تبليغاتX

انجمن نجوم اندیشه ی برنا
انجمن نجوم اندیشه ی برنا
خوش اومدین
آقایون سلام

حالا هی بگین هاتف بده آخه ببینین از کجا همچی عکسی میتونین پیدا بکنین.

عکس ماه در امارات



ارسال شده در: جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 :: 18:4 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
راهنماي رصد خسوف اسفند ۱۳۸۵

نخستين ماه‌گرفتگي هزارهِ سوم ميلادي را در ميان انبوهي از مردم از دارآبادِ تهران به‌نظاره نشستيم. ماه‌گرفتگي كلي روزهاي پاياني امسال نيز بار ديگر هيجان و خاطرات خسوف ۲۰ د
ي سال ۷۹ را زنده خواهد كرد.
اما قديمي‌ترين خسوف ثبت‌شده در تاريخ مربوط به‌سال ۷۲۱ پيش از ميلاد است كه بطلميوس آن را در كتاب مَجِسطي خود به‌طور كامل شرح داده است. رصدگران بابل و يونانيان باستان از روي رصد دقيق ماه‌گرفتگي‌ها متوجه شدند كه لبهِ سايه همواره شكلي شبيه به‌دايره دارد و سپس استدلال كردند كه زمين شكلي شبيه به‌كُره دارد و گِرد است. در سال ۴۹۹ پس از ميلاد، يك رياضيدان هندي براي نخستين‌بار به‌طور دقيق و درست، محاسبات مربوط به‌دو پديدهِ خسوف و كسوف را ارائه داد و... اين داستان همچنان ادامه دارد و هنوز هم منجمان به‌هنگام خسوف و كسوف در پيِ سنجش فاصله‌ها و يافتن مواردِ تازه در دنياي نجوم و آزمون دوبارهِ يافته‌هاي قديمي‌تر هستند. علاوه‌بر همهِ اين موارد امروزه ميليون‌ها نفر در سراسر دنيا به‌هنگام رُخدادِاين دو پديدهِ بسيار زيبا چشم به‌آسمان مي‌دوزند تا تجربهِ پيشينيان را بارِ ديگر تكرار كنند. مي‌دانيد هرگاه زمين، ماه و خورشيدِ درخشان در يك راستا قرار بگيرند بسته به‌اين كه ماه در ميان زمين و خورشيد (كسوف) يا زمين ميان ماه و خورشيد (خسوف) باشد ما شاهد پديده‌هاي متفاوتي خواهيم بود.
اگر زمان و تاريخ رُخداد يك ماه‌گرفتگي را بدانيد با استفاده از دوره‌هاي گرفت، مي‌توانيد زمان گرفت‌هاي بعدي ماه را حساب كنيد، درست مانند دوره‌هاي ساروسي در خورشيدگرفتگي.
در ماه‌گرفتگي امسال كه در واپَسين روزهاي سال ۸۵ اتفاق مي‌افتد، ماه در زيرِ پاي شيرِ نشستهِ آسمان، صورت فلكي اسد قرار دارد و قلب‌الاسد، نيز با درخشش زيباي خود به‌نظارهِ اين خسوف نشسته است. نخستين گام ماه به‌درون مخروط نيم‌سايه زمين دقايقي پيش از بامداد سيزدهم اسفند آغاز مي‌شود و نخستين نشانه‌هاي تيره‌شدن ماه، حدود نيم ساعت پس از ورود به‌نيم‌سايه بر چهرهِ ماه نمايان خواهد شد.

چرا ماه در هنگام گرفت در تمام­‌سايه زمين ناپديد نمي‌شود بلكه به‌رنگ سرخ تيره‌اي كماكان، با كمي دقت، پيداست؟ علت، وجودِ جوّ زمين است. گرچه زمين نور خورشيد را سد مي‌كند و سايهِ آن در فضا و در مسير گردش ماه سبب خسوف مي‌شود اما نور خورشيد در اين هنگام در جوّ زمين پخش مي‌شود و بخشي از نور در سايه زمين منتشر مي‌شود. طول‌موج‌هاي بلند نورمرئي، يعني سرخ، بهتر از جوّ عبور مي‌كنند و طول‌موج‌هاي كوتاه بيشتر در جوّ پخش مي‌شوند. در نتيجه نور سرخ ضعيف رسيده از جوّ زمين تمام­‌سايه را كمي روشن مي‌كند و ماه در اوج خسوف با بازتاب اين نور با تَه‌رنگ سرخ ضعيفي پيداست. اما ميزان روشنايي و سرخي ماه در هر خسوف كلي تغيير مي‌كند كه سنجش آن موضوعي جذاب براي منجمان آماتور و دانشمندان است. تاريكيِ ماهِ گرفته در نگاه اول به‌مسير ماه در تمام­‌سايهِ زمين و اين كه چقدر از وسط سايه عبور كند يا لبه‌ها نزديك باشد و اين كه ماه نزديك به اوج يا حضيض (دورترين و نزديك‌ترين فاصله از زمين) باشد وابسته است. اما جوّ زمين نيز نقش‌‌بزرگي‌دارد. ميزان پوشش ابر در لبه‌هاي قرص زمين (نسبت به‌ماه) در ميزان پراكندگي و جذب نور خورشيد تعيين‌كننده است. از سوي ديگر پراكندگي ذرات غبار در جوّ زمين نيز بسيار اثرگذار است. هرچه بيشتر باشند نور بيشتري جذب مي‌شود و تمام­‌سايه تاريك‌تر مي‌شود و خسوف هم همين‌طور. مثال بارز چنين خسوف تيره‌اي در آذر ۱۳۷۱ رخ داد و از سراسر ايران نيز ديده شد. فوران آتشفشان پيناتوبو در آسياي شرقي چنان جوّ زمين را غبارآلود كرده بود كه يكي از تيره‌ترين خسوف‌ها رخ داد.

