بايد با آنها آشنا شويد، از جمله : ستاره هاي متغير و ستاره هاي دوتايي. متغيرها گونه هايي خاص از ستاره ها هستند كه درخشندگي آنها به طور منظم يا نامنظم تغيير مي كند. برخي از متغيرها را دربيشترين درخشندگي مي توان حتي با چشم غير مسلح مشاهده كرد .
همه ستاره ها در آسمات تنها نيستند. نيمي از ستاره ها ( و شايد اغلبشان ) در مجموعه هاي دوتايي و چندتايي جاي گرفته اند. بسياري از ستاره هاي دوتايي را نمي توان به صورت دو ستاره تفكيك كرد و آنها را فقط به صورت يك ستاره مي بينيم. گاهي اوقات هم دو ستاره به طور اتفاقي در كنار يكديگر ديده مي شوند و عملا هيچ ارتباطي با هم ندارند. درواقعي ممكن است دهها يا صدها سال نوري از هم فاصله داشته باشند، اما از ديدگاه ما، در يك راستا قرار گرفته باشند ودر آسمان بسيار نزديك به هم ديده شوند .
بجز ستاره ها، اجرام ديگري هم در آسمان وجود دارد، از مجله : سياره (Planet) ، كهكشان (Galax) ، سحابي (Nebula) و خوشه هاي ستاره أي(Star Cluster). تشخيص سياره ها از ستاره ها شايد دشوار به نظر برسد، زيرا سياره ها با چشم غير مسلح همانند ستاره به نظر مي رسند. اما اگر دقت كنيم، مي توانيم تفاوتهايي بين ستاره و سياره پيدا كنيم. نخست اينكه ستاره ها نسبت به یکدیگر حركت ندارند و اگر يك دسته ستاره را در نظر بيريد و گردششان را در آسمان دنبال كنيد ، خواهيد ديد كه همه با هم حركت مي كنند و تركيبشان در ساعتها و روزهاي مختلف سال ثابت مي ماند. اگر غير از اين بود، شكل ظاهري صورتهاي فلكي روز به روز تغيير مي كرد( البته اين تغيير شكل صورت مي گيرد، ولي در طول هزاران سال ).
اما سياره ها اين نظم را رعايت نمي كنند و در ميان صورتهاي فلكي جابجا مي شوند. به همين دليل است كه در نقشه هاي آسمان هيچگاه اثري از سياره ها نيست. پس هر وقت در آسمان در ميان صورتهاي فلكي ستاره ناآشنايي را ديديد كه در نقشه ها وجود ندارد، مطمئن باشيد كه سياره أي را ديده ايد. در ضمن، سياره ها بر خلاف ستاره ها چشمك نمي زنند و نورشان ثابت است(به غیر از شرایطی خاص).
اجرام ديگري كه براي رصد مناسب اند، به اجرام غير ستاره أي معروف اند. يك نوع از اين اجرام، كهكشانهاهستند. كه مجموعه اي است از دهها يا صدها هزار ستاره و مقدار زيادي گاز و غبار. كهكشان ها به دليل فاصله بسيار زيادي كه از ما دارند، بسيار كم نور ديده مي شوند. فقط يكي - دو كهكشان را مي توان با چشم غير مسلح در شبهاي كاملا صاف و تاريك مشاهده كرد. در صورت فلكي امرا المسلسله ( زن به زنجير بسته ) كه از صورتهاي فلكي پاييزي است، يكي از درخشانترين و بزرگترين كهكشانهاي نزديك به ما است كه با نام همين صورت فلكي شناخته مي شود . كهكشان امراه المسلسله كه با چشم غير مسلح مي توان در خارج از شهر كه دور از آلودگي هوا و نور است ، به صورت لكه اي مه آلود مشاهده نمود.
يكي ديگر از اجرام غير ستاره اي ، سحابي است كه نامش از واژه اي عربي به معناي ابر گرفته شده است. سحابيها توده هاي بزرگ گازي هستند كه يا بازمانده ستاره هاي مرده اند و يا محل تولد ستاره هاي تازه اند.
سحابيها در آسمان به صورت ابر ديده مي شوند. يكي از درخشانترين سحابيهاي آسمان تابستان، در صورت فلكي قوس جا دارد و نامش سحابي مرداب است. در زمستان هم نمونه زيبايي از سحابيها را مي توان در صورت فلكي جبار مشاهده كرد.
خوشه هاي ستاره اي بر دو نوع اند : باز و كروي. خوشه هاي باز مجموعه هايي از دهها يا صدها ستاره اند. گاهي اوقات ستاره ها آن قدر به هم نزديكند كه نمي توان آنها را به صورت جداگانه ديد. بهترين نمونه از خوشه هاي باز، خوشه مشهور پروين است كه در آن 6 تا 7 ستاره را مي توان با چشم غير مسلح تشخيص داد. در صورت فلكي عقرب هم دو خوشه باز وجود دارد كه مي توان آنها را در تابستان مشاهده كرد و اگر هوا خوب باشد حتي باچشم غير مسلح ديده مي شوند. خوشه هاي كروي معمولا ستاره هاي بيشتري دارند، اما متراكم ترند. آنها از پيرترين اجرام كهكشان محسوب مي شوند. خوشه هاي كروي در آسمان به صورت كره اي كوچك و مه آلود ديده مي شوند. فصل تابستان بهترين موقعيت براي ديدن اين گونه اجرام است زيرا چند تا از درخشانترين خوشه هاي كروي در آسمان تابستان ديده مي شوند . در صورتهاي فلكي قوس، جاثي، عقرب و تازيها خوشه هاي كروي درخشاني وجود دارد.
آنچه تاكنون گفتيم، اجرامي بودند كه هميشه در آسمان وجود دارند که در ساعت و تاريخ مناسب مي توان آنها را ديد.اما اجرامي هم وجود دارند كه در مدت كوتاهي به طور موقت ميهمان آسمان شبهاي ما مي شوند و بدون شك نبايد فرصت را براي ديدنشان از دست داد.
يك دسته از اينگونه اجرام، دنباله دارها هستند كه گاهي آنها را به اشتباه ستاره دنباله دار مي نامند در صورتي آنها ستاره نيستند و درون منظومه شمسي جاي دارند. برخي از دنباله دارها تناوبي هستند، يعني با فاصله هاي زماني مشخصي پديدار مي شوند، مانند دنباله دار مشهور هالي. اين مدت زمان تناوب ممكن است از دو-سه سال تا هزاران سال متغير باشد.
برخي از دنباله دارها به طور اتفاقي در آسمان ظاهر مي شوند و پديارشدنشان قابل پيش بيني نيست و ممكن است ديگر هيچ گاه باز نگردند. دنباله دارهاي بسيار درخشان حتي با چشم غير مسلح هم ديده مي شوند. ظاهرشان مانند گلوله أي نوراني است كه دمي جارو مانند و منحني در پشتشان قرار گرفته است. اين اجرام هنگامي كه در فاصله بسيار زياد از خورشيد قرار دارند به شكل کره ای یخی هستند و دنباله ندارند. با نزدیک شدن به خورشيد، يخهاي سطحي شان بخار مي شوند و همچون دنباله اي در پشتشان مي درخشد.
شهابها هم جزو اجرام گذري آسمانند. هنگامي كه ذرات ريز موجود در فضا( به اندازه دانه هاي شن )با جو زمين برخورد مي كنند، به دليل سرعت زياد، اصطكاك توليد مي شود و ذرات در جو مي سوزند. از سوختن ذرات ردي نوراني در آسمان ديده مي شود كه به آن شهاب مي گويند. زمان پديدار شدن شهابهاي پراكنده قابل پيش بيني نيست، اما زمانهاي خاصي وجود دارد كه در مدت كوتاهي تعداد زيادي شهاب در آسمان ديده مي شوند. اين پديده را بارش شهابي مي نامند. هنگامي كه دنباله داري مدار زمين را قطع مي كند، ذرات بازمانده از آن، همچنان در مدار دنباله دار باقي مي ماند. با عبور زمين از آن نقطه، تعداد زيادي ذره در مدت كوتاهي با جو زمين برخورد مي كنند و آنچه ما در آسمان مي بينيم، نمايش بارش شهابي است كه ممكن است در يك ساعت تا صد شهاب در آسمان ديده شود. زمان وقوع بارشهاي شهابي بر خلاف شهابهاي پراكنده قابل پيش بيني است و هر سال در زمان معيني كه اوج بارش نام دارد تكرار مي شود.
تمام اجرامي را كه تاكنون نام برديم( بجز كهكشانها ) متعلق به مجموعه أي عظيم به نام راه كاهكشان( راه شیری ) بودند. اين نام كهكشان ماست كه برخي عنوان راه شيري را بر گرفته از اسطوره هاي غربي براي آن برگزيده اند. در اسطوره هاي ايران باستان، اينگونه تصور مي شد كه با كشيدناري حامل كاه از يك سو به سوي ديگر آسمان، مقداري از اين كاه بر گنبد آسمان ریخته واين همان نور ابر مانندي است كه در شبهاي تابستان در پهناي آسمان مي بينيم. بدين علت نام آن را راه كاه كهشان گذاشتند كه كوتاه شده اش همان كهكشان است . كهكشان ما شكلي مارپيچي دارد و از پهلو همانند عدس ديده مي شود : باريك و برآمدگي مركزي . ما چون در داخل كهكشان جا داريم، نمي توانيم آن را به طور كامل ببينم، اما بخشي از آن شبها به صورت نواري مه آلوده ديده مي شود كه بيشترين تراكمش در صورتهاي فلكي قوس و دجاجه است.