 منبع:سایت نجوم


ارسال شده در: جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 :: 18:1 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
صورتهاي فلكي فصل تابستان
آسمان شب هاي تابستان پر از زيباييها و شگفتيها ست، ستاره هاي درخشان ، خوشه هاي كروي ، تراكم راه كاهكشان و .... صاف بودن آسمان شبهاي تابستان هم ما را در ديدن اين زيباييها ياري مي دهد و كمتر پيش مي آيد كه هوا ابري باشد. ضمن اينكه دماي هوا هم در شب يا صبح زود بسيار مناسب و دلچسب است. پس فرصت را از دست ندهيم و به ديدن زيباييهاي آسمان شبهاي تابستان بپردازيم.
در تابستان، سه ستارة درخشان در بالاي سرجلب توجه مي كنند. از اتصال فرضي آن ها به يكديگر، مثلثي پديد مي آيد كه به « مثلث تابستاني »( Summer Triangle) مشهور است. سه ستارة راس مثلث هر كدام از يك صورت فلكي گرفته شده اند و عبارت اند از : نسر واقع - Vega ( از صورت فلكي شلياق ، Lyra)، نسر طاير - Altair ( از صورت فلكي عقاب، Aquila) و ردف - Deneb ( از صورت فلكي دجاجه، Cygnus).


(عکسهای استفاده شده در این مقاله مقیاسهای یکسانی ندارند.)
معمولاً براي نامگذاري ستاره هاي درخشان، از اسامي خاص استفاده مي كنند، اما براي تمام ستاره ها نمي توان همين روش را در پيش گرفت چرا كه جدول بندي يا به خاطر سپردنشان بسيار دشوار مي شود. روش متداول براي نامگذاري ستاره ها، استفاده ار الفباي يوناني است. در اين روش، معمولاً درخشانترين ستارة هر صورت فلكي را با حرف اول يوناني، آلفا(α) به همراه نام خود صورت فلكي به كار مي برند. مثلاً ستاره نسر واقع را كه درخشانترين ستارة صورت فلكي شلياق است، α - شلیاق (آلفا شلياق) مي نامند. به همين ترتيب براي ساير ستاره هاي درخشان آن صورت فلكي، از ديگر حروف يوناني، به ترتیب، استفاده مي كنند.
ستاره شناسان آماتورها، معمولاً تعداد زيادي از ستاره ها را با اين گونه نام ها مي شناسند و برايشان كاربرد زيادي دارد. اما اشكال اين روش نامگذاري، اين است كه فقط 26 ستاره از هر صورت فلكي را در بر مي گيرد. نامگذاري جامعتري كه اختر شناسي به نام فلامستيد(Flamsteed numbers) آن را بنياد بنا نهاد، بر مبناي اعداد است.
مهمترين صورتهاي فلكي تابستاني عبارت اند از : جاثی ( الجاثي علي ركبته، مرد به زانو نشسته ) قوس ، عقرب ، دجاجه ، شلياق ( چنگ رومي ، ليرا )و عقاب.
صورت فلكي قوس ( كمان ) : اين صورت فلكي در شبهاي تابستان برفراز افق جنوبي آسمان ديده مي شود و چون مركز كهكشان ما در امتداد اين صورت فلكي قرار دارد، پر است از خوشه هاي ستاره اي و سحابيهاي گوناگون. يكي از اين اجرام، خوشة كروي M22 است كه يكي از زيباترين خوشه هاي كروي آسمان است.



خوشة كروي M22 در شمال شرقي ستاره لاندا (λ )– قوس قرار دارد . اين خوشه را مي توان حتي با دوربين هاي كم توان ( مثلاً 50 ×10 ) به صورت گلوله اي كروي و به نسبت درخشان مشاهده كرد.
شايد لازم باشد دربارة نام گذاري اجرام غير ستاره اي هم توضيحي بدهيم. شارل مسيه(Charles Messier)، اختر شناس فرانسوي، شروع به فهرست برداري از اجرامي كرد كه ظاهري ابر مانند داشتند و به صورت غير نقطه اي ديده مي شدند. نام اين اجرام با حرف M (به مناسبت ابتداي نام مسيه) و يك شماره تعيين مي شود . اين نام گذاري بيش از صد جرم شامل خوشه هاي كروي و باز، كهكشان و سحابي را در برمي گيرد. اغلب آماتورهاي نجوم با تعداد زيادي از اين اجرام آشنايي دارند. برخي از اجرام هم نام هاي متداول ديگري علاوه بر نام مسيه شان دارند. مثلاً خوشة M45 را بيشتر با نام « خوشة پروين » مي شناسند. به شکل کلی، اجرام غيرستاره اي، نام ها يا شماره های مختلفی دارند كه مربوط به فهرست هاي مختلف است. مانند کهکشان NGC2536 یا سحابی IC349.
جسم زيباي ديگري كه در صورت فلكي قوس وجود دارد، سحابي M8 معروف به سحابي مرداب است. اگر هوا به اندازة كافي تاريك و صاف باشد، مي توانيد اين سحابي را حتي با چشم غير مسلح مانند تكه ابري كوچك و كم نور مشاهده كنيد . اين گونه سحابيها ، مكان شكل گيري و ستاره هاي تازه اند. پس ميليون ها سال، تراكم گازها و غبارهاي موجود در اين سحابي، نخستين جرقه هاي تولد ستاره هاي نوزاد را ايجاد خواهد كرد. سحابي مرداب بيش از 500 سال نوري از ما فاصله دارد. نزديك به سحابي مرداب، جسم ديگري وجود دارد به نام M20 كه به دليل شكل ظاهري اش به سحابي سه تكه مشهور است. اين سحابي كوچكتر و كم نورتر از M8 است و فاصله اش از ما به 1500 سال نوري مي رسد
. صورت فلكي شلياق ( چنگ رومي ، ليرا ) : شلیاق صورت فلكي كوچك و زيبايست، آنچه ارزش زيادي به اين صورت فلكي كوچك داده است، وجود ستارة بسيار درخشان نسر واقع(Vega)، در آن است كه درخشان ترين راس مثلث تابستاني است. ستارة نسر واقع ( به معناي كركس نشسته ) از قدر صفر و پنجمين ستارة درخشان آسمان است. نام ديگر آن بنابر روش نامگذاري گفته شده، آلفا (α) – شلياق است. اين ستاره يكي از همسايه هاي خورشيد محسوب مي شود زيرا فقط 27 سال نوري از آن فاصله دارد.