چه دوربيني براي شروع كار لازم است ؟
بر خلاف تصور، داشتن تلسكوپ در آغاز كار نه تنها ضروري نيست، بلكه مضر هم هست. كار كردن با تلسكوپ دشوار است زيرا ناحيه بسيار كوچكي از آسمان را نشان مي دهد و تشخيص آنچه مي بينيم ساده نيست. ضمن اينكه تلسكوپها بسيار گران اند و معمولا آماتورهاي نجوم در آغاز كار توان خرد تلسكوپ را ندارند. بنابراين تا وقتي كه آسمان را بخوبي نشناخته ايد و جزييات صورتهاي فلكي را به خوبي نمي دانيد ، به فكر استفاده از تلسكوپ نيفتيد.
در آغاز كار بهتر است از دوربينهاي دو چشمي يا تك چشمي استفاده كنيد، اين گونه دوربينها چند حسن دارند، از جمله اينكه بسيار ارزانترند و ميدان ديد وسيعي دارند، يعني بخش بزرگتري از آسمان را نشان مي دهندو در نتيجه يافتن اجرام با آنها بسيار ساده تر است. البته اين در صورتي است كه بتوانيد آن را به نوعي مستقر كنيد.
اغلب دوربيهاي دو چشمي محل خاصي براي نصب روي سه پايه ندارند و بايد خودتان روشي براي اينكار پيدا كنيد. اما دوربينهاي تك چشمي جايي براي نصب روي سه پايه هاي عكاسي دارند. اين امر ، كار رصد را بسيار ساده تر مي كند. شايد بتوان گفت رصد با دوربين دو چشمي يا تك چشمي بدون سه پايه كاري ناممكن است زيرا لرزشهاي دست اجتناب ناپذير است.
مشخصات دوربينهاي دو چشمي و تك چشمي به صورت دو عدد روي بدنه شان ثبت ميشود.. عدد نخست نشان دهنده بزرگنمايي دوربين است و عدد دوم قطر عدسي شيئي(عدسی که در انتهای لوله جای دارد و به سوی آسمان است) آن را بر حسب ميلي متر مشخص ميكند. به عنوان مثال، در دوربين 20X50 بزرگنمايي دوربین بيست برابر و قطر عدسي 50 میلیمتر است. دوربینهایی که بزرگنمایی كمتر از 7 دارند، عملا براي كار رصد مناسب نيستند. دوربينهاي 7X35 ، 7X42 و 7X50 ساده ترين و ابتدايي ترين دوربينهاي قابل استفاده براي رصد هستند. دوربينهاي10X50 و20X60 بزرگنمايي خوبي دارند و براي كارهاي نجومي بسيار مناسب اند به شرطی كه بتوان آنها را روي سه پايه سوار كرد. دوربينهاي20X80 و بزرگتر از آن، دست كمي از تلسكوپهاي كوچك ندارند و قيمتشان گران است.