ستاره بتا (β) – شلياق نیز ستارة بسيار جالب توجهي است. آنچه با نام β– شلياق مي شناسيم، در حقيقت شامل دو ستاره است كه به دليل فاصلة كم از يكديگر، چشم ما قادر به تفكيك آنها نيست. يكي از اين ستاره ها و دو برابر و ديگري 12 برابر خورشيد جرم دارند و البته آنكه جرم بيشتري دارد كوچكتر و كم نورتر است! چون ستارة كوچكتر جرم بيشتري دار ، مواد و گازهاي ستارة بزرگتر را به سوي خود جذب مي كند و به دليل وجود همين مواد كدر در اطرافش، درخشندگي اش كاهش يافته است. با گردش ستارة بزرگتر به دور همدم كوچكترش، نور آن از ديد ما كم و زياد مي شود زيرا گاهي در پشت ستارة تاريكتر پنهان مي شود و گاهي در مقابل آن قرار مي گيرد. آنچه ما در آسمان مي بينيم، تغييرات درخشندگي اين ستاره است كه در طول چند شب حتي با چشم غير مسلح قابل مشاهده است. چنين ستاره هايي را « ستارة متغير » مي نامند و اين گونة خاص از متغيرها ، به متغيرهاي گرفتی معروف اند. شما هم سعي كنيد تغييرات درخشندگي β – شلياق را در شب هاي مختلف در آسمان مشاهده كنيد. براي آنكه اين تغييرات را بهتر تشخيص دهيد، درخشندگي اين ستاره را با ستاره هاي اطراف، از جمله γ (گاما) – شلياق مقايسه كنيد. درخشندگي β – شلياق از قدر 3/3 تا 1/4 تغيير مي كند و در زمان بيشترين درخشندگي به نورانيت گاما – شلياق ( كه قدرش 2/3 است ) نزديك مي شود.
ستارة اپسيلون (ε) – شلياق نزديك به نسر واقع قرار دارد و يافتنش دشوار نيست. اگر با دقت به آن نگاه كنيد ( اين كار با چشم غير مسلح بسيار دشوار است، مگر آنكه آسمان كاملاً تاريك باشد و چشمان شما تيزبين ! ) آن را بصورت دو ستاره خواهيد ديد. اينها اپسيلون 1 و اپسيلون 2 هستند. اين گونه اجرام را ستاره هاي دوتايي مي نامند. اما اپسيلون – شلياق ويژگي هاي جالب توجه ديگري هم دارد. اگر اين جفت ستاره را با تلسكوپ 3 اينچي يا بزرگتر نگاه كنيد، خواهيد ديد كه هر يك از اين مؤلفه ها ( اپسيلون 1 و اپسيلون 2 )، خودشان دوتايي اند! در حقيقت مجموعة اپسيلون – شلياق شامل چهار ستاره است كه دوتا – دوتا كنار هم قرار گرفته اند.
در صورت فلكي شلياق سحابي مشهوري وجود دارد كه از نوع سحابيهاي سياره نماست (Planetary Nebula) . از آنجايي كه اين گونه سحابيها اغلب دايره اي هستند ، با ابزارهاي كم توان همانند سياره به نظر مي رسند . هنگامي كه ستاره اي به اندازة خورشيد ، سوخت هسته اي اش را به پايان برساند و مرگش فرارسد ، لايه هاي بيروني اش را با فشار ازخود دور مي كند و باقيماندة ستاره به تدريج كوچك و كوچكتر مي شود . گازهاي پوستة بيروني ستاره ، كم كم منبسط مي شوند و به صورت سحابيهاي سياره نما ديده مي شوند.
سحابي موجود در صورت فلكي شلياق به « سحابي حلقوي شلياق » مشهور است و براي آماتورهاي نجوم جسم شناحته شده اي است. نام اين سحابي در فهرست مسيه ( كه پيش از اين در مورد آن سخن گفتيم ) M57 است. سحابي حلقوي درست در ميان دو ستارة بتا و گاما – شلياق قرار گرفته است و اين امر، يافتنش را ساده تر مي كند. با تلسكوپ هاي كوچك به صورت دايره اي بسيار كوچك و توپر ديده مي شود، اما اگر تلسكوپ 4 اينچي يا بزرگتر باشد، در بزرگنمايي زياد، مي توان آن را به صورت حلقه اي كوچك و مه آلود ( مانند دود حلقه شدة سيگار ) مشاهده كرد.
درست در مركز سحابي، ستارة عامل آن وجود دارد كه تمام گازهاي سحابي از آن خارج شده اند. چون اين ستاره بسيار فشرده و كوچك شده است، ديدنش با تلسكوپ هاي كوچك ناممكن است. اين ستاره را مي توانيد در عكس هايي كه با تلسكوپ هاي بزرگ از سحابي گرفته اند مشاهده كنيد. قطر حقيقي اين سحابي حدود 2/1 سال نوري و فاصله اش از ما بيش از 1500 سال نوري است.
صورت فلكي عقرب ( كژدم ) : اين صورت فلكي در شبهاي تابستان برفراز افق جنوبي آسمان ديده مي شود. معمولاً نام هاي صورتهاي فلكي ارتباط چنداني با شكل ظاهري آنها ندارند، اما دربارة صورت فلكي عقرب خلاف اين است.