ارسال شده در: شنبه دوم دی 1385 :: 14:52 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
ستارگان پر جرم در NGC 6357

 

تصويري که تلسکوپ فضايي هابل از خوشه پيسميس ۱-۲۴ گرفت، کمک به شناخت اين مجموعه ستاره اي پرجرم کرده است.
پيمان اکبرنيا

این تصویر تلسکوپ فضایی هابل خوشه ی ستاره ای پیسمیس 1-24 را در قلب سحابی نشری NGC 6357 نشان می دهد. این ستارگان از پرجرم ترین ستارگان شناخته شده ی کهکشان ما هستند وجرم هر کدام بیش از 100 برابر جرم خورشید است. اختر شناسان ابتدا تصور می کردند که این سیستم شامل دو ستاره است که هر کدام از آن ها جرمی بیش تر از حد جرمی ستارگان دارند اما رصدهای هابل نشان داد که در واقع این مجموعه از سه ستاره تشکیل شده است که جرم آن ها در مرز جرمی ستارگان قرار دارد.

سحابی نشری NGC 6357    عکس: تلسکوپ فضایی هابل

 

خوشه ی باز کوچک پیسمیس 24 در مرکز سحابی نشری بزرگ  NGC 6357 در فاصله ی 8000 سال نوری از زمین قرار دارد. بعضی از ستارگان این خوشه بسیار پر جرم هستند و تابش بسیار شدیدی در محدوده ی فرابنفش دارند.

 

 درخشان ترین جسم در تصویر، پیسمیس1-24 نام دارد که در ابتدا تصور می شد جرم آن 200 تا 300 برابر جرم خورشید است.این جرم نه تنها باعث می شد که این ستاره پر جرم ترین ستاره ی کهکشان نام بگیرد بلکه جرمی بسیار بیش تر از حد جرمی بود که یک ستاره می تواند داشته باشد(این حد در حدود 150 برابر جرم خورشید است).

 

اما توان تفکیک بالای تلسکوپ هابل نشان داد که این مجموعه شامل 3 ستاره است که 2 تای آن ها به دور دیگری می گردند(تصاویر راست بالا و راست پایین) و جرم هر کدام از آن ها 100 برابر جرم خورشید است.همچنین بررسی طیف یکی از این ستاره ها به وسیله ی تلسکوپ های زمینی نیز نشان می دهد که یکی از ستاره ها در واقع یک سیستم دوتایی است که تفکیک دو مولفه ی آن از هم حتی برای هابل هم کار دشواری است. این کشف باعث شد که جرمی که در ابتدا برای آن ها تصور می شد بین 3سه ستاره تقسیم شود.با این حال باز هم این ستارگان از ستارگان بسیار پر جرم به شمار می روند اما به حد جرمی ستارگان نرسيدند.

 

این رصدها را تیمی از اخترشناشان موسسه ی اخترفیزیک اندلوچیا در اسپانیا و به رهبری جی.میز.آپلانیز انجام دادند.این تیم عکس پیسمیس 1-24 را در آوریل 2006 با دوربین پیشرفته ی نقشه برداری هابل گرفت.