اگر با دقت به طرح ظاهري اين صورت فلكي نگاه كنيد خواهيد ديد كه شباهت زيادي به عقرب دار ، به ويژه انحناي دم آن. عقرب از صورت هاي فلكي منطقة البروج است، يعني از آن صورت هايي ست كه خورشيد، ماه و سياره ها از آن عبور مي كنند. اين گونه صورت هاي فلكي را « برج » مي نامند. در فن احكام نجوم اعتقاد بر اين است كه قرار گرفتن ماه در برج عقرب چندان خوشايند نيست و در اين روزها بايد از انجام بسياري كارها پرهيز كرد. اصطلاح « قمر در عقرب » كه امروزة نشانه آشفته حالي و خرابي اوضاع است، از همين امر گرفته شده است .
در صورت فلكي عقرب آنچه بيش از هر چيز به چشم مي خورد، درخشندگي ستاره اي است سرخ رنگ كه نام « قلب العقرب » را بر آن گذاشته اند. اين ستاره ، كه نام ديگرش آلفا – عقرب است، از درخشانترين ستاره هاي آسمان است و رنگ سرخش آن را از ساير ستاره ها متمايز مي كند و زيبايي خاصي به آن مي بخشد. قدر اين ستاره 0.9 و فاصله اش از ما بيش از 500 سال نوري است . قلب العقرب از آن گونه ستاره هايي است كه به ابر غول مشهورند و قطرش به 700 برابر قطر خورشيد مي رسد! رنگ سرخ اين ستاره نشان دهندة دماي سطحي كم آن است كه حدود 3000 درجه كلوين است ( دماي سطح خورشيد حدود 6000 درجه كلوين است ).
در انحناي دم عقرب، تعداد زيادي ستارة دوتايي وجود دارد كه بهتر است با دوربين دو چشمي يا تك چشمي نگاهي به آن ها بيندازيد. ستارة زتا ( ξ ) – عقرب، كه كمي پايين تر از دم عقرب قرار دارد دوتايي ديگري است كه حتي با چشم غير مسلح مي توان دو عضو آن را ديد. يكي از ستاره هاي آن آبي و ديگري نارنجي است.
در صورت فلكي عقرب دو خوشة باز بسيار درخشان وجود دارد كه هر دو را مي توان در شب هاي كاملاً تاريك و صاف با چشم غير مسلح مشاهده كرد. اين دو خوشه درست بالاي دم عقرب قرار گرفته اند. آنكه پايينتر است، M7 و ديگري M6 ناميده شده اند. خوشة M7 را كه درخشانتر است، ساده تر مي توانيد پيدا كنيد. در اين خوشه 80 ستاره درخشانتر از قدر 10 وجود دارد. خوشة M6 را با چشم غير مسلح فقط به صورت لكه اي مه آلود و بدون ستاره مي توان ديد، اما با استفاده از دوربين مي توانيد ستاره هاي آن را آشكارا ببينيد. اگر دوربين در اختيار داريد، سعي كنيد ناحيه اطراف دم عقرب و فاصله بين آن تا صورت فلكي قوس را با دقت نگاه كنيد. در اين بخش اجزام بسيار زيبايي براي ديدن وجود دارند زيرا بخش پرتراكم راه كاهكشان ( كهكشان ما ) از آن جا مي گذرد.
يكي ديگر از اجرام جالب توجه در صورت فلكي عقرب، خوشة كروي M4 است كه از نزديكترين خوشه هاي كروي نسبت به ما محسوب مي شود. يافتن اين خوشه چندان دشوار نيست، زيرا بسيار نزديك به ستارة درخشان قلب العقرب قرار دارد. اگر دوربين داريد ناحية غرب قلب العقرب را بگرديد و اگر دوربين نداري ، سعي كنيد در شبي كاملاً صاف و تاريك آن را با چشم غير مسلح پيدا كنيد.
صورت فلكي دجاجه ( ماكيان و يا قو ) : شكل ظاهري اين صورت فلكي همانند صليب است كه تداعي كنندة پرواز پرنده اي با بال هاي افراشته و گردن دراز است. در انتهاي دم اين پرنده، درخشانترين ستارة صورت فلكي قرار دارد. انتهای دم این پرنده، درخشانترین ستاره صورت فلکی قرار دارد كه نامش « ردف » يا « ذنب الدجاجه » است و يكي از راسهاي مثلث بزرگ تابستاني را تشكيل مي دهد. ذنب الدجاجه به معناي دم ماكيان است كه به مكان آن در صورت فلكي اشاره دارد.



ردف يكي از درخشانترين ستاره هاي كهكشان است و درخشندگي اش حدود 000/80 برابر خورشيد است؛ اگر اين ستاره در فاصلة نزديكي قرار مي گرفت، شب هاي ما را همچون روز روشن مي كرد، اما اكنون در فاصلة 1800 سال نوري از ما به صورت ستاره اي از قدر اول ديده مي شود.
بتا (B) – دجاجه ستارة بسيار زيبايي است. نام ديگر اين ستاره، منقارالدجاجه است كه مكان آن را در صورت فلكي مشخص مي كند (واقع در نوك پرنده يا انتهاي صليب ). زيبايي اين ستاره با چشم غير مسلح مشخص نيست، اما اگر با تلسكوپي كوچك به آن نگاه كنيد در مي يابيد كه اين ستاره از دو عضو تشكيل شده است كه يكي به رنگ طلاي و ديگري آبي است. اغلب آماتورهاي نجوم علاقة زيادي به ديدن اين ستارة دوتايي دارند. قدر هاي دو عضو اين ستاره، 3 و 5 است.
از آنجايي كه صورت فلكي دجاجه در مسير راه كاهكشان قرار گرفته است ، اجرام زيبايي را مي توان در آن با دوربين مشاهده كرد. از جمله، خوشه هاي باز، سحابيهاي درخشان و سحابيهاي تاريك. يكي از خوشه هاي باز موجود در دجاجه، خوشة M39 است كه با چشم غير مسلح به صورت تودة مه آلود كوچكي ديده مي شود و با دوربين مي توان جلوة بهتري از آن را مشاهده كرد.
صورت فلكي جاثي ( الجاثي علي ركبته ، مرد به زانو نشسته ) : جاثي ستاره هاي چندان در خشاني ندارد اما پرنورترين خوشة كروي آسمان نيمكرة شمالي در آن قرار دارد. خوشة كروي M13 از ما حدود 2100 سال نوري فاصله دارد و مي توان آن را با چشم غير مسلح به صورت توده اي ابر مانند مشاهده كرد. يافتن آن چندان دشوار نيست، زيرا اين خوشه در خط واصل دو ستارة اتا و زتا – جائي قرار گرفته است.