ارسال شده در: یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 :: 15:17 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
بارش زمستانی در راه است هر ساله در بلندترین شبهای سال، دهه آخر آذر، آسمان میزبان شهابهای جوزایی است. شهابهای پرنوری که در دل سرد آسمان آتش بازی زیبایی راه می اندازند تا منجمان آماتور را به زیر سقف زیبای آسمان بکشانند ودقیقاً در آغازین روزهای فصل سرما به ملاقات جو زمین می آیند تا آخرین بارش چشمگیر سال را به نمایش بگذارند. حامد پور خرسندي شهابهاي بارش هاي زمستاني برخلاف اکثر بارش های شهابی سال بر اثر عبور زمین از میان ذرات به جا مانده از سیارک فایتون۳۲۰۰ پدید می آیند. و این شهابها سرعت خیلی کمی نسبت به شهابهای دیگر دارند(با سرعت ۳۵ کیلومتر در ثانیه) و با رنگ سفیدشان مانند شعله ای زیبا به نظر می رسند. کاننون این بارش در ۲ درجه ای شمال شرق ستاره کاستور قرار دارد ولی شما برای دیدن شهابها باید به شعاع حدود ۴۵ درجه ای کانون بنگرید و از دیدن شهابهایی در نزدیکی ستاره های زیبای زمستانی لذت ببرید امسال نیز زمین در شبهای ۲۲و۲۳و۲۴ آذر از نزدیکترین فاصله توده ذرات فایتون می گذرد. بنابراین از حدود ساعت هشت شب که صورت فلکی جوزا طلوع می کند تا صبحگاه شرایط رصدی مهیاست. به ویژه آنکه امسال ماه نیز نزدیک به صبح طلوع می کند و هلال باریک آن مزاحمتی ایجاد نمیکند و همچنین این بارش در زمان تعطیلات آخر هفته رخ میدهد. بنابراین فقط کافیست از آلودگی های نوری شهرهای بزرگ دور شوید و لباس گرم و البته یک وسیله دفاعی، برای مقابله با حمله انواع حیوان وحشی که گرسنه اند! داشته باشید و بارش امسال حدود ساعت ۲:۳۰ بامداد ۲۴ آذر به اوج خود می رسد؛ یعنی درست زمانی که آسمان به دور از نور مزاحم ماه، صورت فلکی جوزا و کانون بارش را در خود جای داده است. به علت سرعت کمتر بارش های حوزایی، شمارش و تشخیص قدر آنها آسان است و بنابراین این بارش آزمون خوبی است به منظور آمادگی برای رصد سایر بارش ها. عکاسی از شهابها فعالیت جالبی است که هر ساله منجمان آماتور این کار را جزیی از برنامه رصدی خود قرار می دهند. برای عکاسی از شهابها به یک دوربین عکاسی دارای سرعت بی ، یک سه پایه محکم و یک سیم دکلانشور نیاز دارید. عکاسی از شهابها نسبتاً دشوار است. دوربین شما باید در جهتی مناسب تنظیم باشد و همه چیز درست انجام شود. شهابها با سرعت بسیاری در آسمان حرکت می کنند و لحظه کوتاهی می درخشند. در نتیجه هر نقطه از رد تیر شهاب، نور بسیار کمی به دوربین می رساند. بنابراین باید از فیلم های حساس( حساسیت ۴۰۰ به بالا) استفاده کرد. برخی عکاسان برای آنکه شانس خود را برای ثبت شهابهای بیشتر بالا ببرند، از چند دوربین که بخش های مختلف آسمان را پوشش داده اند، استفاده می کنند. به کاربردن عدسی واید گرچه سبب عبور شهابهای بیشتری از میدان دید می شود، از نورانیت تصویر و اندازه شهابها می کاهد و بسیاری از شهابهای ظاهر شده در آن ثبت نمی شوند. بهتر است در عکاسی هدفمند شهابها از دیافراگم باز و نوردهی های نه چندان بلند(حداکثر ۳۰ دقیقه) استفاده کنید. با ظهور هر شهاب در منطقه عکاسی خود، به خود نبالید. بسیاری از آنها به دلیل سرعت زیادشان ردی از خود بر فیلم نمی گذارند، مگر آنکه به راستی درخشان باشند. اگر شهابی درخشان از مقابل دید دوربین گذشت، بهتر است نوردهی را زیاد ادامه ندهید، تا تضاد میان تیرگی آسمان و درخشش شهاب حفظ شود. در این شبها در منطقه ای تاریک می توانید در ساعت تا ۱۲۰ شهاب را بشمارید. گزارش های دقیق رصدی خود را برای ما بفرستید