آن دسته از صورت هاي فلكي كه تا كنون نام برديم، يا مربوط به منطقه البروج بودند يا در بالاي سر قرار داشتند. بجاست كمي هم به سراغ صورتهاي فلكي دور قطبي برويم كه در سمت شمال آسمان ديده مي شوند.
يكي از اين صورتهاي فلكي، دب اصغر (خرس كوچك) است كه آشناترين ستارة آسمان را در خود دارد، ستارة قطبي يا ستارة شمال يا جدي. اين ستارة قدر دوم به اين علت يگانه است كه در امتداد محور دوران زمين قرار گرفته است و اين طور به نظر مي رسد كه كه در طول شبانه روز، تمام كرة آسمان و ستاره هاي موجود در آن به دور ستارة قطبي مي گردند. بنابراين، اين ستاره در آسمان جايگاه ثابتي دارد و از همين رو مي توان از آن به عنوان راهنمايي مناسب براي يافتن جهت شمال استفاده كرد.



نام ديگر ستاره قطبي، آلفا (a) – دب اصغر است كه پرنورترين ستارة اين صورت فلكي است. اگر با تلسكوپي كوچك به اين ستاره نگاه كنيد، مي تواند همدم كم نورتر آن را كه از قدر نهم است، در فاصلة كمي از آن تشخيص دهيد.
يكي ديگر از صورت هاي فلكي دورقطبي، « ذات الكرسي » (صاحب و خداوند تخت ) است كه شكلي فراموش نشدني دارد. بسته به اينكه در چه جهتي قرار گرفته باشد ، مي توانيد آن را به صورت حروف M يا W مشاهده كنيد و در ميان ساير ستاره ها تشخيص دهيد.



در ناحية اين صورت فلكي، مي توانيد با دوربين تعداد زيادي ستارة كم نور را مشاهده كنيدكه جذابيت زيادي دارند. در ضمن، چندين خوشة باز هم در ذات الكرسي وجود دارد كه معروفترين هايشان خوشه هاي M25 ، M103 هستند.
قيفاووس هم يكي ديگر از صورت هاي فلكي دور قطبي است. شكل ظاهري آن شبيه به خانه ايست كه شمالي ترين ستاره اش در راس شيرواني آن قرار دارد. اگر چه ستاره هاي اين صورت فلكي چندان در خشان نيستند، اما همين ظاهر مشخصي كه دارد، يافتن آن را در آسمان ساده مي كند.



يكي از اجرام خاص در اين صورت فلكي ستاره اي است متغير كه سه گروه دسته اي از ستاره هاي متغير است. اين ستاره، دلتا (-)- قيفاووس است كه قدرش از 5/3 تا 4/4 تغيير مي كند و حتي مي توان اين اختلاف درخشندگي را ( كه در عرض 5 روز رخ مي دهد ) با چشم غير مسلح تشخيص داد. دلتا – قيفووس برخلاف ستارة بتا – شلياق كه پيش از اين گفتيم، عضوي از مجموعه اي دوتايي نيست تا بر اثر گرفتگي يا كسوف، درخشندگي اش تغيير كند، بلكه درخشندگي خود ستاره كم و زياد مي شود. اين گروه از ستاره هاي متغير را ( به افتخار همين دلتا – قيفاووس ) « متغير هاي قيفاووسي » مي نامند.
ستارة جذاب ديگري كه در اين صورت فلكي وجود دارد، مو ( -) – قيفاووس است كه نام « ياقوت » را براي آن برگزيده اند. اين ستاره، رنگي سرخ دارد و در حقيقت سرخ ترين ستارة قابل مشاهده با چشم غير مسلح است. آنچه عجيب است، تغيير رنگ اين ستاره به هنگام تغيير درخشندگي آن است. درخشندگي مو – قيفاووس به طور نامنظم از 7/3 تا 5 تغيير مي كند. در حالت بيشترين درخشندگي كاملاً سرخ است، اما همين كه نورش كاهش مي يابد ، رنگش هم عوض مي شود

منبع:آقای آزادگان



ارسال شده در: جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 :: 17:53 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
نوشته های انوشه انصاری

خیلی ها می خواهند بدانند چگونه در فضا حمام می کنیم؟ چگونه دندانهایمان را مسواک می زنیم؟ چگونه موهایمان را می شوییم؟

خوب دوستان باید اعتراف کنم که رعایت بهداشت در فضا کار چندان ساده ای نیست. اینجا دوش یا شیرآبی که آب زلال از آن جریان داشته باشد ‌یافت نمی شود. آب دز اینجا به جای اینکه جریان یابد شناور می شود. این موضوع از شست و شو یک صحنه جنگی تمام عیار می سازد. خوب پس لابد می پرسید آنهایی که آن بالا و در فضا اقامت دارند برای شست و شو چه می کنند؟

ما در اینجا حوله های مرطوب لیفهای نم دار و حوله های خشکی داریم که ار آنها برای تمیز کردن بدنمان استفاده می کنیم. افراد معمولا روزی یک حوله مرطوب و چندین حوله خشک برای این منظور به کار می برند. هر کسی یک بسته بهداشتی مخصوص به خود دارد که در آن مسواک -ابزار ریش تراشی- کرم و سایر مایحتاج مورد نیاز تعبیه شده است. من بسته دیک را گرفته ام که در آن ریش تراش و کرمهای مختلف مخصوص ریش تراشی موجود است اما لوازم ارایشی در آن یافت نمی شود.

مسواک زدن در فضا خود لطیفه ای دیگر است. شما نمی توانید پس از پایان مسواک زدن دهان خود را با آب بشویید و در انتها آب داخل دهانتان را بیرون بریزید. در اینجا باید در انتهای مسواک زدن هر آنچه در دهانتان است را قورت دهید. فضانوردان به این کار اثر نعنای تازه می گویند.

آب در اینجا بسیار با ارزش است و مرتب بازیابی می شود. هیچ چیز مرطوبی دور ریخته نمی شود مگر اینکه در هوا تبخیر شود. یک واحد هدایت و جمع آوری رطوبت موجود در هوا را مرتب بخار آب موجود در هوا را جمع آوری و پالایش می کند تا مجددا مورد استفاده قرار گیرد. این موضوع حتی لباسهای ورزشی فضانوردان را بعد از تمرینات ورزشی نیز شامل می شود. 

اینجا در ایستگاه فضایی تجهیزات ورزشی زیادی وجود دارد. برای مثال یک چرخ افقی که باید به زحمت آن را چرخاند و دوچرخه ثابتی که چشم انداز بسیار بدیعی به زمین دارد در بخش روسی ایستگاه مستقر است. فضانوردان و کیهان نوردان هر روزه و گاهی اوقات دو بار در روز به تمرینات ورزشی می پردازند تا از اثر مخرب بی وزنی بر ماهیچه و استخوانهای خود بکاهند. شاید شما ندانید که اگر انسانی برای مدتی طولانی در شرایط بی وزنی اقامت کند از آنجا که برای جابجا شدن و یا جابجا کردن لوازم به نیروی زیادی احتیاج ندارد ماهیچه های او شروع به آب رفتن و چروک خوردن می کنند. وزنی وجود ندارد و بنابراین شما برای جابجا کردن احتیاج به صرف انرژی ندارید. همچنین بدن شروع به دفع کلسیم می کند و فضانوردان به پوکی استخوان مبتلا می شوند.  

                  با تشکر از آقای کیشید ابطحی به خاطر تهیه این مقاله

 



ارسال شده در: یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 :: 22:31 :: توسط :
خبری از انجمن
به نام خدا

بالاخره کلاسهای المپیاد نجوم برگزار شد

معلم این کلاس ها آقای آزادگان هستند

و اما کلاسها روزهای زوج هفته به کمک آقایان مهمانروش(مدیر) و ملک کندی(معاون وحامی اصلی انجمن) با تعداد ۱۳ نفر برگزار می شود من به همه میگم هر کی نیومد سرش کلاه رفت

در ضمن فرارسیدن دهه فجر را تبریک و عاشورا را تسلیت میگوییم



ارسال شده در: جمعه سیزدهم بهمن 1385 :: 17:28 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
كليد آسماني
يافتن صورتهاي فلكي با استفاده از دب اكبر
يافتن صورت هاي فلكي و آشنا بودن با مكان و شكل كلي آنها از ابتدايي ترين و در عين حال مهمترين كارهايي است كه هر منجم آماتور بايد انجام بدهد. اما براي همين كار ساده و ابتدايي نيز داشتن كليد راهنما بسيار كارگشا است.
شايد از مهمترين كليدهاي راهنماي شما در يافتن صور فلكي آسمان، صورت فلكي دب اكبر باشد. استفاده و كمك از اين صورت فلكي به سادگي مي توانيد 8 صورت فلكي دیگر را بيابيد و البته در آينده با استفاده از همين 8 صورت فلكي، صورتهاي ديگر را خواهيد يافت. ابتدا با خود دب اكبر شروع كنيد. يافتن 7 ستاره اين صورت فلكي معروف به آبگردان كار مشكلي نيست و بايد بتوانيد تنها با نگاه كردن به سمت منطقه شمالي آسمان اين هفت ستاره را بيابيد. جالب است بدانيد كه هر هفت ستاره اين آبگردان نام خاصی دارند به این ترتیب:
α - دُبه، β - مراق، γ - فخذ ،δ - مغرز، ε - جون، ζ - عناق، η - قائد.
Image and video hosting by TinyPic
نخست ستاره قطبي و صورت فلكي دب اصغر
براي يافتن اين ستاره كافي است ستاره β ( مراق) را به α ( دبه ) وصل كنيد و به اندازه پنج برابر اين فاصله، ادامه دهيد، به ستاره قطبي مي رسيد. ستاره قطبي درخشان ترين ستاره از صورت فلكي دب اصغر است. شكل كلي صورت فلكي دب اصغر - اندازه زيادي همچون صورت فلكي دب اكبر است، كمي كوچكتر و با ستارگاني كم نور تر.
Image and video hosting by TinyPic
دیگر صورت فلكي كه يافتن آن با کمک دب اكبر، آسان است، صورت فلكي عواست. پرنورترين ستاره اين صورت فلكي، سماك رامح، ستاره اي از قدر 06/0- و به رنگ زرد طلايي است كه در فهرست هاي ستاره اي از نظر درخشندگي ظاهري، چهارمين ستاره آسمان است . براي يافتن اين ستاره كافي است دسته آبگردان دب اكبر را با همان انحناي دسته ادامه داده، اولين ستاره پرنوري كه بر سرراهمان قرار مي گيرد سماك رامح است، خود صورت عوا هم هر چند كه صورت فلكي بزرگیست، اما يافتنش اندکي مشكل است كه البته با استفاده از نقشه هاي ستاره اي و کمی دقت ، حتما آن را خواهيد يافت.
Image and video hosting by TinyPic
انحنايي را كه از دسته آبگردان شروع كرده بوديد و به سماك رامح رسيده بود را همچنان ادامه دهيد. به ستاره ای سفيد و درخشان مي رسيد از قدر صفر. اين ستاره از ديدگاه درخشندگي ظاهري پانزدهمين ستاره سراسر آسمان است و نامش سماك اعزل ، پرنورترين ستاره از صورت فلكي سنبله است. سنبله صورت فلكي پهناوریست كه براي يافتنش به کمی دقت نياز مندید. سنبله از صور فلكي دايره البروجي است.
Image and video hosting by TinyPic
صورت فلكي ذات الكرسي با ستارگان درخشان و شكل مشخصش، شايد نياز چنداني به راهنما نداشته باشد. اما به هر حال براي آنانكه مطمئن ترين راه ها را راههاي راهنما دار مي دانند، همچنان دب اكبر راهنماي خوبي است. از زتاي دب اكبر ( يعني عناق ) خطي به ستاره قطبي وصل كنيد و آن را ادامه دهيد. به اندازه تقريبي خط "ستاره قطبي – عناق" از ستاره قطبي گذر كنيد به صورت فلكي ذات الكرسي كه به شكل M يا W در آسمان ديده مي شود خواهيد رسيد.