ارسال شده در: یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 :: 15:16 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
دایناسورها فقط در اثر برخورد یک شهاب سنگ از بین رفتند
براساس جدیدترین مطالعات محققان دانشگاه میسوری- کلمبیا، دایناسورها حدود 65 ميلیون سال پيش در اثر برخورد یک شهاب سنگ منقرض شدند.
آذين زنگوئي

 

این محققان تنها به یک لایه که مربوط به برخورد شهاب سنگ است دست یافته اند. اين لايه دقیقا در سطحی است که موجودات دریایی همزمان با دایناسورها در آن می زیسته اند. آنها هیچ مدرکی از بالا یا پایین این سطح که دال بر برخورد شهاب سنگ های دیگری باشد، بدست نیاورده اند.

 

 

دایناسورها و برخی دیگر از گونه های موجودات زنده روی زمین، حدودا 65 ملیون سال قبل از بین رفتند. برخی از دانشمندان برخوردیک شهاب سنگ در شبه جزیره یوکاتان، مکزیک امروزی، را دلیل این انقراض می دانند در حالی که گروهی دیگر از دانشمندان برخورد بیش از یک شهاب سنگ و نیز فشارهای حاصل  از آنها را دلیل این انقراض می دانند. براساس جدیدترین مطالعات انجام شده توسط یکی از محققان دانشگاه میسوری- کلمبیا، تنها یک شهاب سنگ علت این انقراض است.

شبه جزیره یوکاتان.
عکس از ناسا.

کن مکلئود استاد علوم زمین دانشگاه میسوری و یکی از محققین بررسی این مسئله، می گوید: " نمونه های که ما بررسی می کنیم از مناطقی برداشته شده اند که از تاثیر مستقیم شهاب سنگ در امن مانده اند. به عنوان مثال ریزش هایی که در اثر برخورد بوجود آمده اند و می توانند نتایج را تغییر دهند. ما تنها به یک لایه که مربوط به برخورد شهاب سنگ است برخورده ایم که دقیقا در سطحی است که پلانکتون های دریایی که همزمان با دایناسورهای جوان بوده اند، قرار دارد. ما هیچ مدرک ژئوشیمیایی یا رسوب گذاری از بالا یا پایین این سطح نداریم".

مکلئود و همکارانش رسوبات بجای مانده در محل بیرون زدگی "دمرارا" در اقیانوس اطلس را ، که در شمال شرقی امریکای جنوبی قرار دارد و تنها 4500 کیلومتر از برخورد شهاب سنگ در شبه جزیره یوکاتان فاصله دارد، بررسی کرده اند.

مناطق دیگر، دور و نزدیک نسبت به دهانه برخورد، هم مورد بررسی قرار گرفته اند ولی کمتر محلی دارای شرایطی مانند این منطقه است. تفسیر نمونه های نزدیک به دهانه برخورد به علت امواج ، زمین لرزه و  ریزش هایی که در اثر برخورد بوجود آمده اند و باعث رسوب گذاری مجدد شده اند مشکل است. همچنین نمونه های دور از دهانه برخورد به علت این که شامل باقی مانده های کمتری از برخورد را می شوند نمی توانند تاریخچه کاملی در فاصله ای که دایناسورها منقرض شده اند، نشان دهند. بنابراین قابل اطمینان ترین نمونه ها برای بررسی انقراض دسته جمعی دایناسورها، نمونه هایی هستند که در محل بیرون زدگی "دمرارا" قرار گرفته اند.

مکلئود می گوید:" نمونه هایی که ما در دست داریم گیج کننده نبوده و مانند نمونه هایی هستند که در کتابهای درسی دیده می شوند. پیچیدگی های رسوبی و فسیلی جزئی بوده است و نشانی از وجود برخوردها یا فشارهای دیگری که منجر به جابجایی مواد شوند، وجود ندارد.

برخورد شهاب سنگ در شبه جزیره یوکاتان احتمالا باعث ایجاد زمین لرزه ها و سونامی های متعددی شده است. غبار ایجاد شده در اثر برخورد وارد جو شده و جلوی نور خورشید را گرفته و سبب از بین رفتن گیاهان که منبع تغذیه جانوران بوده اند ، شده است. درجه حرارت احتمالا بطور قابل توجهی در سراسر زمین کاهش یافته است و قبل از این که در قرن بعدی دوباره افزایش یابد، آتشی سریع و بی سابقه و نیز باران های اسیدی باعث از بین بردن موجودات زنده شده است. مکلئود و بسیاری از دانشمندان معتقدند عواملی از این قبیل باعث انقراض سریع بسیاری از گونه های حیات بر روی زمین شده اند. برخی دیگر بر این عقیده اند که بیش از یک برخورد سبب این انقراض شده است و برخورد شهاب سنگ در شبه جزیره یوکاتان را 300000 سال قبل از این انقراض کامل می دانند.

در این تحقیق دانا ویتلی از دانشگاه مینسوتا، برایان هوبر از موزه تاریخ طبیعی اسمیتسونین و کریستین کوبر از دانشگاه وین با مکلئود همکاری کرده اند. این تحقیق در بخش "جراید" پژوهشنامه انجمن زمین شناسی امریکا به چاپ رسیده است. سرمایه لازم برای این تحقیق را برنامه حمایت علوم امریکا، موسسه علوم طبیعی امریکا و موسسه علوم وین تامین کرده است. نمونه ها از پایه شماره 207 "برنامه حفر اقیانوس" برداشته شده اند.



ارسال شده در: جمعه هفدهم آذر 1385 :: 15:29 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
دایناسورها فقط در اثر برخورد یک شهاب سنگ از بین رفتند
براساس جدیدترین مطالعات محققان دانشگاه میسوری- کلمبیا، دایناسورها حدود 65 ميلیون سال پيش در اثر برخورد یک شهاب سنگ منقرض شدند.
آذين زنگوئي

 

این محققان تنها به یک لایه که مربوط به برخورد شهاب سنگ است دست یافته اند. اين لايه دقیقا در سطحی است که موجودات دریایی همزمان با دایناسورها در آن می زیسته اند. آنها هیچ مدرکی از بالا یا پایین این سطح که دال بر برخورد شهاب سنگ های دیگری باشد، بدست نیاورده اند.

 

 

دایناسورها و برخی دیگر از گونه های موجودات زنده روی زمین، حدودا 65 ملیون سال قبل از بین رفتند. برخی از دانشمندان برخوردیک شهاب سنگ در شبه جزیره یوکاتان، مکزیک امروزی، را دلیل این انقراض می دانند در حالی که گروهی دیگر از دانشمندان برخورد بیش از یک شهاب سنگ و نیز فشارهای حاصل  از آنها را دلیل این انقراض می دانند. براساس جدیدترین مطالعات انجام شده توسط یکی از محققان دانشگاه میسوری- کلمبیا، تنها یک شهاب سنگ علت این انقراض است.

شبه جزیره یوکاتان.
عکس از ناسا.