Image and video hosting by TinyPic
قيفاووس ، صورتي فلكي است كه گاه يافتن آن حتي براي آنهاكه سابقه بيشتري در نجوم دارند نيز مشكل است، كم نوري نسبي ستارگان آن، گستردگي و نيز قرار گرفتن در مسير راه شيري همه از عواملي است كه يافتن آن را سخت مي كند. براي يافتن اين صورت فلكي دو ستاره α و β دب اكبر را به هم وصل كنيد و آن قدر ادامه دهيد تا به ستاره قطبي برسيد. حال اين خط را به همان اندازه α دب اكبر-ستاره قطبي ادامه دهيد، به ستاره معروف دلتا-قيفاووس مي رسيد. معروفيت اين ستاره در تغيير نورانيت آن است بنابراين تعجب نكنيد اگر گاهي اين ستاره را درخشان مي بينيد و گاهي خيلي كم نور.
Image and video hosting by TinyPic

اكنون به سراغ آن دسته از صوَر فلكي برويم كه كمي دورتر هستند و شايد در شب هاي فصل تابستان نتوانيد آنها را ببينيد. ستاره دلتا دب اكبر(مغرز) را به آلفا دب اكبر(دبه) وصل كنيد و حدود 4 برابر آن ادامه دهيد. ستاره اي بسيار پرنور به نام عيوق(آلفاي ارابه ران) را مي بينيد. اين ستاره با قدر 05/0+ ششمين ستاره پرنور آسمان است. صورت فلكي ارابه ران هر چند صورت بزرگيست اماشكل پنج ضلعي آن به خوبي در آسمان پيداست و مشكل چنداني براي يافتن آن نداريد.
Image and video hosting by TinyPic

صورت دو پيكر يا دوقلوي آسماني هم صورت فلكیي است كه براي يافتن آن مي توانيد از دب اكبر استفاده کنید. کافیست دلتای دب اکبر(معرز) و بتاي دب اكبر ( مراق) را به يكديگر وصل كنيدو حدود سه برابر آن را ادامه دهيد به اين ترتيب ستاره درخشان بتا از صورت فلكي دو پيكر ( جوزا ) را مي بينيد. با استفاده از ستارگان درخشان دو پيكر و مراجعه به نقشه ستاره اي می توانید كل اين صورت فلكي را بیابید.
Image and video hosting by TinyPic

و بالاخره شير آسماني، صورت ديگري است كه يافتن آن از طريق دب اكبر آسانست. اگر ستارگان دلتا و گاماي دب اكبر را به هم وصل كنيد و از سوي گاما به اندازه تقريبي 8 برابر ادامه دهيد به ستاره به نسبت سرخرنگي به نام قلب الاسد مي رسيد. آلفاي اسد ( شير ) با قدر 35/1+ از ستارگان پرنور آسمان است. بر فراز اين ستاره، پنج ستاره كم نور تر با آرايشي به شكل يك علامت سئوال ديده مي شود كه در اصل سر شير را تشكيل مي دهد و كمي دورتر و در سوي چپ اين علامت سئوال، مثلثي قائم الزاويه كه انتهاي تنه شير را مي سازد ديده مي شود.
Image and video hosting by TinyPic

اكنون با استفاده از صورت فلكي دب اكبر 8 صورت فلكي ديگر را يافته ايد كه البته با هر يك از اين صوَر، تعدادي صورت ديگر را خواهيد يافت. به اين ترتيب، مجموعه اي از صوَر فلكي را مي توانيد بيابيد و اندك اندك در شناخت آنها مهارت هاي لازم را بيابيد.
برای مطالعه انگلیسی این مطالب و یافتن مراجع انگلیسی، اینجا را ببینید

منبع:آقای آزادگان



ارسال شده در: جمعه سیزدهم بهمن 1385 :: 17:23 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
سخنی با شما
با سلام

انجمن نجوم آماتوری مدرسه غیر انتفاعی اندیشه برنا اتمتم امتحانات نیمسال اول را به شما دوستان تبریک میگوید

در ضمن آقای سینا که متاسفانه نمیشناسمت بیا رودررو تو مذرسه باهام حرف بزن ببینم چی میگی؟