کن مکلئود استاد علوم زمین دانشگاه میسوری و یکی از محققین بررسی این مسئله، می گوید: " نمونه های که ما بررسی می کنیم از مناطقی برداشته شده اند که از تاثیر مستقیم شهاب سنگ در امن مانده اند. به عنوان مثال ریزش هایی که در اثر برخورد بوجود آمده اند و می توانند نتایج را تغییر دهند. ما تنها به یک لایه که مربوط به برخورد شهاب سنگ است برخورده ایم که دقیقا در سطحی است که پلانکتون های دریایی که همزمان با دایناسورهای جوان بوده اند، قرار دارد. ما هیچ مدرک ژئوشیمیایی یا رسوب گذاری از بالا یا پایین این سطح نداریم".

مکلئود و همکارانش رسوبات بجای مانده در محل بیرون زدگی "دمرارا" در اقیانوس اطلس را ، که در شمال شرقی امریکای جنوبی قرار دارد و تنها 4500 کیلومتر از برخورد شهاب سنگ در شبه جزیره یوکاتان فاصله دارد، بررسی کرده اند.

مناطق دیگر، دور و نزدیک نسبت به دهانه برخورد، هم مورد بررسی قرار گرفته اند ولی کمتر محلی دارای شرایطی مانند این منطقه است. تفسیر نمونه های نزدیک به دهانه برخورد به علت امواج ، زمین لرزه و  ریزش هایی که در اثر برخورد بوجود آمده اند و باعث رسوب گذاری مجدد شده اند مشکل است. همچنین نمونه های دور از دهانه برخورد به علت این که شامل باقی مانده های کمتری از برخورد را می شوند نمی توانند تاریخچه کاملی در فاصله ای که دایناسورها منقرض شده اند، نشان دهند. بنابراین قابل اطمینان ترین نمونه ها برای بررسی انقراض دسته جمعی دایناسورها، نمونه هایی هستند که در محل بیرون زدگی "دمرارا" قرار گرفته اند.

مکلئود می گوید:" نمونه هایی که ما در دست داریم گیج کننده نبوده و مانند نمونه هایی هستند که در کتابهای درسی دیده می شوند. پیچیدگی های رسوبی و فسیلی جزئی بوده است و نشانی از وجود برخوردها یا فشارهای دیگری که منجر به جابجایی مواد شوند، وجود ندارد.

برخورد شهاب سنگ در شبه جزیره یوکاتان احتمالا باعث ایجاد زمین لرزه ها و سونامی های متعددی شده است. غبار ایجاد شده در اثر برخورد وارد جو شده و جلوی نور خورشید را گرفته و سبب از بین رفتن گیاهان که منبع تغذیه جانوران بوده اند ، شده است. درجه حرارت احتمالا بطور قابل توجهی در سراسر زمین کاهش یافته است و قبل از این که در قرن بعدی دوباره افزایش یابد، آتشی سریع و بی سابقه و نیز باران های اسیدی باعث از بین بردن موجودات زنده شده است. مکلئود و بسیاری از دانشمندان معتقدند عواملی از این قبیل باعث انقراض سریع بسیاری از گونه های حیات بر روی زمین شده اند. برخی دیگر بر این عقیده اند که بیش از یک برخورد سبب این انقراض شده است و برخورد شهاب سنگ در شبه جزیره یوکاتان را 300000 سال قبل از این انقراض کامل می دانند.

در این تحقیق دانا ویتلی از دانشگاه مینسوتا، برایان هوبر از موزه تاریخ طبیعی اسمیتسونین و کریستین کوبر از دانشگاه وین با مکلئود همکاری کرده اند. این تحقیق در بخش "جراید" پژوهشنامه انجمن زمین شناسی امریکا به چاپ رسیده است. سرمایه لازم برای این تحقیق را برنامه حمایت علوم امریکا، موسسه علوم طبیعی امریکا و موسسه علوم وین تامین کرده است. نمونه ها از پایه شماره 207 "برنامه حفر اقیانوس" برداشته شده اند.



ارسال شده در: جمعه هفدهم آذر 1385 :: 15:29 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام خوش اومدین!این وبلاگ توسط اعضای اصلی انجمن اندیشه ی برنای ارومیه هدایت میشود!خوشحال میشیم اگه ما رو با نظراتتون راهنمایی کنین!

CURRENT MOON