ارسال شده در: یکشنبه یکم بهمن 1385 :: 15:39 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
آشنایی با مقدمات نجوم
آغاز راه ...
در ابتداي راه لازم است كه با يك سري از مفاهيم و واژه هاي اختصاصي اختر شناسي كه حالت پايه اي دارند آشنا باشيد . در اين بخش به اختصار اين واژه ها را عنوان كرده و با ذكر مثالهايي كوتاه به روشن كردن معني و مفهوم آنها مي پردازم.
از قدر(Magnitude) شروع مي كنيم : قدر واژه اي است براي بيان ميزان درخشندگي و روشنايي يك ستاره يا هر جرم آسماني ديگر .
از ديگر مفاهيم بنيادي در اختر شناسي فاصله، يا اندازه زاويه اي است . اين مفهوم به اين علت مهم است كه شما براي بيان مکان اجرام آسماني و نيز درج فاصله يك ستاره تا ستاره ديگر، نمي توانيد فاصله حقيقي اين دو ستاره را عنوان كنيد، بلكه از مفهوم فاصله زاويه اي استفاده مي كنيد. اما چرا زاويه؟ اگر به آسمان نگاه دقيقي بياندازيد، آن را مانند يك كره بر فراز سرتان مي بينيد و اين همان كره سماوي(CelestialSphere ) فرضي است كه از دوران باستان تا كنون با آن سر و كار داريم . كره سماوي ( آسمان ) كره اي است فرضي كه ما در مركز آن قرار داريم و تمام اجرام آسماني بر سطح آن چسبيده اند .
حال براي آنكه فاصله اجرام آسماني كه براي ما خيلي دوردست هستند را نسبت به يكديگر بيان كنيم از زاويه ها استفاده می كنيم . مثلاً مي خواهيم فاصله بين ستاره X با ستاره y زا بدانيم. در كتاب ها مي نويسند ستاره X در 2 درجه اي ستاره y قرار دارد. اين به آن معني است كه اگر از X خطي به سوي چشممان بكشيم و از y نيز به همين ترتيب، آنگاه زاويه بين اين دو خط 2 درجه است . از همين زاويه ها براي بيان اندازه اجرام آسماني هم استفاده مي شود . مثلاً مي گوييم قطر ماه كامل ( بدر ) 5/0 درجه است يعني دو خطي كه از دو لبه ماه بدر(full moon) به سوي چشممان مي كشيم با همديگر زاويه نيم درجه اي مي سازند .
حال كه بحث كره آسماني را پيش كشيديم خوب است با چند مفهوم ديگر مرتبط با كره آسمان آشنا شويد. اينها عبارتند از سر سو ( سمت الراس-Zenith )، استواي سماوي(Celestial Equator)، دايره البروج(Ecliptic) و افق(Horizon) .
هنگامي كه شما در رصدگاهتان مي ايستيد، فرض بر اين است كه در مركز كره آسمان هستيد ( طبق تعريف كره آسمان ) يك دور كامل به دور خود بچرخيد، اگر در مكاني هستيد كه ساختمان هاي بلند يا كوهستان اطراف شما را نگرفته است. ( مثلاً دريا يا كوير ) مكاني را مي بينيد كه انگار آسمان به زمين چسبيده است اين مكان را دايره افق مي گوييم. دايره افق نمايانگر حد قابل ديد شماست. به عبارتي شما تنها مناطق بالاي افق را مي توانيد ببينيد. اكنون كه دايره افق را مي شناسيد لازم است با نقطه مهم ديگري از كره آسمان آشنا شويد. اين نقطه سرسو ( سمت الراس ) است. سر سو نقطه اي است درست بر بالاي سر شما به عبارتي فاصله زاويه اي سر سو تا افق 90 درجه است.
تا اينجا و اطلاعاتي كه كسب كرده ايد مي توانيد يكي از دستگاههاي مختصات آسمان را كه كاربرد زيادي دارد، بشناسيد اين دستگاه به نام "دستگاه مختصات افقي"(Horizon Coordinates System) معروف است. در اين دستگاه مختصات، دو مختصه سمت(Azimuth) و ارتفاع(Altitude) نقش دارند.
ارتفاع ستاره X يعني فاصله زاويه اي ستاره X از افق، به عبارتي اگر دايره اي رسم كنيم چنان كه از سر سو و ستاره X گذر كند و بعد افق را قطع كند، زاويه بين افق و ستاره ( روي اين دايره فرضي ) را ارتفاع اين ستاره مي ناميم .
زاويه سمت نيز زاويه اي است بر افق كه شروع آن ( صفر ) و نقطه شمال (N) است و پايان آن نقطه برخورد دایره عبوری از ستاره و سرسو با افق. البته جهت اندازه گیری اين زاويه از سوي شمال به شرق است نه به سوي غرب .
به اين ترتيب با داشتن دو مختصه سمت و ارتفاع قادر به مشخص كردن مكان يك ستاره يا جسم ديگر خواهيد بود .
اما همانطور كه خودتان هم مي توانيد متوجه بشويد اين دو مختصه براي اجرام آسماني ثابت نيست، چرا كه هم مكان جرم آسمانی در طي ساعات روز تغيير مي كند، ( حركت روزانه يا طلوع – غروب اجرام آسماني كه در اثر چرخش زمين به گرد محور خود ايجاد مي شود ) و هم اينكه اگر شما مكانتان را بر زمين تغيير دهيد ( چون دايره افق براي شما عوض مي شود ) مكان ظاهري اجرام آسماني هم براي شما تغيير مي كند بنابراين سمت و ارتفاع اجرام آسماني دايم در تغيير است .
براي آنكه بتوانيم به دستگاه مختصاتي ثابت دست بيابيم از دستگاه ديگري به نام دستگاه قطبي ( استوايي ) استفاده مي كنيم كه در آینده با آن آشنا مي شويد .
دايره البروج – استواي آسماني – و قطبين آسماني
كره زمين در مركز کره نا متناهي آسمان قرار دارد و به اين ترتيب اگر استواي زمين و دو سوي محور گردش زمين را ادامه دهيم و آن را بر گرد کره آسمان تصور كنيم به مفهوم استواي آسمان مي رسيم به عبارتي استواي آسمان همان استواي زمين است كه بر كره آسمان نقش بسته است . از برخورد محور زمين با کره آسمان قطبين شمال جنوب آسماني پديد مي آيد .
اما مفهوم ديگري داريم با عنوان دايره البروج. دايره البروج مسير حركت ظاهري سالانه خورشید بر گرد زمين است. البته مي دانيد كه در اصل زمين به گرد خورشيد مي چرخد اما آنچه را كه ما مي بينيم حركت خورشيد ( ظاهري ) بر گرد زمين است .
و اما شما در آسمان تعداد زيادي ستاره و جرم آسماني ديگر داريد كه تمام بحث كره آسمان و سيستم هاي مختصات و مفاهيمي از اين قبيل براي شناسايي آنها ابداع شده اند كه 88 صورت فلكي ثبت شده راه حل شناسايي آنهاست.
و بالاخره بحث فواصل حقيقي اجرام آسماني را مطرح مي كنيم كه براي تعيين فواصل معيارهايي وجود دارد . يكي از اين معيارها واحد نجومي و ديگري سال نوري است .
واحد نجومي(Astronomical Unit) طبق تعريف , فاصله متوسط زمين تا خورشيد است . اين فاصله بر اساس اندازه گيري هاي علمي,000/000/150 كيلومتر است (يكصدوپنجاه ميليون كيلومتر). واحد نجومي بيشتر براي اندازه گيري فواصل درون منظومه خورشيدي استفاده مي شود.
اما ستارگان و ساير اجرام آسماني ,فاصله اي به مراتب بيشتر دارند . بنابراين ايجاد معيارهاي جديدتر و بزرگتر ضروري است . بنابراين دانشمندان مفهوم سال نوري(Light-Year) را ابداع كرده اند .
مي دانيد كه نور بيشترين سرعت را در كل كيهان دارد . فاصله اي را كه نور در مدت يكسال و در مسير مستقيم طي مي كند سال نوري مي گويند . اين معيار طبق محاسبه عبارت است از9460800000000(نه تیلیارد و چهارصد و شصت میلیارد و هشت صد میلیون)كيلومتر. از اين فاصله و معيار براي بيان فاصله اجرامي چون سحابي ها، ستارگان ، خوشه هاي ستاره اي و كهكشان ها استفاده مي شود .

منبع:آقای آزادگان



ارسال شده در: یکشنبه یکم بهمن 1385 :: 15:36 :: توسط : یکی از نویسندگان وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام خوش اومدین!این وبلاگ توسط اعضای اصلی انجمن اندیشه ی برنای ارومیه هدایت میشود!خوشحال میشیم اگه ما رو با نظراتتون راهنمایی کنین!

CURRENT MOON